دوشنبه , اردیبهشت ۳۱ ۱۳۹۷
خانه / تحلیل ها / کاهش قیمت نفت…خوشحال باشیم یا ناراحت

کاهش قیمت نفت…خوشحال باشیم یا ناراحت

خیلی دوست دارم که فقط در مورد مسائل اجتماعی بنویسم اما گاهی اوقات گریزی هم به سیاست و اقتصاد خالی از لطف نیست.

میدونیم که قیمت نفت توی سه سال گذشته رشد خیلی زیادی داشت و از این بابت دولت نهم درآمد زیادی نصیبش شد.چیزی در حدود 190 میلیارد دلار توی سه سال.در مقام مقایسه خاتمی توی 8 سال 194 میلیارد دلار نفت فروخت.

همین اوضاع برای شاه هم اتفاق افتاد.از حدود سال 51 تا 56 درآمد نفتی ایران رشد چشمگیری داشت و شاه علیرغم توصیه کارشناسان وقت بصورتی کاملن شتابزده اقدام به توسعه اقتصادی مملکت کرد و تمام دلارهای نفتی رو یکباره وارد جامعه کرد که در نهایت به انقلاب 57 منجر شد.اگر به آمار توسعه زیرساخت توی اون سالها رجوع کنید می بینید که اوضاع اقتصادی مملکت از سال 50 تا 56 چه تفاوت خیره کننده ای داشته.این سه سال گذشته هم همین اتفاق افتاد با این تفاوت که اینبار تحریمها،اجازه توسعه زیرساخت رو نداد و هر چه بیشتر پول بی زبون نفت رو تبدیل به لوازم خانگی لوکس مثل کولرهای اسپلیت،تلویزیون های lcd خدا اینچ و موبایل و لپ تاپ و دسکتاپ و …) کردیم.

شاه با انقلاب 57 صحنه سیاسی ایران رو ترک کرد و بهای استبداد و حماقتش رو پرداخت.اما در مورد دولت نهم چه پیشبینی میشه کرد؟در خرداد 88 چه اتفاقی خواهد افتاد؟من فکر می کنم جناح حاکم تصمیم بگیره بطور موقت از قدرت فاصله بگیره و مشکلات و تبعات کاهش قیمت نفت بعد از ورود شدید نقدینگی به بازار رو بگذاره واسه دولت بعدی حالا هر کی میخواد باشه.دولت بعد هم درنهایت مجبور هست بودجه های عمرانی اش رو کاهش بده تا از پس مخارج جاری مملکت بر بیاد.مردم هم این وسط چقدر خوشحال میشن که فقط احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور نشده!

به نظر من پایین بودن قیمت نفت برای ایران برکت بزرگی به حساب میاد و کمک میکنه به اصلاح زیرساخت اقتصادی.وقتی دلارهای سرشار نفتی وارد می شد کسی توجهی به مشکلات ساختاری اقتصاد نمی کرد چون اصولن نیاز و لزومی به اصلاحش دیده نمی شد.به نظر من هر چی که قیمت نفت پایین تر بیاد،وابستگی دولت به مردم بیشتر میشه و این وابستگی در نهایت اگه ادامه پیدا کنه منجر به اصلاح ساختار قدرت میشه.وقتی به برکت نفت بشکه ای 100 دلار،کار کردن یا کار نکردن مردم،درآمد زا بودن یا زیانده بودن صنایع و مالیات دادن یا ندادن اصناف،تفاوتی به حال دولت نکنه و لطمه ای به درآمدش نزنه،معلومه که فکر اصلاح ساختارها نمی افته.

با کاهش درآمدهای نفتی و ثابت موندن قیمت نفت روی 35 دلار،باید دید آیا دولت آینده میتونه از پس خرج اداره امور جاری مملکت،مخارج پیشبرد فن آوری هسته ای،بار مالی ناشی از تحریم ها و سرمایه گذاری خارجی در آمریکای لاتین و سوریه بربیاد؟کدوم از اینها اولویت هستند؟آیا امکان پیشبرد همگی این اهداف برای چهار سال پیش رو وجود داره؟

توضیح:در مورد مرجع اعداد و ارقام صرفن از اینترنت و روزنامه ها و سخنان چهره های مختلف استفاده شد و مرجعی رسمی پیدا نکردم.اگه دوستان مرجعی رسمی سراغ دارند لطف کنند معرفی کنند تا در تحلیلهای آتی ازشون استفاده بشه.

مطلب پیشنهادی

جمعه سیاه، سوغات آمریکایی

هالووین، همبرگر، هالیوود، پاپ کورن و کوکاکولا و … لیست دور و دراز آمریکایی که …

4 دیدگاه

  1. مهدی جون

    این گره کور نه با دندون باز میشه نه با دست

    به نظر من که امید به آینده امیدی کاملا واهی خواهد بود. احمدی نژاد و خاتمی و حتی نهایت امال و آرزوهای ملت، مهندس موسوی، فرقی نمی کنه.

    صورت مسئله رو باید پاک کرد. به عبارت دیگه به جای اینکه مشکلات رو یکی یکی بخواهیم حل کنیم باید همه رو یه جا حل کنیم و دمب محترم رو کول گذاشته و از این سرزمین گل و بلبل با کمال شرمندگی فرار کنیم

    دلیلش همون بحث همیشگی است، از نظر سران قوم اصولا مشکلی وجود نداره تا بخواد حل بشه

  2. من نمیدونم چرا فرخ همه جواب ها رو اونور آب جستجو میکنه. نمیشه که ایران رو از جاش ور داشت و برد گذاشت وسط اروپا یا آمریکا. لازم به ذکر نیست که من و شما موقعیت فرار داریم…بقیه مردم چه کنند؟

    آموزش همگانی تنها راه حل نجاتمونه. شاید امروز نتوانیم ولی فردایی خواهد آمد که من و شما باهم و در کنار هم بتونیم به آموزش بچه های ایران بپردازیم و واقعییات را بهوشون یاداوری کنیم.

  3. امیر جون صبح بخیر بیدار شو بابا

    خواب دیدی خیر باشه

    تو هنوز بدنبال اصلاحی؟

    آقا نه تنها دولت که ملت هم نمی خواد وضعش عوض بشه

    اون عده معدودی که احساس می کنن مشکلی هست دو تا راه حل پیش رو دارن:

    1. سعی کنن بقیه رو روشن کنن، فعالیت سیاسی بکنن، مطلب چاپ کنن یا به قول تو آموزش بدن و البته حاضر به تحمل هر توهین و تحقیر و اجرای عدالتی هم باشن. من که به شخصه اگه تو خیابان گشت ارشاد هم بهم گیر بده تا یک ماه حالم خرابه. پس رو من برای این بخش حساب نکنید، شما اگه می تونید بسم الله. در ضمن ابزار آموزشی شما چیه؟ رادیو؟ تلویزیون؟ روزنامه؟ کتاب؟ شرمندتم همش صاحب داره، صاحبش هم پای ارزشهاش با کسی شوخی نداره. پس فقط می مونه انتقال سینه به سینه، می تونی این یکی رو امتحان کنی، نتایج تلاش ها تا الان نشون می ده که نهایت پیشرفت تا یک حلقه فراتر از خویشاوندان نسبی نخواهد بود. آقا مذهب و علایق شدید مذهبی این ملت رو افیون زده کرده و هرکس این افیون رو فراهم کنه بر خر مراد سواره. نتیجه آنکه بله می توان آموزش داد و تلاش کرد اما نتیجه چیه؟ یک عمر اعصاب و روان خودت رو پریشان کنی که چی؟ خوب این ملت و دولت این طوری حال می کنن بزاریم ادامه بدن. چرا ما باید خودمون رو پیر راهی بکنیم که نتیجه ای نداره؟

    2. خیلی محترمانه بپذیرن که “عیسی به دین خود موسی به دین خود”. اینجا مال اونهایی باشه که این طوری دوست دارن ما هم بریم اونجایی که اونطوری هست که ما دوست داریم. به قول مهدی “ساده ترین راه حل بهترین راه حل هم ست”

    من نمیدونم در این راه حل چه مشکلی هست که امیر همیشه باهاش مخالفه. آیا من به عنوان یک انسان حق انتخاب ندارم؟ عمر آدمی کوتاهه، من میخوام از این عمر کوتاه لذت ببرم، چه اشکالی در این هست؟ حرف حساب من اینه که من می خوام امنیت، آزادی و رفاه داشته باشم. با شرایط کاری و اجتماعی ایران هیچ کدوم به طور کامل برای من فراهم نیست و می تونم با رفتن از ایران اینها رو بدست بیارم حاضرم هستم که در مقابلش سختی دوری از دوستان و خانواده رو تحمل کنم.

    در ضمن من هیچ وقت نگفتم که ایران رو از جاش برداریم ببریم بزاریم وسط اروپا یا آمریکا. اصولا به من ارتباطی هم نداره چون همون طوری که گفتم خیلی از هموطنان عزیزم هیچ تمایلی به دیدن غرب هم ندارن چه برسه به بودن در اونجا.

  4. من فکر نمیکنم ایرانی ها از وضعییت موجود راضی باشند. اگه چیزی نمیگن به خاطر نادانی و ناآگاهی است. این که این مردم افیون زده مذهب هستند حرف همه ماست. این که چه طوری میشه این سم رو بیرون کشید جای بحث داره.
    من همه حرفم اینه که کسایی که به درد این مملکت میخوردند رفتند یا در حال رفتن هستند. این شاید بهترین راه حل برای شخص باشه…ولی مهلک ترین ضربه رو به بدن نیمه جون مملکت میزنه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *