خانه / جهانگردی / سفر به چین (1)

سفر به چین (1)

حمل و نقل عمومی
از لحظه ای که وارد فرودگاه بیجینگ (پکن) شدیم تا چند صد متر قبل از هتل، زیر زمین بودیم. سیستم حمل و نقل پکن روی زمین چندان حرفی برای گفتن نداشت. ولی متروها خیلی پیشرفته و تمیز بودند. تماما مجهز به دو زبان انگلیسی و چینی و حفاظ های اتوماتیک اطراف ریل ها، نشانه هایی از یک کشور کاملا مدرن و صنعتی را داشتند. ولی این نشانه ها روی زمین تا حدود زیادی از بین میروند. پکن شهر آلوده ای است. مقام سوم را در ردیف آلوده ترین شهر های دنیا (بعد از شانگهای و بمبئی) دارد. خیابانها شلوغ و پر از آدمهایی است که خیلی به هم شبیهند. اتوبوسهای قدیمی و تاکسیهای نو همراه با هزاران تاکسی ـ دوچرخه تابلوی ابسترکت عظیمی از این شهر ساخته اند. ما از حمل و نقل عمومی روی زمین فقط دوبار استفاده کردیم. یک بار برای رفتن به دیوار چین و یک بار هم بعد از یک روز طولانی و گرم که تاکسی سوار شدیم. چینی ها مهربانند وقتی راننده نباشند. این مردم وقتی رانندگی میکنند از خود بی خود میشوند. هیچ قانونی نمی شناسند. از رانندگی فقط بوق زدن را خوب بلدند. دیوانه کننده است این همه صدای بوق. به توریست ها هم رحم نمی کنند. در پکن، پیاده ها باید بیشتر از راننده ها حواسشان به ترافیک و جانشان باشد و البته هیچ تضمینی هم در کار نسیت. ما که از نروژ آمده بودیم (و حتما میدانید که در نروژ پیاده ها مقام پادشاهی دارند…همه باید صبر کنند تا اعلیحضرت شخص پیاده از مسیر کنار برود واین قانونی است که زیر پا گذاشتنش 100 تا 150 یورو جریمه دارد) تا دو سه روزی در خیابانها گیج و گنگ بودیم. با گذشت زمان مانند قرباغه و آب داغ، به سیستم عادت کردیم…از این موضوع که بگذریم نکته جالب این که اکثر تاکسی متر ها وقتی نوبت به مسافر های خارجی میرسد خراب میشوند. باید با انگشت ها و ایما و اشاره قیمت را تعیین کنید. این اواخر دیگر حرفه ای شده بودیم. خوب میدانستیم چه طور و با چه انگشتانی باید 10 یا 15 ین را نشان داد. قیمت تاکسی و اتوبوس های شهری فوق العاده ارزان بود. به قدری ارزان که تقریبا همه از فقیر و غنی میتوانند به راحتی تاکسی سوار شده و به مقصد برسند. شاید یکی از دلایل آلودگی بیش از حد شهر همین قیمت بسیار ارزان تاکسی سواری است که خود نشانه ای از قیمت پایین سوخت است.

فرهنگ و عادات اجتماعی
مسلما برای ما که زبان چینی رو اصلا بلد نیستیم قضاوت در مورد مردم و فرهنگشان در چین کار آسانی نیست. ولی از روی شواهد و ظواهر هم میشود تا حدودی به این قضیه پرداخت. مردم پکن به نظر ما فقیر تر از مردم شانگهای بودند. فقر را میشد در جای جای شهر پکن دید و لمس کرد. تعداد بیشمار تاکسی دوچرخه در سطح شهر آدم را دچار حیرت میکرد. مردمی که حاضر بودند برای هیچ (واقعا هیچ)، دو یا سه نفرآدم را از شمال تا جنوب شهر رکاب بزنند. پکن لبریز از کارگر و بارکش بود. البته اینها مجبور بودند در خیابانهای وسیع و شلوغ و در کنار ماشین های شخصی آخرین مدل، بارکشی کنند. به نظر من چین در گذر از دوره صنعتی شدن عده زیادی از مردمش را از دست خواهد داد. کسانی که در لابه لای چرخهای صنعت دیگر نه راه پس دارند و نه راه پیش. در کنار فقر، مردم چین عادت های جالبی هم دارند. مثلا هوا که گرم میشود لباس مردان شهر هم بالا میرود. چه طور؟ پیراهن یا تیشرتشان را تا زیر سینه شان بالا میزنند. به عبارتی دیگر شکم را هوا میکنند. این فقط مخصوص مردان شهر است. زنان به بالا تنه دست نمی رنند، پاها را هوا میدهند. بر عکس تصور ما از چین با زنانی سنتی و موهای اوشینی و لباسهای تاناکورایی، زنان چینی رفتار و پوشش کاملا اروپایی دارند. اکثرا شرت میپوشند یا شلوارک و در مجموع از مردان خوش لباس ترند. از دیگر عادات جالب مردان چینی گلو صاف کردنشان است که واقعا حال آدم را به هم میزند. کوچه و رستوران و فروشگاه ندارد…همه جا گلو صاف میکنند آنهم با صدای خیلی بلند. اگر هم فضای آزاد باشد که ماحصل آن را تقدیم میکنند. ما همیشه چهار چشمی مراقب بودیم که تقدیم ما نشود.
انگلیسی حرف نمیزنند و برای برقراری ارتباط باید از قوه تخیل و بازیگری و ایما و اشاره یاری جست. لیدی کار قشنگی کرد و یک دفتر کوچک نقاشی خرید. هر جا برای خرید میرفتیم و سوالی داشتیم به سرعت طرحی میکشید و به طرف مقابل نشان میداد. خیلی ها اول قه قه میخندیدند و بعد با حرکات سر و دست جواب میدادند. این ابتکار خیلی کمکمان کرد که مثلا غذای اردک سفارش بدهیم نه مرغ. یا گوشک گاو و نه خوک. فروشنده ها معمولا ماشین حساب داشتند و قیمت ها رو با ماشین حساب نشان میدادند. ما هم که میدانستیم باید چانه زد، با ماشین حساب خودشان تخفیف میگرفتیم. در مجموع چینی ها مهربانند. اگر قادر باشند کمک میکنند تا مشکل حل شود. اگر نباشند سعی میکنند خود را به نفهمی بزنند و خلاص.
نه در چین و نه در شانگهای احساس نا امنی نکردیم. حتی در کوچه پس کوچه های تاریک هم همیشه صد ها زن و بچه در هم تابیده اند. عده ای در حال بازی با ورق اند و یا غذا پختن در فضای آزاد و یا خود را میشویند یا فقط جلو در نشسته اند و خود را باد میزنند. هیچ جای این شهر ها خالی از سکنه نیست. توالت های عمومی بیداد میکنند. هر صد متر یک توالت عمومی ساخته اند. ما که نفهمیدیم دلیلش چیست؟ جمعیت زیاد یا مثانه کوچک چینی ها. به هر حال مطمئنم برای تازه وارد ها واقعا حیرت آور است.

چه بخوریم و چه نخوریم؟
ما که خیلی سخت گیر نیستیم ولی غذا خوردن در چین هم معرکه ایست. رستوران زیاد هست ولی چه فایده. منوی انگلیسی ندارند یا اگر هم باشد آنقدر خلاصه نویسی کرده اند که همان بهتر که اصلا ترجمه نمی کردند. لااقل میدانی که نمی دانی چه سفارش داده ای. هیجان خودش را دارد. ما بیشتر از مهارت لیدی در طراحی استفاد میکردیم. حداقل این بود که میدانستیم چه نمی خوریم. غذا ها خیلی تند بودند. انواع و اقسام سبزیجات و فلفل و ادویه را میشد در اکثر غذا ها دید و چشید. یکی از غذاهای مورد علاقه چینی ها کباب است. البته نه کبابی که ما میشناسیم. آنها انواع و اقسام گوشت ها را قطعه قطعه میکنند، به سیخ های کوچک چوبی میکشند و یا روی آتش سرخ میکنند یا در آب جوش میپزند. این غذا را تقریبا همه جا در کنار خیابان میشود پیدا کرد. گروه گروه دور هم مینشینند و صدها سیخ چوبی سفارش میدهند. ده ها آبجو مینوشند، بلند بلند حرف میزنند (اینقدر بلند که ما فکر میکردیم با هم دعوا و مشاجره میکنند)، قه قه میخندند و بالاخره تا دیر وقت ورق بازی میکنند. گاهی ورق بازی و جر و بحث شان را که میدیدم یاد دوران دانشجویی خودم می افتادم.
رستوران های مخصوص غذاهای بد هم دیدیم. متوجه شدیم که سرو غذاهای ویژه به نوعی همگانی نیست و باید بد شانس بود و به رستورانهای خیلی خاص رفت. در شانگهای ندانسته به رستورانی رفتیم که البته منوی انگلیسی هم داشت. چندین صفحه انواع و اقسام غذاها را پشت سر هم لیست کرده بودند. از بین صدها غذا، خیلی محترمانه سوپ نودل سبزیجات سفارش دادیم. چند لحظه بعد در لیستشان سالاد گوش گربه و نوعی سوسیس از گوشت سگ  پیدا کردیم. خیلی جالب نبود که نخورده آنجا را ترک کنیم. به سرعت نودل ها را بلعیدیم  و کلمه ای هم با هم حرف نزدیم. لیدی گربه ها را دوست دارد. تا چند ساعت بعد، حال هیچ کداممان خوش نبود.

مطلب پیشنهادی

گوا

گوا، جنوبی ترین نقطه شبه جزیره هند

درباره این منطقه از هند مطالب خواندنی زیادی در اینترنت یافت می شود. من سعی …

16 دیدگاه

  1. پس بالاخره پروژه چین کلید خورد.امیدوارم حسابی خوش گذشته باشه.مشتاقانه منتظر عکس ها و قیمت ها هستیم.
    آدم از هرچی بترسه به سرش میاد!یادمه از داستان غذاهای چینی خیلی می ترسیدی! اما خب به خیر گذشته.
    در ضمن این عادت گندت شبیه خودمه.من هم زیاد به چهره سیاه شهر ها حساسم و زیاد می بینم.اصولا قدرتم در تشخیص بوی گند خیلی بیشتر از تشخیص بوی خوش هست! برای خودم متاسفم.

  2. جدی هم همینه که میگی. بر عکس فرخ که همیشه زیبایی ها و مثبت ها را ثبت میکنه من سیاهی ها و منفی را. بر میگرده به روحیه آدمها. تو همیشه خط تعادل را خفظ میکنی.

  3. چین ؟ بسیار عالی !

    من همین روزا میرم سنگابور و مالزی و از همتون التماس دعای خیر دارم چون اولین باره اونجامیرم و یه مقدارراهنمایی لازم دارم مثل نرخ غذاوتاکسی وبلیت جاهای دیدنی . واز اونجایی که
    عشق فیلم هم هستم قصد دارم حتما یه فیلم 3بعدی رو ببینم مخصوصا فیلمهای 3بعدی که با تکنیکهای جدید ساخته شده اندمثل AVATAR ,ALICE ,UP
    حالا کی میدونه که آیا در ایندو کشور اینگونه سالنهای سینماIMAX وجودداره یا نه ؟

    با سباس

  4. واسه من هیچ جای چین به اندازه خرید تو بازار ” سیلک مارکتینگ” خوش نگذشت مثلا جنسی رو که فروشنده میگفت 400 یوآن، با کلی خنده و سر به سر گذاشتنش میخریدم 200 یوآن. جالب این بود که خود فروشنده هم میخندید.
    ولی غذاهاشونو اصلا نمیشد خورد واسه همین بیشتر تو فست فود و KFC بودیم.

  5. سلام میشه یه سایت برای رزرو هتل تو شهرهای مختلف چین معرفی کنید ؟ سپاسگذار میشم

  6. سلام.میخاستم بدونم تو سفر یک هفته ای به پکن البته با تور چند دلار پول خوبه که با خودمون ببریم و ایا محدودیتی از لحاظ میزان دلار دارن یا نه؟در مورد بردن داروهای مسکن هم لطفا برام بگید؟ ممنون

    • سلام. به هر حال بهتره جانب احتیاط رو نگه داشت. دلار که نه ولی ین بیشتری باهاتون باشه ضرر نداره. خرج نشد بر می گردونید. تا اونجایی که یادم هست داشتن داروهای معمولی و مسکن ها مشکلی نداره….موفق باشید.

  7. ممنون امیر جان از پاسخت.
    والا من 1000 دلار و 2200 یوان دارم میبرم به نظرت کم میاریم؟(دونفر هستیم) در مورد دارو به من گفتن قرص کدئین رو نمیزارن.درسته؟راستی اونجا شنیدم پول تقلبی زیاده چطوری میشه با چشم تشخیص داد بقیه پولمون تقلبی نباشه؟
    در مورد پارک هپی والی و بی هی پارک هم اگه رفتی لطفا واسم بگو و اینکه ایا ارزش رفتن داره؟و فاصله شون تا پکن چقدره و نرخ کرایه چقدر میشه؟
    بازم ممنونم از پاسخت.ببخشید که سئوالاتم زیاد شد

  8. سلام دوباره. در مورد دارو ها بهترین مرجع، سایت سفارت چین هست. معمولا اونجا یه لیست از اجناس ممنوع رو میشه پیدا کرد. اگر نه که به سفارت زنگ بزنید.
    در مورد پول تقلبی…من نه بهش فکر کردم و نه مورد خاصی دیدم. اکثر کاسب های اونجا آدم های معمولی هستند مثل خود ما ایرانی ها. رستوران ها و مراکز خرید هم که مشکلی ندارند. مگر اینکه بدشانس باشید وگرنه نگرانی خاصی در مورد پول تقلبی وجود نداره.
    در مورد پارک هایی که نام بردید از وبسایت های دیگه کمک بگیرید چون ما از اونها دیدن نکردیم. خوش بگذره.

  9. سلام با تشکر از سایت خوبتون واطلاعات مفیدی که در اختیار ما میگذارید.
    میشه عکس هایی از خیاببانها و شهر های چین برام بفرستین .ممنون

  10. انتشارات فروزان

    سفر به چین
    کتاب شهر ممنوعه
    (راهنمای گردشگری پکن و شانگهای)
    محقق و پژوهشگر: اسماعیل محمودی
    02122443433
    چین جایگاه خاصی در تاریخ و ادبیات کشور ما دارد و سابقه اش به 000/3 سال قبل از پیدایش جاده ی ابریشم برمی گردد
    پیشرفت سریع چین در زمینه های مختلف فناوری، خصوصاً اقتصادی، عاملی جذاب برای تحقیق هر گردشگر و پژوهشگر است تا دریابد که چه عواملی باعث چنین سرعتی در توفیقات چین شده است؛ چین در مدت بیست سال توانسته است به مقام هشتم از نظر اقتصادی در جهان برسد.
    چین را می توان به عنوان کشوری باستانی با قدمتی 000/5 ساله، با سرزمینی پهناور که دارای تعداد بی شماری از مناطق طبیعی، بکر و فرهنگی است، برشمرد.
    در پایتخت سیاسی چین که شهر پکن یا بیجینگ(نقطه مرکزی زمین) است می توان از آثار بسیار زیبا و باستانی: قصر تابستانی، معبد یون فو، معبد آسمانی، کتابخانه ملی، مسجد نیوجیه، دیوار بزرگ چین، مقابر سیزده گانه، میدان تیان آن من، شهر سحرآمیز ممنوعه، پارک جهانی، خیابان وانگ فوجینگ، موزه علوم و فناواری، موزه تاریخ، موزه انقلاب، موزه نظامی، پارک اقلیت های قومی، اپرای پکن، آکروبات ملی و انواع فروشگاه و ……..دیدن کرد.
    درپایتخت اقتصادی چین که شهر شانگهای است می توان از آثار بسیار زیبا و باستانی: میدان خلق، موزه شهرسازی، موزه ملی، منطقه قدیمی یویوان گاردن، خیابان نن جینگ، ساحل رودخانه خوانگ پو، پل حلزونی نن پو چیتا، برج88 طبقه جین مائو، برج رادیو و تلویزیون(تی وی تاور) و مسجد سونگ جیانگ و ……. دیدن کرد.
    این کتاب به عنوان راهنمای گردشگری پکن و شانگهای، حاصل تجربه و حضور نگارنده در آن کشور می باشد
    فصل اول اطلاعاتی از روابط ایران و چین را در ادوار گذشته ارائه می دهد.
    فصل دوم اطلاعات عمومی از کشور چین را ارائه می دهد و کمک مناسبی را به گردشگران جهت آشنایی باجغرافیا و جامعه انسانی و اجتماعی و فرهنگ چین می نماید.
    فصل سوم و چهارم کمک شایانی به گردشگران می نماید که می خواهند به پکن و شانگهای یا فقط به پکن سفر نمایند. اطلاعاتی که در این فصل جمع آوری شده بیش از نیازمندی های یک تور یک هفته ای در پکن و یا دوهفته ای در پکن و شانگهای می باشد.
    فصل پنجم مقررات ورود و خروج به چین را مورد توجه قرار می دهد. درانتهای کتاب لیست لغات روزمره و مورد نیاز جمع آوری شده که از پیوستن چند کلمه، می توان جمله ای کوچک را ساخت و مقصود خود را به شنونده انتقال دهیم. امیدوارم که این کتاب مورد علاقه گردشگران ایرانی به معنای عام از کل کشور چین و به معنای خاص از پکن و شانگهای قرار گرفته باشد و هموطنان عزیز با اطلاعات و شناخت کافی به سفر بپردازند و اطلاعات لازم درباره محل های مورد بازدید را مطالعه کرده باشند و لذت ببرند.
    منتظر تماس شما هستم.

  11. سلام چجوری میتونم از اینجا هتل رزرو کنم کمک کمک

    • سلام. نمی‌تونید مگر اینکه کارت ویزا داشته باشید. Booking.com بهترین سایت واسه رزرو هتل هست.

    • هتل رو از بوکینگ دات کام انتخاب کنید. بعد فقط کافیه شماره کارت اعتباری یکی از دوستان خودتون رو وارد کنید. لازم نیست حتمن کارت متعلق به خودتون باشه. فقط سعی کنید رزرویشنی رو انتخاب کنید که امکان کنسل و پرداخت هنگام رسیدن رو داشته باشه تا از کارت دوستتون پول کم نکنند. در ضمن الان خیلی از آژانس ها هم این امکان رو دارند که بطور مجزا فقط براتون از هر جا بخواهید هتل رزرو کنند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *