خانه / جهانگردی / سفر به چین: پایانی

سفر به چین: پایانی

دیوار چین از نماد های ظلم و در عین حال قدرت چین قدیم است. از مرکز بیجینگ تا نزدیکی های دیوار حدود 70 تا 80 کیلومتر است. ما اتوبوس سوار شدیم و یک ساعت در راه بودیم. اتوبوس مخصوص راه های دور بود و سه صندلی به هم چسبیده در یک طرف و یک ردیف صندلی تک نفره در سمت دیگر اتوبوس کمی باعث تعجب بود. در همه اتوبوسهای بیجینگ یک مسئول بلیط هست که خیلی هم خوش اخلاق نیست.  بلیط میفروشد و درهای اتوبوس را کنترل میکند. این به راننده کمک میکرد که حواسش را چهار دنگ جمع ترافیک وحشتناک شهری کند. دیوار چین بر خلاف تصور قبلی من یک دیوار به هم پیوسته نیست. در واقع مجموعه ایست از ذیوار های گسسته که در جای جای کوهها ساخته شده اند. عظمتی دارند. هر چند که اکثرا بازسازی شده اند ولی هنوز هم میشود قسمت هایی از دیوار اصلی را دید. حیرت آدمی را بر می انگیزد. شیب دیوار با شیب کوه یکسان است و گاهی به 60 تا 70 درجه هم میرسد که در این صورت هیچ راهی برای عبور از روی آن نیست غیر از تعبیه پله. از دور که نگاه میکنی مانند ماری سفید در میان کوههای سبز پیچیده است. خیلی از قسمت های دیوار البته قابل دسترسی نیست. به همین دلیل هم قسمت هایی که برای توریست ها ساخته شده معمولا خیلی شلوغ اند و گاهی باید از میان جمعیت راهی برای عبور پیدا کرد.
نکته جالب اینکه توریست های خارجی بین توریست های چینی مانند سوزنی در انبار کاه اند. جمعیت در این کشور اینقدر زیاد است که خودشان بزرگترین جمعیت توریستشان را تشکیل میدهند. اینطور که میگفتند چینی ها علاقمند به سفر و بازدید اند و حتی در شرایط بد مالی هم حاضرند پول جمع کرده و به سفر های داخلی بروند. این مردم خیلی هم محافظه کارند و عادت به ولخرجی ندارند. در اخبار میخواندم که هر چینی ماهیانه حدود 40 درصد درآمدش را برای روز مبادا کنار میگذارد…الله اعلم.
بعد از بازگشت از سفر، خاطراتمان را با لیدی مرور میکردیم. پرسید حالا که سفرمان به اتمام رسیده است آیا حاضری باز هم به چین برگردی؟ گفتم نه. به این زودی ها بر نخواهم گشت. کمی دلخور شد. گفت شاید سوال بدی پرسیدم ولی بهتر بود این سوال را به شکل دیگری مطرح میکردم. گفتم تلاش کن. گفت در شرایط برابر و با فرض اینکه نمی دانستی چه شرایطی در انتظارت است آیا چین را به عنوان یک مقصد هیجان انگیز انتخاب میکردی؟ بدون درنگ جواب دادم که قطعا انتخاب میکردم. این مقدمه را گفتم تا این نوشتار را با یک توصیه به پایان ببرم. چین قطعا کشوری است که باید دید و تجربه کرد. نباید این موضوع را با مشکلات و گرفتاری های احتمالی در چین اشتباه گرفت. این مشکلات در هر سفری وجود دارد. ما ایرانی ها در کشورمان کمبود هایی داریم و سختی زیاد کشیده ایم و شاید آماده نباشیم کشور هایی مثل چین یا هند را به عنوان مقصد انتخاب کنیم. ولی یادمان نرود که سهراب سپهری هم ایرانی بود. قبل از مرگش به لیلی گلستان توصیه کرد دنیا را بگردد و گفت یادت باشد بنارس (شهری ساحلی در هند) را حتما ببینی. شاید بعد از آن مرگ را گونه ای دیگر ترجمه کنی.

مطلب پیشنهادی

گوا

گوا، جنوبی ترین نقطه شبه جزیره هند

درباره این منطقه از هند مطالب خواندنی زیادی در اینترنت یافت می شود. من سعی …

17 دیدگاه

  1. امير جان
    دستت درد نكنه؛ خيلي عالي بود. واقعا تا حالا اين همه اطلاعات از متن جامعه چين نداشتم و خيلي چيزها ياد گرفتم. فقط كاش چند تا عكس هم مناسب با مطالب نوشته شده گذاشته بودي.

    دقيقا منظور من رو از سوالي كه كردم جواب دادي. من هم هميشه احساس مي كنم ما ايراني ها از ديدن جاهايي مثل هند لذت نخواهيم برد. تو مي گي همه جا رو بايد ديد؛ قبول اما به نظر من ما هنوز خيلي اولويت هاي ديگه براي ديدن داريم.

    ما جامعه اي داريم كه به دليل سنت هاش و موقعيت جغرافيايي بيشتر شبيه يه جزيره است كه تا بوده خودش بوده و ارتباطش با دنيا تا همين اواخر واقعا صفر بوده و حالا تازه به كمك اينترنت و ماهواره داره يه چيزايي از دنياي خارج مي بينه.

    به همين دليل هم هنوز براي خيلي از چيزها آمادگي نداره. بزار منظورم رو با اين مثال بگم؛ ايده چيدن ميزهاي رستوران تو خيابان واقعا ايده قشنگيه و ما هم تو ايران جاي قشنگ براي انجام اين ايده ها كم نداريم. اما تا وقتي كه هنوز مرفه ترين قشر جامعه هم چشم و دلش سير نيست تا چه برسه به اقشار متوسط و پايين تر اين ايده عملي نيست. مي خوام بگم براي انجام هر كاري مقدمات فرهنگي لازمه و لازمه كه جامعه از يه مراحلي بگذره تا به مراحل بالاتري برسه كه ما هنوز تو اولين پله ها هستيم.

    حالا حكايت سفر هم همينه؛ ايراني ها بايد از دوبي شروع كنن تا يه كم راه بيفتن؛ ازتباط برقرار كردن با خارجي ها رو با تجربه كنن.

    بعد كم كم به مقاصد راحت تر اروپا برن و متن جامعه غربي رو ببينند و در عين حال به خاطر امنيت و رفاه تامين شده غربي مشكلي هم در طول سفر براشون پيش نياد.

    بعد به كشورهايي سفر كنن كه شايد كمتر ايراني بهشون رفته و بيشتر محل حضور خود غربي هاست تا كم كم ياد بگيرن بطور كامل رو پاي خودشون بايستند.

    و در آخر برسن به جاهايي كه ديگه همه چي عجيب و هيجان انگيزه.

    البته عواملي از قبيل غلظت ماجراجويي و آشنايي به زبان انگليسي و يا داشتن بستگاني در كشور مقصد ميتونه اين معادلات رد عوض كنه اما به نظرم روال كلي اينه.

  2. اساسی ترین مشکل ایرانی ها در خارج از کشور برقراری ارتباط زبانی است.فرض کنید از انگلیسی به اندازه هیروکلیف می دونستید… چه احساسی داشتید؟واقعن تا حالا به این فکر کرده اید؟
    یاد مولانا افتادم…
    حرف و صوت و گفت را بر هم زنم
    تا که بی این هر سه با تو دم زنم
    احتمالن اون بنده خدا هم در سفرش به قونیه مشکل زبان داشته که این شعر رو سروده و مریدان رو به عالم معنا رهنون شده!
    من با طبیعت خیلی حال میکنم.یکی از جاهایی که حتمن توی برنامه دارم کویر گردی است.یزد که بودیم امکاناتمون اجازه نداد تجربه اش کنیم اما الان حتمن توی برنامه آتی هست.
    طبیعت زیبای لرستان و دریاچه گهر هم برنامه تابستونمون بود که با اتفاقاتی که افتاد بکلی لغو شد.
    من تا حدودی با هر دوی شما موافق هستم.من اگه قرار باشه هند رو ببینم،چندان علاقه ای به مکاشفه فرهنگی ندارم و در عوض دوست دارم ببینم طبیعتش چی داره.از مصر بیشتر به نیل و اهرام و صحراها علاقه دارم تا چای پر رنگ و قلیان عربی.
    همه اینها البته کنار هم هستند اما مثل تماشای سنگ تراش خورده می مونه که وقتی از زوایای مختلف بهش نگاه کنی،دنیاهای متفاوتی رو می بینی.
    طبیعت زیبای ارمنستان و شهر زیبای پراگ هم می تونه مقصدهای بعدی باشه.اما در کل از حق نگذریم،یکی از زیبایی های سفر ندیدن هموطن هاست.در خارج از کشور نمی تونم باهاشون ارتباط برقرار کنم.حداقل اون قشری که به عنوان توریست میان خارج از کشور،برای من غیر قابل تحمل هستند.

  3. دستت درد نکنه زیبا بود ولی نه کامل اگه میشه از این به بعد کاملتر بنویسین مثلا قیمتها
    موفق باشید و خوشبخت

  4. سکینه گفتی و کردی کبابم !!!

    منظورم اشاره مهدی به ایرانیهایی که اونور میبینیم !اصلا فکرشو کردین ما چرا باید اینگونه باشیم ؟

    چرا من ایرونی بادیدن چند تا هموطن حتی جاییکه معمولا ایرانیها نمیرن حالم بد میشه و

    با وحشت از اونا فرا میکنم ؟

    در ضمن اگر کسی هند را دیده برامون از اونجا بنویسه همگی ممنون میشیم .

  5. سفرنامه جالبی بود می تونم بگم تمام لحظات رو مجسم کردم خیلی هم خندیدم. من برای اوایل ماه آگوست2011 به پکن میرم و حتما یاد سفرنامه شما می افتم. 🙂

  6. خوب دوستان! من هم رفتم چین و برگشتم!! سفرنامه امیر خان بسیار جامع و کامل و جالب بود . من فقط با اجازه چند مطلب را برای کسانی که می خواهند از ایران به چین بروند اضافه می کنم:
    1- پکن جای دیدنی خیلی زیاد داره به همین خاطر اگر تور 3روز پکن و 3روز شانگهای رو بگیرید خیلی خسته کننه میشه و با خیال راحت همه جاها رو نمی بینید. برای همین 1هفته برای پکن زمان بگذارید.
    2- 1 شهر نزدیک پکن هست به نام تیانجین که با قطار 20 دقیقه هست لیدر ها با 100$ پیشنهاد میکنند که 1صبح تا شب شما رو اونجا ببرند که شهر واقعا دیدنی هست ولی در فصل تابستان روز وحشتناک گرمی داره ولی شب خنک و خیلی قشنگی داره برای همین بهتره بعد از ظهر از پکن به اونجا رفت نه از صبح. این شهر پنجمین شهر بندری و تجاری چین هست و خیلی دیدنیه.
    3- مطلب بعدی که به ذهنم میرسه بگم اینه که شما اونجا 1لیدر فارسی زبون میبینید و 1لیدر چینی که انگلیسی حرف میزنه. این لیدر چینی ما خیلی زرنگ بود و بعضی مراکز خرید و جاهای بیخودی رو در واقع به مسافرا تحمیل میکرد که خودش از اون مراکز پورسانت بگیره!! مثلا یک وز ما رو تو گرما برد یک جایی که فقط چاقوی آشپزخانه میفروختند و قیمتش هم از تهران گرونتر بود!! خلاصه منظورم اینه که حواستون باشه این چینیها خیلی زرنگند.
    4- ٌپارک جهانی پکن خیلی دیدنی هست هتمن ببینید. سمبل تمام کشورها از جمله تخت جمشید اونجا هست.
    5- یک دریاچه در شهر پکن هست به نام هوهای که یک خیابانی به نام بار داره که شبهاش دیدنی و قشنگه .حتما ببینید.
    6- پکن شهر ارزونی نیست به فکر خرید نباشید بیشتر به فکر گشتن و دیدن جاهای مختلف باشید که کلی جا داره و شاید کمتر پیش بیاد برای تفریح دوباره آدم اونجا بره.
    7- امان از توالت های عمومی .عذاب آورترین قسمت این سفر برای من توالتهای عمومی کثیف با درهای باز بود!
    8-هتل ما Marriot City Wall بود که هتل 5ستاره و خوبی بود فقط صبحانهاش تنوع پنیرش خیلی کم بود!:( ولی هتل بزرگی بود.
    9- حتما یک شب سری به خیابان وان فوجی بزنید .از یک طرف همه برندهای معروف از طرف دیگه شبهاش غرفه های غذاهای عجیبو غریب از هزارپا گرفته تا …. دیدنیه.
    10- اگر اهل عکاسی هستید میتونید 1000 تا عکس عالی بگیرید .در انتخاب همسفر در این سفر بخصوص دقت کنید…. من مسافرت زیاد رفتم و با آدمهای مختلف ولی این سفر کمی فرق داشت. مثلا اینطوری نباشه که شما بخاین برید پارک جهانی رو ببینید ولی همسفرتون بخواد بره شهر بازی :).

    در کل به من که خیلی خوش گذشت. ولی دلم برای ایران خیلی سوخت که چقدر از همه جا عقب افتاده. خیلی چیزای دیگه هست که میتونستم بگم ولی حوصله م تا همین جا بود.

    • دستتون درد نکنه زحمت کشیدید و اطلاعات مفید و جامعی ارائه کردید.

    • زنده باد. بسیار عالی بود. این نوشته میتونه ضمیمه بخش آخر باشه. نکته ای که در مورد راهنمای تور اشاره کردی بسیار مهم بود. این کار توریست.گید ها خیلی مشهوره. اگر نه همه، که خیلی از راهنما ها با فروشگاهها یا بازارهای محلی نوعی قرارداد دارند و متاسفانه کاری هم نمیشه کرد. این قضیه از دید توریست نوعی ظلم و بی انصافی به حساب میاد. از دید میزبان ولی نوعی کسب درآمد محسوب میشه.
      نکته بعدی در مورد همسفر بود که واقعا تیزبینانه بود. همسفر خوب میتونه یه سفر بد رو به یک سفر خاطره انگیز تبدیل کنه. همسفر بد، هر سفری رو جهنم میکنه. با کسی سفر کنید که ازش شناخت دارید. دوستی و سلام و علیک تنها کافی نیست. سفر کردن مثل زندگی کردنه. فقط دوره اش کوتاه تره.

  7. خواهش میکنم آقای مهدی! واقعا نوشتن این مطالب حوصله می خواد که من کم دارم و شما زیاد. وگرنه موضوعات متفاوتی هست که میشه بهشون پرداخت.
    الان یادم اومد که بگم جزو برنامه تور بازدید از کارخانه مروارید /ابریشم/ چای سازی و داروهای سنتی و سنگ یشم هست که هر کدومشون بعد ازتوضیحات شما رو تشویق به خریدن اجناس همونجا میکنند که قیمت اجناسش از همه جا گرونتره. بهتره آدم جوگیر نشه و خرید از اونجاها نکنه.

  8. راستی 1وقت فکر نکنید نمیدونم (حتما ) رو چطوری مینویسند!!! تایپ فارسیم خوب نیست!! 🙂

  9. سلام من قرار بود 28 شهریور برم چین ولی من پشیمون کردن من از خرید زیاد خوشم نمیاد از هند لذت بردم واقعا زیبا بود اینها رو گفتم تا سلایق من رو بدونید به نظر شما به من خوش میگذره یا نه ؟ من دوبی رو به عنوان یه سفر نگاه نمیکنم چون همه ما ایرانیها اونجا رفتیم و چیز قشنگی واسه من که جنوبیم نداره . من تصمیم دارم 10 سال 10 سفر خارج از ایران برم . یکی از کشورها که دوست داشتم و تو برنامه ام بود چین بود و مصر . دوست دارم یه راهنمایی کامل بهم بکنید . ممنون

    • به لیلا
      سلام. سفر به مصر هم شده مثل رویا برای من. یک بار برای ویزا اقدام کردم که پذیرفته نشد. مشکل ویزا برای ما ایرانی ها این سفر رو یا نا ممکن میکنه یا بسیار سخت. البته گمان می کنم این مشکل با دولت جدید مصر تا حدودی بر طرف بشه.
      برای هر سفری باید وقت گذاشت، تحقیق کرد، برنامه سفر تهیه کرد، هزینه ها رو چک کرد و غیره. خوشبختانه اینترنت هست که کمک کنه. تجربه دیگران هم خیلی مهمه.
      اینکه هر چند سال یک سفر خارج داشته باشید موضوعی شخصی است و بسته به علاقه و پول شما است. ولی شخصا اگر تصمیم بگیرم هر 10 سال یک سفر داشته باشم، اون سفر شامل بازدید از چندین کشور خواهد بود. لااقل جبران 10 سال گذشته را خواهم کرد.

  10. Leila Khanoom!

    Safar raftan ke 1 mozooe shakhsiye ,Safarnameye Amir khan kheili kaamel va jalebe shoma ba khoondane in safarname va jamavariye ettelaate dige khodet mitooni tasmim begiri. vali oon chizi ke mosallame china yek keshvare tarikhi va didaniye hamejaaye donya be 1bar didanesh miarze!! 10saal 10saal ke kheili faaseleye toolaniye!

  11. منم دارم چین میرم.2 مهرماه بیجینگ و شانگهای.مرسی از سفرنامه خوبتون 🙂

  12. سلام
    من 3 سال پیش هند رفتم یه چیزی تو مایه های چین هست. مردمی بسیار کثیف و بی فرهنگ و تمدن هستند. زندگیشان 180 درجه مخالف آن چه توی فیلمهاشون می بینید. خیلی راحت کلاه شما را برمیدارند. خیلی بوق میزنند. هر قیمتی برای اجناس میدهند باید چانه زد و قیمتی حدود 10 در صد ان را پیشنهاد داد. مثلا 100000 تومان را ده هزارتومان پیشنهاد بدهید. کلاه ما رو که چند نفر حسابی برداشتند. مثلا کیم 150 تومانی را 1800 تومان به ما فروختند و کمی آن طرف تر یک نفر به ما قضیه را گفت. فقط به یک بار رفتنش می ارزد برای دیدن تاج محل در دهلی نو و دیدن شهر اگرا و جیپور.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *