خانه / جهانگردی / سفرنامه هلند قسمت سوم (آخر): …

سفرنامه هلند قسمت سوم (آخر): …

مشكلات ايراني با منوهاي غذاي غربي

كلا منوي غذاي غربي زياد به مذاق ايراني خوش نمياد. من باهاش كنار اومدم و ديگه تقريبا مي دونم چي به چيه اما عموما ايراني ها كه به غذا خيلي هم سخت گيرند زياد با منوهاي غربي حال نمي كنند.

كوتاه و مفيد يكي دو تا اتفاقي رو كه افتاد بخوام بگم اينها بود:

صبحانه: با اين وعده مشكلي نداشتيم چون هتل به صورت سلف سرويس صبحانه عالي سرو مي كرد.

رستوران دريايي: آلبرت بي غم يه شب ما رو شام برد يه رستوران دريايي كه ديگه مثلا خيلي بهمون حال بده. بچه ها Lobster سفارش دادن من اما اقتدا كردم به آلبرت و Sole سفارش دادم كه يه نوع ماهي بود. سوپ ماهي رو هم امتحان كردم ؛ در عين حالي كه آبكي بود و گوشت ماهي چنداني توش نبود اما مزش عالي بود. تو ايران ما زياد به غذاهاي آب پز اعتقادي نداريم و كباب (Grill) رو به همي چي ترجيح مي ديم و اين قضيه حتي در مورد Lobster هم صادقه و تو رستورانهاي باكلاس ايراني قشنگ كبابش مي كنن. اونجا اما Lobster رو آب پز كرده بودن و يه وسيله اي شبيه انبر هم به همراهش آوردن كه براي شكستن بازوهاي حيوان بدبخت و خارج كردن گوشتش استفاده مي شد. خلاصه كنم كه دوستان اصلا راضي نبودن. اما از Sole براتون بگم؛ در ابعاد ماهي قزل آلا با مزه اي باورنكردني؛ به جرات مي تونم بگم كه خوش مزه ترين ماهي بود كه تا حالا خوردم. سرخ شده بود  و به نظرم خيلي هم استادانه طبخ شده بود.

پيشنهاد مي كنم Sole رو حتما امتحان كنيد.

رستوران ايراني: بعد از تجربه بد دوستان در رستوران دريايي و انعكاس به آلبرت؛ دفعه بعدي خودش ايده رستوران ايراني رو به شكل يه ايده خام مطرح كرد. نمي تونم براتون شادي همسفرانم رو از پيدا كردن يه رستوران ايراني تو Leiden توصيف كنم. من موافق نبودم اما زورم نرسيد. خلاصه رفتيم تو؛ يه رستوران كوچك تو مركز شهر بود كه تا پايان شب هم ميهمان ديگه اي نداشت. يه پسر جوون هيكلي و يه خانم ميانسال كه خيلي از اومدن مشتري ذوق كرده بود مسئولينش بودن. شادي دوباره دوستان از ديدن منوي غذاهاي ايراني ديدني بود. من كباب گوشت گرفتم. بچه ها سراغ قرمه سبزي و قيمه بامجان گرفتن ؛ خانمي كه سفارش غذاها رو مي گرفت خيلي جدي پرسيد كه شما چند سال از ايران اومديد بيرون و وقتي گفتيم سه روزه در كمال تعجب گفت سه روزه دلتون براي قرمه سبزي تنگ شده؟

خلاصه غذاها اومد و چشمتون روزه بد نبينه كه برنجش من فكر كنم يك ماه پيش طبخ شده بود و از فريزر در اومده بود؛ خورشت هاش در بهترين حالت كنسرو گرم شده بود و كبابهاش هم تعريف چنداني نداشت. در كل فضا به نظر من كه دلگير بود. تنها نكته مثبتش دوغ بود كه به من انصافا چسبيد. اما بايد اينم بگم كه بقيه همه از غذا راضي بودن و شايد اين ايراني گريزي من در ممالك غربيه كه عينك بدبيني به چشم دارم. به هر حال من كه راضي نبودم.

بعد از شام موقع برگشت دوستان به من گفتن ديدي الكي مخالفت مي كردي؛ گفتم به نظر من كه كيفيت خوب نبود؛ گفتن آماده كردن همين هم در اينجا كار آساني نيست و از اون گذشته اين پولي بود كه ما مي خواستيم بديم به يه رستوران خارجي خوب داديمش به هموطن هامون. من چيزي نگفتم اما اصلا با اين طرز فكر موافق نيستم؛ اگه كسي توانش رو داره خوب كار خوب و با كيفيت ارائه كنه همه هم استقبال مي كنن. مگه رستوران چيني و هندي موفق تو اروپا كمه؟ مگه رستوران خوب ايراني تو اروپا و آمريكا كمه؟ نه به خدا ؛ فقط بحث كيفيت كاره به نظرم. غذاهاي ما انصافا خوشمزه هستند و به مذاق غربي ها هم ميسازه فقط مثل تمام صادرات ديگه مون بحث كيفيت ارائه خيلي مهمه كه اصلا هم بهش توجه نمي كنيم.

خلاصه شب آخر دوستان دوباره به همون رستوران رفتن كه من البته شانس آوردم نبودم و رفته بودم Delft پيش دوستان زمان دانشجويي كه حال اونجا دكتري مي خونن.

در غرب رستوران ايراني اگه خواسيد بريد خوبش رو پيدا كنيد؛ هر رستوران ايراني لزوما خوب نيست.

ماهي خام: فكر كنم از تصورش هم حالتون بد بشه؛ اما صبر كنيد؛ هر چيزي به امتحان كردنش مي ارزه!

تو اون رستوران دريايي نفري يه تيكه ماهي خام هم بهمون تعارف كردن كه خودش حكايتي داره. هلندي ها از قديم ماهي زياد مي خوردن و در زمان هاي قديم كه ماهيگيرها مثل امروز قايق هاشون يخچال نداشته براي اينكه ماهي سالم و تازه بمونه بهش پياز مي زدن. حالا اين فرهنگ پياز و ماهي تا امروز هم ادامه پيدا كرده و در فصل هايي كه وقت انواع خاصي از ماهيه شما دكه هايي رو كنار خيابون مي بينيد كه ماهي خام پياز زده مي فروشن و براي اينكه از نحوه خوردنش هم ايده اي داشته باشيد آدمي رو در نظر بگيريد كه اين ماهي پياز زده رو با دندون تيكه تيكه گاز ميزنه و مي جوه؛ درست مثل يه مرغ ماهي خوار. اون تيكه كوچك رو به زور خورديم! اما يادآوري خام بودنش خوردنش رو سخت مي كرد. بر خلاف سوشي كه عليرغم خام بودن ماهي اصلا سخت نيست خوردنش اين يكي واقعا سخت بود.

ماهي سالمون هم از اون ماهي هاي درياي شمال هست كه خام هم بخصوص بهمراه سالاد خورده ميشه. به شكل ورقه هاي نازكي مي برنش و به همراه سالاد سرو مي كنن كه انصافا اين يكي رو خيلي دوست داشتم و خوردم. ميگوي خام هم كه به همراه سالاد محشره.

Mac Donald: همبرگرهاي عزيز مك دونالد هم كه هميشه و همه جا حاضرند تا شكم گرسنه شما رو سريع و نصبتا ارزون پر كنند. من زياد از طعم مك دونالد خوشم نمياو و عموما King Burger رو ترجيح مي دم. اما اگه جايي گشنه بوديد و اوضاع بودجه سفر هم رو به وخامت بود شك نكنيد؛ مك دونالد انتخاب خوبيه.

خوب از غذا كه بگذريم مي رسيم به آخرين روز سفر كه كارمون تمام شده بود و من رفتم دلفت پيش رضاي عزيز.

دلفت در تصرف دانشجويان ايران

دلفت شهر كوچك و قديمي هستش كه دانشگاهش هم خيلي معروفه. با ترن از Leiden بيست دقيقه راه بود.

با رضا از زمان “طرح ضربت” دوست بوديم؛ واقعا پسر گليه.  اومد ايستگاه ترن دنبالم و رفتيم تو شهر يه دوري زديم و من به پيشنهاد رضا چند تا پياز گل خريدم كه انصافا هم بهترين سوغاتي بود كه خريدم و يكيشون در عرض چند ماه به گل نشسته.

بعد رفتيم دانشگاه و يه دوري تو دانشكده نفت زديم؛ مثل خيلي از دانشگاههاي ديگه در تصرف ايراني ها بود. باورش سخته اما واقعه تعدادشون زياد بود. يه زماني فقط ماها كه بورس بوديم تو اين دانشكده ها ديده مي شديم اما اين بار چهرهاي زيادي از بچه مايه دار ها رو ديدم كه به خرج خودشون اومده بودن و سالي 60-70 ميليون خرج رو دست باباهه گذاشته بودن و كاملا هم روششون جواب ميداد. با دو تاشون صحبت كردم كه براي فوق ليسانس اومده بودن؛ هر دوتاشون هم كار پيدا كرده بودن يكي با توتال و اون يكي با استات اويل.

دلفت شهر قشنگي بود كه مثل بقيه شهرهاي هلند بافت شهري قديميش رو حفظ كرده و نكته جالبي كه رضا بهم گفت اين بود كه تو قسمت اعياني شهر هلندي هاي مقيم؛ خونه به خارجي ها نمي فروشن. شايد به نظر زشت بياد اما از نقطه نظر ملي كه نگاه كنيد جالبه به نظرم.

دوستي انسان و حيوان هم باز اينجا ديده ميشد. اردكي كه رو بركه خونه داشت و تخم گذاشته بود؛ هيچ بچه اي هم با سنگ نمي زدش. يه جا با دوچرخه ايستادم عكس بگيرم اردك ها فكر كردن مي خوام بهشون غذا بدم بدو بدو اومدن طرفم؛ عكسش رو همين پايين گذاشتم.

پايان: خوب اين همه اون چيزي بود كه يادم مونده از سفر هلند اميدوارم اگه روزي خواستيد به هلند سفر كنيد؛ به دردتون بخوره.

در پايان يه پيشنهاد ويژه براي عاشقان سفر دارم. يه تور اورپا براي خودتون تعريف كنيد كه شامل “هلند”؛ “آلمان”؛ “فرانسه”؛ “بلژيك” و حتي “دانمارك” باشه. بين همشون با قطارهاي سريع مي تونيد رفت و آمد كنيد. يه جستجوي كامل و يه برنامه ريزي دقيق سفر به يادموندني رو رقم مي زنه. اگه دوست داريد اروپاي موفق رو ببينيد اين جاهايي كه بايد ببينيد. چيز زيادي از تاريخ شايد توشون نباشه (بجز فرانسه البته) اما زندگي راحت؛ امن و سبز اروپايي رو مي بينيد و مي فهميد كه استانداردهاي زندگي يعني چي.

درود

مطلب پیشنهادی

گوا

گوا، جنوبی ترین نقطه شبه جزیره هند

درباره این منطقه از هند مطالب خواندنی زیادی در اینترنت یافت می شود. من سعی …

16 دیدگاه

  1. عالی بود. به هوس افتادم اون ماهی لعنتی رو امتحان کنم. اینجا ما هفته ای 3 بار سالمون میخوریم بنابراین خیلی واسمون جذاب نیست. اون لابستر های بدذات خیلی گرونند. نمیشه زیاد طرفشون رفت.
    تیکه رستوران ایرانی و قورمه سبزی خیلی خدا بود.
    به نظرم باید یه وبلاگ عکس درست کنیم و بهش لینک بدیم. اینجوری حجم پست ها کمتر میشه.
    کدوم رضا؟

  2. آره حتما امتحانش كنيد، خيلي ساده با حرارت كم سرخش كنيد.

    رضا ملك زاده رو كه يادته …

  3. این میگوی خام روی سالاد واقعن عالیه.فقط میگوش باید تازه باشه تا بو نداشته باشه.میگو هر چی مونده تر بشه رنگ صورتی اش کمتر میشه و بو دار تر میشه.(کدبانوگری)
    آخ برگر کینگ…پیتزا هات….عمو رضا،عمو رجب،صفدر خان…اهانت به بابا رحیم نباشه اما من برگرکینگ میخوام!
    ما فقط یه بار خرچنگ رو امتحان کردیم توی تایلند.گوشت چندانی نداشت اما خوردنش چالشی واقعی بود تا ما رو مجبور کنه بپرسیم!پیشخدمته هم گفت این چنگک هاش رو بشکنید،گوشت داخلش خیلی خوشمزه است…انبر و این سوسول بازی ها نداشت…چنگال رو برداشت نشون ما داد و بعد با دسته اش تق تق تق شروع کرد به کوبیدن رو دستهای خرچنگه! انگار بخوای بادوم روی میز رستوران بشکنی!البته توضیح داد که با دندون هم میشه شکستش…شبیه تخمه ژاپونی! اما فکر کنم فقط کار خودشون بود.

    به نظر من که این شکل عکس گذاشتن خیلی عالیه.کم حجم هست و کسی بخواد عکس بزرگتر ببینه کلیک میکنه.

  4. با عرض سلام
    باید بگم به نکات زیبا و قشنگی اشاره کردید و همه چیز را در یک سفر تفریحی با صمیمیت کامل در نوشته ها به ارمغان رسوندید.
    در صورت امکان تمایل داریم قسمتی از متن رو با اندکی تغییر و اشاره کوتاه به مطلبتون البته با اجازه شما که امیدوارم این اجازه رو بدید در سایت (بانک اطلاعات و رزرواسیون ) نیاز سفر استفاده کنیم .
    منتظر جوابتون هستیم

    با تشکر
    دوستدار شما نیاز سفر

    • با سلام

      در پاسخ به کامنت شما درخصوص استفاده از مطالب وبلاگ ما به اطلاع می رسانم، با ذکر منبع هیچ اشکالی در استفاده از هر کدام از مطالب ما وجود ندارد

      امیدوارم ما هم بزودی از خدمات متنوع شما استفاده کنیم.

      موفق باشید.

  5. با سلام
    سفرنامه تون جالب و قابل استفاده بود. من قراره هفته آینده به آمستردام سفر کنم. امیدوارم اطلاعات و راهنمایی های شما را بکار بگیرم. وقتی برگشتم حتما عکس های سفر را برایتان می فرستم.
    موفق باشید.

    • فکر بسیار خوبی است.می تونید خود عکس ها یا لینک آپلود شده اونها رو ارسال کنید تا بنام خودتون به سفرنامه هلند اضافه بشه.قطعا باعث پربارتر شدن سفرنامه میشه.

  6. سلام..درباره انواع طعم هاي ماهي تن در تايلند يا در كشورهاي ديگه دارم تحقيق ميكنم ميتونيد كمكم كنيد؟

  7. سلام از سفرنامه شما بسیار لذت بردم من هم عاشق سفر به دوره دنیا هستم و علاقه مند به دیدار از هر منطقه از این کره خاکی البته تا به حال به جاهایی سفر داشتم اما گروهی نبوده اغلب تکی بوده، سوالی دارم اگر ممکنه توری که گروهی و طبیعت گردی در اروپا یا افریقا میشناسید که مناسب است به من معرفی کنید
    ممنون از لطف شما

  8. با سلام

    سفرنامه های شما زیباست چون منو یادسفر ÷ارسال من به هلندانداخت بخصوص که طی سفر با یک خانم بسیارزیبای ایرانی هم آشنا شدم وبعنوان مترجم وحامی ایشون تقریبا همه جای هلند راگشتیم . البته این خانم باشیطنت خاص خودش هنوز عکسهای منو نداده تا نشونتون بدم .
    ولی بنظرم بجز دلفت و لیدن و رتردام هم بسیارزیباست . ولی هلندیها همه جا زیبایی این خانم را تحسین میکردند!!!

  9. نه قربون ایشون اسبانسر لازم نداشتند بلکه میخواستند تنها نمونند وزبان هم درست و حسابی نمیدونستند . این یکی از مزایای چند زبانه بودن هست .

    حالا از سفر فرانسه بهتون نگفتم ! اونجا که نور علی نور بود چون نه هزینه هتل دادم نه غذا نه تاکسی – سر فرصت تو بخش فرانسه و بلزیک براتون مینویسم .

  10. سلام
    کار شما عالیه
    من دیدگاهتون رو که بدون جبهه گیریه دوست دارم
    منم هلند بودم/ دوبار
    بازم میخوام برم

  11. با سلام و خسته نباشید خدمت شما هم وطن عزیز.من چند سال هست که تصمیم به مهاجرت دارم .بعد از کلى تحقیق و بالا و پاین کردنه ملاکهاى شخصى و اوضاع کشور ها .چند کشورو انتخاب کردم انگلیس المان.هلند .نروژ.دانمارک.انگلیس و المان براى من مساوى هستند در معیار ها ولى انگلیس بخاطر زبانش اولویت بیشترى داره .اولویت اول من کار و در امد هستش به طور واضح تر اون چه که برام اخر برج مىمونه منظورمه .خاستم از شما راجع به همىن کشورها اگه اطلاعاتى دارین در مورد پیشرفت مالى و درامد این بخش از زندگى براى من خیلى مهمه و همه جا هم شنیدیم خوبه و ولى قابل لمس نبوده معیار نویسنده . ىدگاها فرق داره ولى دیدگاه شما رو قبول دارم که دارم از شما میپرسم .مرسى .بویژه نروژ میخاستم بدونم البته درسته که به تخصص و کارپیدا کردن و زبان بستگى داره اما من هنوز نتونستم بدونم که تو نروژ وقتى درامد بیشتره پس انداز هم بیشتره یا همه رو به نحوى متل مالیاتو بیمه و غیره دولت ازت میگیره؟؟؟ و دیگه ابو هواشه که برا ما ایرانیا سرده ایا طورى هست که بشه عادت کرد و خو گرفت یا نه واقعا رو اعصاب و عذاب هستش؟؟؟ ممنون میشم جواب بدین

    • همه کشورهایی که اسم بردید خوبن. همگی توسعه یافته هستند و امکان تحصیل و کار درشون وجود دارد.
      اما میزان موفقیت شما در هرجایی بستگی به میزان هوش؛ پشتکار؛ صبر و طاقت تون داره. نمیشه یه جواب کلی برای همه داد.
      در مورد نروژ هم همینه. وقتی کار پیدا کنید درآمدش به نسبت کار مشابه در سایر کشورها بیشتره. اما کار پیدا کردن در گرو تحصیلات و زبانه. خرج و مخارج متناسب با درآمد بالا است. بازم بستگی داره یه نفر چقدر اهل کم هزینه کردن و پس انداز باشه یا بدنبال زندگی لوکس. آب و هوا بسته به طاقت و علایق افراد داره؛ از تورنهایم به بالا شرایط آب و هوایی مثل زمستان های اردبیل و آذربایجان و کردسان ایران. سرد و پربرف. به علاوه تاریکی هوا. اما تو همین آب و هوا هم خیلی ها دارن شاد و سلامت زندگی میکنن و از زندگی شون لذت میبرن.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *