خانه / گلايه ها / طبیعت، ما و فرهنگ زباله

طبیعت، ما و فرهنگ زباله

چند وقت پیش فرصتی پیدا شد تا سری به مازندران بزنیم.لاویج زیبا و جاده دوست داشتنی اش و عسل و رب انارش.آب گرم و لواشک!

برای رفتن به لاویج باید رفت نور و از اونجا حدود 10 کیلومتر رفت تا علمده (رویان).از علمده جاده کوهستانی زیبایی به سمت چمستان و لاویج جدا میشه.لاویج ویلا و مراکز اقامتی زیادی داره و مجبور نیستید آخر وقت برگردید و میشه بیشتر از یک روز از این منطقه لذت برد.


در بین راه، هر کجا که میشد نگه داری،فقط زباله دیده میشد.واقعن زیاد بود.فکر کردم،فرهنگ سازی رسانه ای جهنم! کاش لااقل شهرداری منطقه لطف می کرد چند تا تابلو میزد و یادآوری می کرد که کنار جاده محل تخلیه زباله نیست و به گردشگران محترم هم یادآوری می کرد،شاید خودتون خواستید دوباره خدای ناکرده برگردید همینجا.چرا وقتی از طبیعت استفاده می کنیم اینطور مزدش رو میدیم؟

بچه ها از ما الگوبرداری می کنند.چطور میخواهیم بهشون یاد بدیم که این منابع خیلی آسیب پذیر هستند،نیاز به نگه داری دارند.

یاد واتوواتو بخیر.هنوز اون صحنه ریختن زباله به سر مردمی که از پیک نیک برمی گشتند رو بخاطر دارم.شما هم اگه هم نسل ما باشید حتمن یادتونه.

تا حالا فکر کرده اید انبوه موبابل و تجهیزات الکترونیکی که هر سال فرسوده می کنیم به کجا میرن؟فلزات سنگینی که توی باطری ها استفاده شده، کجا انباشت میشه؟ ما هنوز باطری ها رو مثل پوست خربزه قاطی زباله جلوی در می گذاریم.چند درصد مردم به علامت سطل با ضربدر روی محصولاتشون دقت کرده اند و چند نفر می دونه یعنی چی و از اون چند نفری که می دونند،چند نفرشون باطری ها رو قاطی زباله نمی کنند؟ و البته خیلی خوشحال میشم بدونم این دسته آخر با زباله های اینچنینی چه می کنند؟

اگر از حالا به فکر نباشیم،منابع آبی آلوده به فلزات سنگین و داستان برنج هندی،برای برنج شمال هم تکرار میشه.پرتقال با طعم کادمیوم و تربچه با ته مزه آرسنیک!

مطلب پیشنهادی

لاسکو، میراث تاریخی هنر پارینه سنگی

هوا سردتربود. نمای اطراف رودخانه Vézère در جنوب فرانسه با آنچه امروزمیبینیم تفاوت های چشمگیری …

3 دیدگاه

  1. من كه فكر كنم يه بخشي از اين كثافتي كه شجنگل هاي شمال و صد البته خط ساحلي رو گرفته سياست اداره اين قسمت هاست.

    آخه مگه نصب 4 تا سطل آشغال؛ ساختن 4 تا كليپ سيا كه به مردم ياد بده با آشغال ها چيكار كنند و نصب نوشته هايي كه آقا جان آشغال نريزيد سطل آشغالي يه كم جلوتره چقدر خرج داره؟ تازه به ذهن هر كودني هم مي رسه چه برسه به نوابغ مديريت ما.

    خلاصه كه اينا همش كار انگليسه ….

  2. ما ایرانی ها بیشتر تجربه گرائیم و کمتر اهل پیشگیری و درایت. پس تا بسرمون نیاد، موضوع رو جدی نمیگیریم و همیشه بعد از فاجعه فکر چاره می افتیم. و چون آلودگی محیط زیست یه فاجعه ی تدریجی و زیرپوستیه ، برای همین لابلای انبوه مشکلات مثلاً سیاسی و اقتصادی و غیره نگهش میداریم تا روزی که دیگه کارمون به نفس نفس می افته! ماجرای آلودگی هوای تهران رو در چند ماه پیش یادتونه؟… جنجال و هیاهو و ننه من غریبم که وامصیبتا و چه و چه… اما فعلاً فراموش شده تا بحران بعدی. فقط چیزی که بهش توجه نمیکنن اینه که هر بحران با بحران نوبت قبلی یه فرق اساسی داره: پر هزینه تره و مخرب تره و غیر قابل جبران تر…

  3. سلام. آدرس لاویج را اشتباهی نوشتید. به لاوی از دو مسیر می شود رفت 1. از آمل جاده آمل به چمستان را طی کرده (20 کیلومتر) پس از رسیدن به شهر چمستان وقتی به سمت نور میروید پساز خارج شدن از چمستان به سمت نور در اولین جاده به سمت کوه ها، (جنوب) (جاده کشپل) از یک جاده آسفالته بسیار زیبا، پس از طی 20 کیلومتر به لاویج می رسید.
    2 . وقتی وارد شهر نور شدید . ربطی به رویان( علمده) ندارد. بلاکه باید از نور وارد جاده نور به چمستان شوی و درست پس از طی 16 کیلومتر در آستانه ورود به شهر چمستان وارد جاده کشپل یا لاویج شوید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *