خانه / جهانگردی / ترکیه-قسمت آخر

ترکیه-قسمت آخر

خب ما رفتیم و برگشتیم.جای همگی هم بسیار خالی.اول از همه نظرم به کل نسبت به مردم ترکیه عوض شد و هم نسبت به کشورشون.بسیار مهمون نواز و خونگرم بودند و دوست داشتنی.گاهی هم که اهل صحبت نبودند بخاطر این بود که انگلیسی نمی دونستند.مخصوصا وقتی می فهمیدند ایرانی هستیم،خیلی تحویل می گرفتند.از ما مذهبی تر هستند و علاقه خاصی به اسلام دارند.ایرانی ها رو هم بیشتر با هموطنهای آذری می شناسند.تا می گفتی ایرانی هستم شروع می کردند ترکی حرف زدن.با توجه به رنگ مو و چهره و تفاوت ما با اروپایی ها،در کلام اول اصولن ترکی حرف می زدند (حدس میزند اهل آذربایجان،ترکمنستان و … باشیم) و وقتی ما می گفتیم نمی فهمیم و انگلیسی لطفا،می گفتند کجایی هستید؟! یک بار گفتم ایرانی هستم.(عکاس هتل بود).گفت یعنی آذری؟ گفتم نه.گفت کرد؟ گفتم نه! گفت پس به چه زبونی حرف میزنید؟ گفتم پرژن.گفت اوه و یه ادای خاصی درآورد یعنی خیلی بالا! انگار که فارسی با پرژن فرق داره و راستی هم که داره.به نظر من فارسی rape  شده پرژن توسط عربهاست.از اون “پ” که شده “ف” میشه همه ماجرا رو فهمید.از گربه پرژنی که دیگه مال ما نیست تا پرژن کارپتی که دیگه پاکستانی شده…بگذر زین قصه غم انگیز !(این هم بیاد بانو مرضیه)

پرواز:

پرواز ما با هواپیمایی tailwind ترکیه بود.بدون دقیقه ای تاخیر در دو مسیر رفت و برگشت پرواز انجام شد.مهماندار ها بسیار مودب و خوش برخورد بودند و پذیرایی خوب بود.خود هواپیما البته کمی تنگ و ترش بود.بوئینگ 737 بود.در مجموع نزدیک 6 ساعت تو راه بودیم.البته نزدیک 1 ساعت توقف تو فرودگاه ایزمیر داشت و بعد بسمت میلاس حرکت کرد.تنها گلایه در برگشت بود که یکی از هموطنان گلمون هر نیم ساعت سیگار می کشید! باور می کنید؟! یک نفر سیگار می کشید و حدود 200 نفر مسافر و خدمه پرواز دودش رو تحمل می کردند.به یکی از مهماندارها گفتم یک نفر مدام سیگار میکشه.سرم درد گرفت و در ضمن بچه کوچیک داریم…گفت باور کنید خودمون می دونیم اما نمی تونیم پیداش کنیم!

بدروم:

بیشتر مسافرهای بدروم توریستهای اروپایی هستند.منطقه زیبایی است مخصوص تفریح و استراحت و نه خرید.برای خرید اصلن جای مناسبی نیست.یک مرکز خرید اصلی oasis داشت که خیلی هم بزرگ نبود.بصورت رو باز بود و گرم.باید میرفتی داخل مغازه ها تا خنک بشی.البته بازار سنتی هفتگی هم سه شنبه ها برقرار هست که ما با توجه به اینکه بچه کوچیک داتشتیم ترجیح دادیم نریم.همونطور که احتمالن می دونید کرایه تاکسی هم خیلی گرون بود.برای مثال ما 50 هزار تومن دادیم برای حدود 15 کیلومتر راه.تورهای یک روزه و نیم روزه بسیار متنوعی هم بود.مثلن تور تاریخی افس بود نفری 65 یورو.پاموکاله (یکی از دیدنی ترین نقاط منطقه ) 70،کشتی تفریحی،دیسکو،ماهی گیری،شنا وسط دریا…همه بین 50 تا 80 یورو بودند.

هتل:

اما هتل در بدروم اصلی ترین نقطه سفر هست.هتلها به شکلی طراحی شده اند که نیاز تفریحی مسافر رو کامل برآورده کنند و شما لازم نباشه بری بیرون.برنامه های مختلف شبانه برای بچه ها و بزرگترها،ساحل اختصاصی تمیز،بار و رستورانهای مختلف و استخر و …هتل ما این بود.بسیار هم راضی بودیم ازشون (بقول یزدی ها خدا بایستی راضی باشه!)

از عجایب:

با وجودیکه در بدورم ترافیک تا حدودی وجود داشت، هوا بسیار پاک بود. انگار هوا از اگزوز ماشینها بیرون می اومد! هوا واقعن تمیز بود.البته نه بنزین شون به پای مال ما می رسید و نه ماشینها،بندگان خدا چه می دونستند پیکان مدل 57 و پژوی مدل 1990 چی میتونه باشه؟!

اما راننده تاکسی که باهاش از بدورم تا یالیکاواک رفتیم مثل راننده خطی های خودمون رانندگی می کرد طوری که وقتی رسیدیم خیلی تعجب کردم از اینکه هنوز آینه بغل هاش رو داشت! یه قسمتی هم برای فرار از ترافیک از توی پیاده رو رانندگی کرد!

توی این یک هفته هیچ موضوعی باعث اعصاب خرد کنی نشد.(بجز روز آخر با جماعت هموطن).روز آخر فکس اومد هتل که ساعت 3:45 صبح توی لابی حاضر باشید برگردیم فرودگاه.وقتی ساعت 3:35 رفتیم لابی،ماشین حاضر بود و ساعت 3:47 دقیقه راه افتادیم به سمت هتلی که قرار بود دو تا همسفر دیگه رو سوار کنیم و بریم فرودگاه.سر ساعت مقرر رسیدیم به هتلشون و 20 دقیقه تمام منتظر شازده و بانوی محترمه شدیم! بعد هم با کمال پررویی سوار شدند و عذرخواهی که نکردند هیچ،سلام و صبح بخیری هم نگفتند! اون جریان سیگار توی پرواز رو هم که تعریف کردم.

در عوض اروپایی ها دنبال بهانه ای برای لبخند بودند.شاد بودند و خیلی راحت با همه چیز برخورد می کردند.وقتی رستوران شلوغ میشد،بصورت غریزی صف درست می کردند و همه به نوبت غذاشون رو ورمیداشتند.آدم واقعن لذت می برد.

راستی این فرودگاه میلاس نزدیکترین فرودگاه به بدروم هست.حدود 30 کیلومتر.ازمیر اما کمی دور هست (نیم ساعت پرواز) .موقع گرفتن تور دقت کنید کدوم فرودگاه پیاده تون می کنند.

در مجموع به نظر من از لحاظ جاذبه های گردشگری،ترکیه به هیچ وجه به پای ایران نمیرسه.همین بدورم نسبت به شمال خودمون هیچی نداشت اما قدرت ترکیه در جای دیگه است.هتلداری بسیار حرفه ای،فرودگاه های زیاد،مردمی که توریست را پذیرفته اند و روی خوش دارند و آب و هوایی پاک.همه اینها ترک ها رو دست کم 30 سال از ما جلوتر نشون میده.یعنی اگه از حالا شروع کنیم،30 سال دیگه الان ترکیه هستیم.ببینید این خیلی مهمه که جوونهایی که توی هتل کار می کردند (بجز پذیرش) یک جمله انگلیسی بلد نبودند.با زبون اشاره کار می کردند و ارتباط برقرار می کردند.اینها به راحتی کار پیدا کرده بودند یعنی بیکاری ندارند.سن و سالی هم نداشتند.من نمی دونم خدمت نظام توی ترکیه هم اجباری هست یا نه اما برای ما که خیلی به بازار کار آسیب میزنه.یه جوری سن شروع بکار توی ایران بالاست.دیپلم،سربازی،لیسانس (حالا که دیگه فوق)…28 سالگی بدون تجربه.از یک طرف هم البته کار کودکان رو داریم … بحث طولانی میشه.

آهان…سعی کنید یورو با خودتون ببرید.همه مغازه ها قیمت اجناس رو به یورو میدن.تورها و پرداختهای هتل هم یورو است.آژانس به من گفت فرقی نمیکنه دلار و یورو اما واقعن فرق میکرد.ما دلار برده بودیم و دائم در حال چنج کردن بودیم.

خلاصه اینکه این یک سفر کاملن تفریحی بود.برای شناخت مردم و فرهنگ ترکیه باید استانبول رو دید.شاید سفر بعدی.

راستی از روی دریاچه ارومیه هم رد شدیم و چند تایی عکس گرفتم.این عکس در تیرماه 1390 یا جون 2011 گرفته شده.

IMAG0074

 ترکیه-قسمت اول

مطلب پیشنهادی

گوا

گوا، جنوبی ترین نقطه شبه جزیره هند

درباره این منطقه از هند مطالب خواندنی زیادی در اینترنت یافت می شود. من سعی …

22 دیدگاه

  1. کلا سفرنامه موجز و جالبی بود! اما به نظرم میتونست یه مقدار کامل تر باشه.

    تا اونجا که میدونم خدمت سربازی اونجام اجباریه.

  2. بسیار عالی. امیدوارم ما هم بریم. البته استانبول.
    این قضیه سیگار واقعا بی نظیره. اصلا باور کردنش آسون نیست. مطمئنی بوی موتور هواپیما نبوده؟ بالاخره این دوست سیگارکش کناردستی و پشت سری هم داشته. مگه میشه کسی متوجه نشده باشه؟ من که فکر میکنم بوی موتور هواپیما بوده. سیگار کشیدن تو هواپیما تا 200 یورو جریمه داره و ممکنه شخص از پرواز های بعدی منع بشه.
    روابط زن و مرد های ترکی چه طور بود؟ اونها هم مثل ایرانی ها به هم دست نمی زنند؟ اصلا جایی توی شهر رفتید تا مردم محلی رو ملاقات کنید؟

  3. نه امیر بوی سیگار بود.خب اینها با هم هستن.دسته جمعی سفر می کنن.هوای هم رو دارن.یارو میره تو توالت یکی هم مراقبه.بلدن چکار کنند.
    من خیلی وارد زندگی مردمشون نشدم.اما تا جایی که دیدم بسیار از ما مذهبی تر هستند.یعنی اسلام رو واقعن دوست دارند.فقط چون درآمد دیگه ندارند،توریست ها رو پذیرایی می کنند.
    امیر چرا بعضی ماشین ها با چراغ روشن توی روز رانندگی می کنند؟مقررات خاصی تو اروپا هست دراین مورد؟
    نکته آخر که یادم رفت تو متن اصلی بیارم کنار دریا بود.نمی دونم چرا هیچ کس غرق نمیشد؟! نمی دونم چرا هر کس شنا بلد نبود تو آب نمی رفت؟ نمی دونم چرا کسی به عنوان غریق نجات کنار آب نبود هی سوت بزنه یا هی بپره یکی رو درآره؟!

  4. مهدي تيز!

    به نكته جالبي توجه كردي. تو بعضي كشورهاي اروپايي از جمله نروژ بخاطر اينكه نصف سال هوا تاريكه اين قانون وضع شده كه شما قبل از شروع به حركت حتما بايد چراغ هاي ماشين رو روشن كنيد.

    حالا امير بهتر ميدونه كه ديگه تو كدوم كشورها اين قانون هستش.

  5. واسه تکمیل نوشته فرخ باید اضافه کنم که اینجا تو نروژ دیفالت چراغ های ماشین روشن هست. با چراغ خاموش رانندگی کردن قانون شکنی محسوب میشه. این قانون تو فرانسه یا ایتالیا یا اسپانیا حاکم نیست. در مورد مورد آلمان بی اطلاعم.

  6. سلام مهدی عزیز ، اگه جور بشه سفری به ایتالیا و فرانسه در پیش داریم که تنها مشکلمون کارت اعتباریه ( برای رزرو هتل و قطار و … ) ، می خواستم بدونم شما با تجربه ایی که داری این مشکلو چه جوری حل کردی ؟

    • من که برنامه ام به کل عوض شد و نتونستیم بریم اروپا اما اینجا فرخ رفت که اونهم بواسطه یکی دیگه از دوستان که اروپا زندگی میکنه مشکل رزرو و بلیط و … رو حل کرد.اما فکر می کنم مسترکارت برای فروش توی ایران هست.حالا چه قیمتی باشه و آیا بشه باهاش رزرو کرد نمی دونم.

  7. سلام مهدی جان ، سفرنامه ات رو خوندم جالب بود و نکات خوبی رو نوشته بودی.
    من شهریور دارم میرم بدروم، برای همین تو گوگل دنبال اطلاعات بودم که به اینجا برخورد کردم.
    اتفاقا من هم مثل شما تصمیم داشتم دلار ببرم که با پیشنهادی که دادی ظاهرا بهتره یورو به همراه داشته باشم .
    اگه می تونی یکم اطلاعات بهم بده مثل هزینه شارژ ها و ورودی های دیسکو ها و….
    خلاصه هرچیزی که به نظرت میتونه کمک باشه، مرسی.
    راستی حدودا چقدر پول باید همراهمون ببریم که لنگ نمونیم ؟

    • به سهیل:
      ببینید ما هتلمون یالیکاواک بود و 25 کیلومتر خارج بدورم بود.ما تو بدورم دیسکو نرفتیم.یک هفته رو از امکانات هتل استفاده کردیم که همه چیز فری بود.مقدار پول هم بستگی داره چقدر بخواهید از تفریحات استفاده کنید.حدود قیمت تورهای نیم روزه و یک روزه رو نوشته ام.بیشترشون هم به نظر خیلی عالی می اومدند.(ما با بچه کوچیک یه کم محدودیت داشتیم).امیدوارم بهتون خوش بگذره.

    • سلام سهیل بدرو رفتی؟
      می خواستم یکم اطلاعات بهم بدی در مورد بدروم ممنون میشم

  8. راستی جای خاصی هم اگه بود که به نظرت حتما باید دید پیشنهاد بده لطفا .

  9. من هتل کفالوکا رو گرفتیم ، امیدوارم در حدی که ازش تعریف کردن باشه ، مرسی از توضیحاتت .
    ممنون مهدی جان .

  10. من چندین بار به استانبولو آنکارا سفر کردم. کلا ترکها آدمهای خوش گذرونی هستند.استانبول که شهر خیلی بزرگی هست و واقعا دیدنی. حتی اه رفتن تو خیابوناش احساس خوبی به آدم می ده.جدا از مساجد و اماکن دیدنی….
    انواع و اقسام آدمها اونجا پیدا می شن. از خلافکار های ایرانی گرفته تا…. خلاصه همه جور آدم.آدم که تهران زندگی می کنه خبر نداره آدمها از شهرستانهای ایران میرن چه کارها میکنن. 1خانم ایرانی رو تو استانبول دیدم که از مشهد رفته بود اونجا با دو تا دختر 16 و 13 ساله .اونجا یک کافه باز کرده بود هراز چندگاهی با مردای ایرونی و یا ترک بسته به میزان پولشون معاشرت می کرد وخلاصه در ترکیه زندگی می کرد .دختر ارشد هم به کار مادرش علاقه مند شده بود….!!!! واقعا آدم متاثر می شد.خلاصه در شهر بزرگی مثل استانبول باید انتظار دیدن همه چیز رو داشت و حواص آدم باید خیلی باشه.
    در تابستان با کشتی تفریحی چند تا جزیره هست که از یکی از سواحل استانبول سوار میشی و 3 جا هم نگه میداره که واقعا دیدنی و زیباست . آنکارا بیشتر شهر اداری هست .تمییز تر از استانبول کافه های قشنگ ولی چون دریا نداه کلا با استانبول فرق می کنه.
    از شغل 1زن و شوهر در آنکارا براتون بگم که اینها بای ایرانی ها یی که سفارت امریکا وقت داشتند کارایی انجام میدادند از اتاق اجاره دادن تا ÷یگیریهای جزئی و چه پولهایی که نمی گرفتند!
    ترکیه در چند سال اخیر خیلی پیشرفت کرده لا اقل نسبت به ما. از صنعت پوشاک گرفته تا خیلی چیزای دیگه. میوه هاش که به به … . غذاهاشونم که واقعا خوشمزه هست. لبنیات خوب. در باره مردمش نمیشه راحت قضاوت کرد. خیلی طبقه بندی میشند. جوانترها می خوان خودشونو به اروپایی ها نزدیک کنن .با سواد تر شدند و اینا .خلاصه منی که از 8سال پیش چند بار تا حالا رفتم اونجا پیشرفت رو کاملا احساس کردم.

    و ترکیه جایی هست که معمولا به همه خوش می گذره.

  11. میشه بپرسم مگه شغل شما چی هست که اینقدر درامد دارید که مرتب خارج از وطن هتید واسم واقعا جالبه البته اگر دوست داشتید بگید

    • ما 3 تا زوج هستیم که این سفرها رو تجربه کردیم.یعنی همه این سفرنامه ها نوشته یک نفر نیست.بنابراین بقول شما مرتب خارج از کشور نیستیم.نهایت یک سال درمیون.

  12. TL تو وضع اقتصاد ايران بهترين ارز براي خرج كردن تو تركيه هست.

  13. خوب بود…ممنون…

  14. جاب دوستان خاای همین الان بودرومو.منطقه گومبت هتل آرنا.نزدیک شهره.س تقریبا 12 شبه و یا باد خنک میاد اینجا.خوبه همه چی.فقط من تنهایی اومدم و بنظرم ادم تنهایی بهش زیاد خوش نمیگذره.هدف من نمدد اعصاب بود که اینجا واقعا بهش رسیدم.دیسکو و پارتی هم ک تو خیابون بار استریت برقراره.دوستانی که میان بودروم به هیچ وجه دیسکو کاتاماران رو از دست ندید.فوق العادس.تشکر

  15. مهدی جان ممنون بابت اطلاعات خوبی که دراختیار بازدیدکنندگان از سایت قراردادی ..من احتمالا ظرف چندروز آینده دارم میرم بدروم … فقط یه کم نگران جنگولک بازی جماعت داعشی هستم ولی ازطرفی هم کاهش پیدا نکردن قیمت تورهای بدروم نسبت ب کاهش فاحش هزینه تور استانبول احتمالا نشون میده بازار توریست دربدروم گرمه و حکما بی خطر ….بازم ممنون از سفرنامه ی قشنگی که ب اشتراک گذاشتی

  16. سلام ممنونم از سایت خوبی که دارید موفق باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *