خانه / كتاب / قرن جنگ و تاریخ صنعت نفت

قرن جنگ و تاریخ صنعت نفت

به سفارش یکی از همکارم که در عهد تیر کمان شاه از دانشگاه لوئیزیانا آمریکا مهندسی نفت گرفته کتابی رو برای خوندن دست گرفتم به اسم:

” A Century of War, Anglo-American Oil Politics and the NWO “

به نظرم خوندنش به عنوان تاریخ صنعت نفت و سیر تاثیر اون بر بزرگترین اتفاقات تاریخی نه تنها برای هر دانشجوی مهندسی نفت که برای هر انسان متفکری که می خواد بدونه ریشه این همه جنگ و دعوا در کجاست ضروریه.

بی مقدمه اضافی میرم سراغ کتاب و قسمتهاییش رو که یادم مونده براتون میگم. شاید یه روزی تو اوج سکوت و آرامش هارستاد شروع کردم به ترجمه کاملش.

ترتیب زمانی رو شاید رعایت نکنم و اون چیزهایی رو که شاید جالب تر باشه براتون بگم.

وقتی این کتاب رو می خونید شاید از خودتون بپرسید چرا هیچ وقت اینها رو به ما نگفتن، دلایل زیادی می تونه داشته باشه بهشون فکر کنید و تو کامنت ها برام بنویسید به نظرتون ریشه اینهمه حماقت جهان سومی ها (صاحبان این همه منابع خام اولیه) و حقه بازی این دو سردمدار سلطه (اونهایی که منابع خام اولیه رو به معنای واقعی اما در پس پرده کنترل می کنن) در کجاست.

انگلستان و آمریکا

نمی تونم اوج نفرتم رو از اون هفت خواهران نفتی (شرکت های shell و BP و Chevron و Exxon و  Mobil و …) در کنار برادران خلفشون بانک های انگلیسی و آمریکایی پنهان کنم. از اون بیشتر از حماقتمون و از بی خبریمون خسته و عصبانی هستم که هر چه بر سرمون آوردن در ۲۰۰ سال گذشته بطور کل در به تاراج بردن ذخائرمون و بالاخص در ۱۰۰ سال گذشته در بردن نفت مون هیچ نفهمیدیم.

۲۰۰ ساله در خواب غفلتیم. امیدی هم به بیداری مون نیست. متاسفم.

قبل از نفت!

خلاصه کنم. از اوئل قرن نوزده و بعد از شکست ناپلئون دوران جدیدی در تاریخ دنیا شروع شد که در اون انگلستان ارباب جدید دنیا شد. با اجازتون باید بگم هنوزم هست. فقط در طول این دویست سال به مرور و در هر زمان با نیاز به شرایط روزگار شیوه سلطه رو تغییر داده. اگه یه زمانی بود که میگفتن آفتاب در سرزمین های ما غروب نمیکنه در اواسط این دوره دویست ساله به این نتیجه دسیدن که به پشت پرده برن و حکمران سایه باشن.

در ابتدای این دوره و با شکست فرانسه شروع به حکمرانی کردن. چه طوری؟ با در اختیار داشتن قوی ترین نیروی دریایی، تسلط بر منابع طبیعی اصلی و البته و صد البته با داشتن نظام بانکداری که قدرتش از مرکز فرماندهیش که لندن بود بر همه دنیا سایه می انداخت. کسی یارای مقابله و ادعا نداشت.

دارسی و شروع تاریخ نفت ایران

دارسی، زمین شناسی بود که مطالعه زیاد می کرد. بعد از کشف نفت در آمریکا، تو مطالعات تاریخیش دید که اقوام ایرانی اشاره کردن که تو جنوب ایران به راحتی آتش می افروختن. کم کم به اونجا رسید که احتمالا تو نواحی از جنوب ایران هم بشه ذخائر نفت پیدا کرد. به فکر تاسیس شرکتی بود برای کاووش در ایران و صد البته نیازمند پشتیبانی دولتی بود قوی. خودش استرالیایی بود و آدم بسیار مذهبی بود. اولش می خواست با دولت فرانسه شرکت رو تاسیس کنه.

از اینجا بود که سیستم جاسوسی بریتانیا خبردار شد و یکی از مامورین مخفیش رو در لباس یک کشیش فرستاد سراغ دارسی. این مامور به مرور طرح دوستی رو با دارسی ریخت و آخر سر مخش رو زد که اگه قرار خیری از این شرکت در بیاد باید تو سعی کنی به کلیسای انگلستان و صد البته رئیس نمادینش ملکه انگلیس برسه نه کلیسا و دولت فرانسه که از فرقه دیگه ای هستن.

بالاخره دسیسه کارگر افتاد و نهایتا دارسی با پشتیبانی مخفی دولت انگلستان (که تا زمان ملی شدن نفت و طرح دعوای مصدق هم آشکار نشد) شرکت نفت انگلستان-ایران یا British-Persian Oil Company همون BP معروف که بعدها اسمش رو به British Petroleum تغییر داد تا حروف اختصاریش رو هم حفظ کنه رو تاسیس کرد. با قراردادی شیرین تر از شربت و حلوا. رویالتی که دارسی باید به شاه ایران میداد فقط ۱۶ درصد بود و برای شصت سال کنترل اکتشاف و تولید نفت ایران رو در تمام سرزمین های خشکی ایران به موجب این قرارداد به دست میاورد.

جنگ جهانی اول

فکر می کنید ریشه های جنگ جهانی اول در کجا بود؟ بله در تصمیم انگلستان که البته کلی باید بگردید و شواهد رو کنار هم بگذارید تا علل نیاز انگلستان رو به این جنگ دربیابید.

این زمانی بود که آلمان داشت تبدیل به رقیبی خطرناک برای انگلستان می شد. شروع کرده بود به کشیدن خط ریل آهنی خطرناک که آلمان رو به بغداد و ترکیه وصل می کرد. زنگ خطری که انگلستان تاب تحملش رو نداشت. از طرف دیگه اقتصاد انگلستان بی سر و صدا به مرز ورشکستگی رسیده بود.

اینجا بود که انگلستان به صورت نامحسوس دست به کار شد. در اقدامی جالب توجه چند سال قبل از جنگ جهانی اول با فرانسه و شوروی پیمانی سه جانبه امضا کرد. بعد طی اتفاقی که هنوز هم وقتی بهش فکر می کنید خنده داره یکی از اعضای خاندان سلطنتی اتریش در سفری به صربستان به طرز عجیبی (که شما مطمئن باشید طراحیش با سیستم اطلاعات انگلستان بوده) ترور شد و این باعث شد که اتریش به صربستان اعلام جنگ کنه و البته آلمان متحد دیرین اتریش به اجبار وارد نزاع بشه و کم کم کار به اشغال بلژیک و ورود همزمان فرانسه به جنگ بیانجامه. از اون طرف شوروی هم به تبع فرانسه می خواست وارد جنگ بشه. جالبه که در اسناد تاریخی اومده که سفیر آلمان در شوروی با التماس از دولت شوروی می خواد که این کارو نکنه و زمینه ساز جنگی جهانی نشه. حتی گفته شده که وقتی اوضاع قمر در عقرب میشه و دولت شوروی نیروها رو حرکت میده و سفیر آلمان برای اعلام رسمی جنگ به دولت شوری به دفتر دولت میره با چشمانی گریان به اونها رسما اعلام جنگ میکنه و مسکو رو ترک میکنه.

ریشه واقعی این جنگ در قدرت گرفتن آلمان بوده که طی مدتی کوتاه تولید صنعتیش و به عناون نمادی از اون تولید استیلش که شاید در مقابل تولید انگلستان و فرانسه کمتر از ۲۰ درصد بوده به یکباره طی چندسال بیشتر از مجموع تولید هر دو کشور میشه و صد البته خیالاتش در تاسیس خط آهن برلین-بغداد و اصرارهای مکرر انگلستان به توقف پروژه هم به اوضاع دامن میزنه. جالبه که آلمان ها با علم به خشم آتی انگلستان خیلی تلاش می کنن که اونها رو هم در این خط آهن شریک کنن اما انگلستان بهانه میاورده و مرتب حضورش رو به تعویق می انداخته چرا که اونها نمی خوان شریک باشن که میخوان ارباب باشن.

بالاخره جنگ جهانی اول به مدت چهار سال ادامه پیدا میکنه. جالب اینکه در همون ابتدای جنگ انگلستان حقه باز جنگ رو به این ترتیب تقسیم میکنه که به فرانسه می گه خوب شما اینجا در اروپا با آلمان بجنگید و خودش چیزی در حدود یک میلیون نفر نیرو رو به خاور میانه می کشونه به بهانه جنگ با دولت عثمانی که شریک آلمان بوده. در پایان جنگ تعداد کشته های فرانسه دو و نیم میلیون نفر و تعداد کشته های انگلستان پانصد هزار نفرن. بعلاوه انگلستان وارد خاورمیانه میشه و به جرات میشه گفت دیگه هیچ وقتم اونو ترک نمی کنه.

بعد از جنگ هم که منابع طبیعی خاور میانه به پاس نتیجه جنگ تقسیم میشه و همه سرزمین هایی که در این مدت به تصرف آلمان دراومده بوده بین فرانسه و انگلستان تقسیم میشه، حقه باز بزرگ با توسل به خستگی مفرط فرانسه از جنگ و عملا عدم تواناییش به فرستادن نیرو به خاورمیانه سخاوتمندانه به فرانسه پیشنهاد می کنه که کنترل سهامش رو به نیروهای انگلیسی بسپاره.

آلمان، فرانسه، ژاپن، روسیه و بقیه بزرگان کوچک

اگه فکر می کنید آلمان، فرانسه، ژاپن یا روسیه قدرتی هستند این کتاب رو بخونید و بیدار شید. دوستان سیاره آبی ما در کنترل محافل نفتی-بانکی انگلستان و آمریکاست. بقیه این بزرگان کوچک ببخشید هیچ پخی نیستند و در بهترین حالت که خیلی زرنگ باشن فقط میتونن از منافع مردم و مرزهای خودشون دفاع کنن.

به اتحادیه اروپا نگاه کنید، سالهاست اروپا و بخصوص آلمان و فرانسه به دنبال خارج شدن از زیر یوق دلار بودن، اولین نشانه هاش به زمان انقلاب ایران بر میگرده، ببینید نتیجه سر پیچی از فرامین بانک ها و محافل قدرت انگلستان-آمریکا چی بوده . ملاقات های هر روزه پاریس و برلین برای خارج کردن یورو از بحرانی که ناگفته پیداست از کجا هدایت میشه هنوز که به نتیجه نرسیده.

میدونم فکر می کنید مثل بابابزرگامون ریشه همه چیز رو در خواست انگلیس دارم تحلیل می کنم اما با عرض تاسف باید بگم که شواهد تاریخی نظر پدربزرگ های ما رو تائید میکنه.

ریشه های آن

یادتون میاد تو دانشگاه درسی داشتیم به اسم “انقلاب اسلامی و ریشه های آن” که بهش می گفتیم “ریشه های آن”؟ خوب حالا براتون چندتا دیگه از ریشه های آن رو می خوام بگم که ریشه در خارج از مرزهای ما داره.

۱٫ نیروگاه های هسته ای: باورتون میشه؟ به دنبال افزایش قیمت نفت و سرویس شدن دهن همه خریداران (که صد البته با هدایت شرکت های بزرگ نفتی یا همون هفت خواهران و بانک های بزرگ لندن که پول های هنگفت نفتی خاورمیانه بهش سرازیر می شد در جهت افزایش درآمدها شکل گرفت) ایده استفاده از انرژی هسته ای و ساخت نیروگاه های اتمی در سالهای حدود ۱۳۵۰ به بعد رونق گرفت. ناگفته پیداست که محافل قدرت نفتی و بانکی انگلستان-آمریکا این ایده رو دوست نداشتن چون استیلای اونها رو بر منابع نفتی به عنوان اصلی ترین منبع مهمترین منبع انرژی دنیا رو به چالش می کشید.

شاه ایران هم به طبع بقیه با اتکا به پول هنگفت نفتی ایده حکمرانی بر سرزمینی مدرن رو در سر می پروراند. ایده ای که به پیش نیاز شعور و دانش ملت و دولت توجه نکرده بود. خلاصه در یکی از طرح ها ایده ساخت چیزی در حدود ۲۰ نیروگاه اتمی مطرح شد. البته که دانشش رو از آمریکا و انگلستان نمی تونستن یه دست بیارن پس سراغ آلمان و فرانسه رفتن و قردادهای بزرگی بین ایران و آلمان و ایران و فرانسه منعقد شد که قرار بود تا سال های حدود ۱۳۸۵ یعنی در یک بازه ۳۰-۳۵ ساله تمام ۲۰ نیروگاه تحویل بشه که در این صورت ایران به چهارمین (باورتون میشه؟) قدرت هسته ای دنیا تبدیل می شد.

هر چقدر آمریکا فشار آورد به ایران که قرارداد رو لغو کنه و از اون طرف هم به آلمان و فرانسه فشار آورد هیچ کدوم به حرفش گوش ندادن و این یکی از ریشه های آن شد.

۲٫ طی سال ها آمریکا و صد البته به طور نامحسوس انگلستان دلار رو به پول اصلی معاملات نفتی تبدیل کرده بودن چنان که اوپک هم اعلام کرد فقط دلار رو به عنوان واحد پولی خرید نفت می شناسه.

تو این سالها (حدودهای ۱۳۵۰) آلمان و فرانسه به ایده تجمیع اروپای مرکزی و تشکیل بانک اروپایی و واحد پولی خودشون رسیده بودن. با راه اندازی بانکی که قرار بود بعدها مبادلات مالی رو از طریق اون انجام بدن و از زیر یوق بانک های انگلیسی-آمریکایی خارج بشن نیاز به سرمایه داشتن، از جمله کسانی که بهشون روی خوش نشان داد شاه ایران بود که به اون زمان چیزی در حدود ۱ میلیارد دلار از پول نفت رو در اون بانک سرمایه گذاری کنه به این شرط که اونها هم در جواب صنعت ایران رو بروز رسانی کنن.

این هم چیزی نبود که انگلستان و آمریکا بپذیرن. سالهای سال بود، از همون اوایل قرن نوزدهم که ایران قلمرو انگلستان بود، در ابتدا به طور محسوس با قراردادهایی مثل قرارداد دارسی و از طریق شرکت BP و چه بعد از غوغای مصدق (که به واقع کمتر کسی در طول تاریخ مثل اون این سران سلطه رو به زحمت انداخته بود) با قراردادهای جدید با شاه ایران باز هم از طریق BP هر چند با سود کمتر اما هنوز با استیلای کامل .

خلاصه این هم ریشه دیگری بود.

۳٫ قرداد BP در سال های میانی دهه ۵۰ شمسی تمام می شد و مذاکرات برای تمدیدش شروع شد. شاه ایران با دیدن خریداران تازه ای مثل فرانسه، آلمان و ژاپن به این فکر افتاده بود که چرا باید این قرارداد پر حرف و حدیث انگلیسی رو بپذیره. خلاصه که داشت روش زیاد میشد. این هم ریشه سوم خارجی.

این سه دلیل عمده خارجی باعث شد که محافل قدرت انگلیسی-آمریکایی از پشتیبانی شاه ایران دست بردارن و اجازه بدن موج خروشان خشم داخلی هدایت بشه و شاه رو کله پا کنه.

از خاور میانه تا آفریقا و جنوب آمریکا، صاحبان مظلوم منابع خام

باورش سخته اما به رسم اون ضرب المثل شیرین فارسی که میگه تپه ای نیست که اونها ن…ده باقی گذاشته باشن، این سران قدرت هم هر روز با داستانی تازه کنترل این منابع خام اولیه رو حفظ کردن. از بلایی که سر مکزیک در آوردن که هوس مدرن و صنعتی شدن در سر داشت (اول بهش حسابی قرض دادن بعد نرخ سود بانکیش رو بردن بالا و دستش رو گذاشتن تو پوست گردو بعد هی بهش وام دادن که سود وام های قبلی رو برگردونه، خلاصه کنم که از کل پولی که بهش وام دادن حالا که حساب میکنن فقط ۸%، خدای من باورش سخته، کلا تو مکزیک نقد شد. بقیش فقط تو حساب دفاتر بانک ها جابجا می شد) تا در نطفه خفه کردن تلاش های کوچک آفریقا برای اعتراض به وام ها و بازپرداخت های غریب.

ما مردم صاحب منابع اصلی خام اولیه سال هاست، صدها سال که خوابیم. پای تلویزیون، پای سریال های جم و فارسی وان خوابیم و این به فرزندان خلف دارسی و راکفلر اجازه داده که هر روز با یه بازی تازه منابع مون رو به تاراج ببرن.

فکر می کنید جنگ امروز عراق و حضور مداوم آمریکا در منطقه چیزی جز سیراب کردن عطش نفتی اون خواهران معروفه.

خسته شدم، اعصابم بیشتر از انگشتام، هر صفحه ای که می خونم و هر بار که بهشون فکر می کنم دردم تازه میشه.

کاش بیدار شیم، کاش مطالعه کنیم، کاش هرچی تلویزیون خاموش کنیم، کاش باسواد و باشعور بشیم. میشه. برزیل و مالزی مشت خوردن اما دارن پا میشن سرپا. روسیه و فرانسه و آلمان هم برای ما هیچ نمی تونن بکنن. حریف خیلی قوی تر از این حرفهاست و نقطه ضعف ما بی اطلاعی و بی سوادی و تنبلی مونه.

مطلب پیشنهادی

کلنل، محمود دولت آبادی

خوندمش. افسوس. کاش جامعه ما تاب انتقاد تند و زبان تلخ هنرمندهاش رو داشت. نتیجش …

10 دیدگاه

  1. اول باید کتاب رو بخرم و بخونم. ولی همه اینها که گفتی نه منو عصبانی میکنه و نه ناراحت. دنیا دنیای رقابت بوده و هست. هر که باهوش تر، سهمش بیشتر. کسی ما رو غارت نکرده. اونها علم و آگاهی داشتند ما نداشتیم فرانسوی ها هم نداشتند، روس ها هم نداشتند.. اونها سیاست داشتند بقیه نداشتیم. سیستم بانکداری داشتند هیچکی دیگه نداشتیم. و از همه مهمتر عقل داشتند که…. دارسی اومد ایران صنعت نفت ایران رو 100 سال جلو انداخت. نیومده بود ما چه گلی به سر خودمون می زدیم؟ هیچ.
    نکته دیگه اینکه من کلا با این واژه ملی مشکل دارم. یعنی چی نفت ملی؟ واسه چی باید به جای داشتن یه صنعت حرفه ای و پیشرفته مثل نروژ، سریع برچسب ملی بچسبونیم روش و درشو تخته کنیم. مثل قضیه اینرنت ملی. جلو علم و سیاست رو نمی شه اینطوری گرفت. باید درایت داشت. اون جمله آخرت عالی بود. نقطه ضعف ما بی اطلاعی و بی سوادی و تنبلی مونه…همین.

    • در کل این شل بودنمونم برمیگرده به فرهنگمون.فرهنگ قضا و قدر و سرنوشت از پیش نوشته و … من دوست دارم روزی بشینم و اوضاع و احوال شاعران و دانشمندان رو با شرایط اقتصادی و سیساسی کنار هم بگذارم و یه کار تاریخی کامل انجام بدم.فکر می کنم کسی تا حالا این کار رو نکرده باشه.
      اصولن ما با منطق مشکل داشته و داریم.رفتار اجتماعی و فردی مون همین رو میگه.نمیخوام بگم بده (مخرب بوده) اما همینه

  2. ویکیپدیا شرکت نفت انگلستان-ایران رو به نام British-Persian Oil Company تایید نکرده. به نقل از ویکیپدیا اسم این شرکت آنگلو-پرشین یا Anglo Persian Oil Company بوده.
    http://en.wikipedia.org/wiki/BP

    این آقای دارسی شباهت اسمی جالبی هم با اون هنری دارسی معروف نفتی داره.

  3. مهدی جان پیشنهاد بسیار جالبیه. فقط مشکل منبع و وقت داریم…

    • کار الان نیست.باشه اگه زنده بودیم و بازنشسته شدیم این کار رو انجام میدیم.
      مثلن ببین خیام میاد چنان چهره ای به نمایش میگذاره که هزار سال از زمان خودش جلوتره.خوب زمان خیام اوضاع سیاسی ایران و همسایه هاش چطور بوده؟چه تاثیری داشته؟بعد حافظ رو داریم کع درست بعد از حمله مغولها و نکبت و خفت ناشی از تحقیر و تجاوز،فرهنگ صوفی گری و عرفان و تقدیر و سرنوشت رو جا می اندازه که حتی هنوز هم واقعیت های منطقی خیام در برابر بی ارادگی عرفان، پیش مردم ما جایی نداره

  4. خیلی جالب بود، با دیدگاه شما موافقم.
    اونجائی که پرسیدین: ریشه اینهمه حماقت جهان سومی ها و حقه بازی این دو سردمدار سلطه در کجاست، خودتون جواب رو در آخر دادین… متاسفانه ما نمی خوایم از خواب بیدار بشیم و به خاطر تنبلیمون منتظر یه منجی هستیم که بیاد و ما رو نجات بده. تمام بدبختی های جهان سومی ها(در حال توسعه!!!!! حاضر) اینه که فکر می کنند باید همه چیز رو براشون درست کنند و هیچ کس وظایف خودش رو نمی دونه…

  5. به نظرم راه علم، دانش و آگاهی و پیشرفت یک ملت از مدارس و دانشگاهها می گذرد. فقط کافی است رزومه و عملکرد وزرا ویا مقامات ما را فرضاً با امریکا مقایسه کنید.
    برای مثال سیاست خارجی امریکا را با مال ما مقایسه کنیم. وزیر امور خارجه اش را با مثلاً آقای متکی البته دکتر متکی ، وزیر امور خارجه سابق.
    یا کامران دانشجو وزیر علوم فقط کافیه رزومه جنجالیش را مطالعه کنی. بالاخره اگر به صورت مایکرو جلو بریم به چیزهای جالبی دست پیدا خواهیم کرد.
    ..و های لایت کردن تبلیغاتی پیشرفت های ناچیز در علم در ایران هم مشکل دیگری است

  6. ملتی که به آدمی مثل احمدی نژاد رای میده تا رییس جمهور کشورش باشه یا حتی اگر رای هم نداده ولی می پذیره که هشت سال مملکت را ب …. د اولین چیزی را که به ذهن میاره جمله معروفه خلایق هر چی لایق هست … واقعا لیاقت ما همینه … امثال حسین شریعتمداری ، محسن رضایی و … هنوز هستند و هنوز طرفدار دارند … واقعا فکر می کنید صد سال دیگه کسانی که این کامنتها را می خونند چی فکر می کنند و راجع به ما چی جوری قضاوت می کنند . اگر بخواهیم بر اساس آنچه در صدساله گذشته قضاوت کنیم حتما می گند این مملکت از دویست سال پیش همینطور بوده و الان هم همینطوره … خر همون خره پالونش عوض می شه ….

  7. بیشتر مطالب فوق واقعا توهم توطئه هست و از نظر علمی قابل قبول نیست.

  8. شاید هم همین طور که شما می گید توهم توطیه باشه و خیال پردازی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *