خانه / تحلیل ها / اسپانیا، رکود اقتصادی و ریشه های آن

اسپانیا، رکود اقتصادی و ریشه های آن

اسپانیا چند سالی هستش که با رکود اقتصادی شدیدی روبرو شده. بعد از هرج و مرج اقتصادی یونان همه نگاه ها به اسپانیاست که آیا به همون درد مبتلا میشه یا دولت موفق میشه یه جوری کنترل اوضاع رو به دست بگیره.

امروز آمار بیکاری از مرز 25% گذشته و اونهایی هم که سرکارن از ترس بیکار شدن به همه جور سختی تن می دن. دوستی دارم که میگه برادرش و نامزدش سال هاست که از ترس پیدا نکردن کار مناسب هر کدوم تو شهری جداگانه زندگی و کار می کنن.

ریشه های این مشکلات اقتصادی اسپانیا رو از جنبه های مختلف می شه بررسی کرد. یک قسمتش از اونجایی اومد که پیش از تشکیل اتحادیه اروپا صنایع قابل رقابتی داشتن، مثلا اگه نیروی کار تو آلمان گرون بود و مونتاژ ماشین تو خود آلمان صرف نمی کرد کارخانه رو به هوای نیروی کار ارزون تر می بردن اسپانیا. همچنین به دلیل ارزش پایین تر واحد پولی، تولید به صرفه بود، باز به همون دلیل توریست ها بیشتر به اسپانیا می رفتن و راحت تر پول خرج می کردن.

اگر چه که با تشکیل اتحادیه اروپا مزایای زیادی نصیب اعضا شد اما مشکلات تازه ای هم به همراه داشت. با اومدن پول واحد و اصلاح قوانین کاری نیروی کاری باید گرون می شد و دیگه تولید ارزون نبود و این شد که خیلی از اون کارخانه های مونتاژ به خارج از اسپانیا منتقل شد، به لهستان و اوکراین و …. دیگه توریست ها باید یورو خرج می کردن و تفاوت قیمت مثل قبل نبود که راحت پول خرج کنن.

اما یه دلیل جالب دیگه که مطرح میشه اینه که تو یه دوره ساخت و ساز به شدت بازارش گرم شد و خیلی ها وارد این صنعت شدن و کلی آدم تو این بخش مشغول به کار شدن و به اصطلاح حباب مسکن و ساختمان سازی بزرگ تر و بزرگ تر شد، کلی هم نیروی کار ارزون قیمت از خارج از اسپانیا با دونستن زبان اسپانیایی به اونجا اومده بودن و البته که در این بخش براشون کار زیاد بود و به طبع بعد از یک دوره طولانی خوب و خوش حبابی وقتی بازار اشباع شد و حباب ترکید این همه آدم که تو این بازار بودن یا دیگه توان وارد شدن به صنعت دیگه ای رو نداشتن یا دانشش رو نداشتن یا عقلشون نرسید. این شد که اسپانیا رسید به اینجایی که الان هست.

اگه حوصلش رو داشتید این مقاله بی بی سی رو درباره ریشه مشکلات اقتصادی اسپانیا بخونید.

صنعت گردشگری و کشاورزی و صنایع کوچک و بزرگ، اسپایا رو داره به زحمت پیش می بره اما همه این مباحث ذهن من رو به جای دیگه ای می بره. چقدر این حکایت ساختمان سازی شبیه راهی که ما در ایران داریم میریم.

خلاصه، حرف من اینه، دوستانی که اینجا سر می زنید، شاید وقتشه که بجای چشم انداز کوتاه مدت و ساختمان سازی به دراز مدت بیاندیشیم. صنعت گر باشیم و کارگاه کوچکی بسازیم که یه چیز واقعی تولید کنیم یا به مادرمون، زمین، بازگشتی داشته باشیم و دوباره صنعت کم رمق اما شریف کشاورزی رو جدی بگیریم. سال هایی که در پیش میاد برای بچه هامون کشاورزی خیلی مفیدتر خواهد بود. تو اون منطقه خشک و کم آب باید از فکرمون بیشتر استفاده کنیم و از دانشی که پدران مون اندوختن استفاده کنیم.

مطلب پیشنهادی

لاسکو، میراث تاریخی هنر پارینه سنگی

هوا سردتربود. نمای اطراف رودخانه Vézère در جنوب فرانسه با آنچه امروزمیبینیم تفاوت های چشمگیری …

2 دیدگاه

  1. به نظر من ماهیت سرزمینی کشور ما خیلی پتانسیل دارد. ما ذاتن بازرگان هستیم نه صنعتگر. مخالف صنعتگری نیستم به هیچ وجه اما وضعیت جغرافیای ما بیشتر بازرگانی رو بین ما توسعه داده یا همون دلالی به بیان شفافتر! ما حتی اگر در این کار هم علمی و فنی عمل می کردیم، بین شرق و غرب پل زده بودیم و با کمک میراث غنی فرهنگی و تنوع اقلیمی در گردشگری، کشوری مرفه داشتیم. ما لازم نیست حتمن موبایل و خودرو داشته باشیم (مقایسه کنید جی ال اکس و سمند ایرانی را با محصولات مشابه بین المللی) اما از آن طرف اقلیم، جغرافیا و فرهنگ (موسیقی، هنر و …) کم نظیری داریم که بسیار مزیت رقابتی دارند.
    عدم وجود زیرساخت فنی و فرهنگی و توسعه نیافتگی مسائلی است که کسی حتی علاقه ای به فکر کردن درباره آنها ندارد چه برسد به بیان راه حل و روش اجرایی! ما بزودی چنان درگیر مساله آب خواهیم شد که سایر مسائل تا سالها به فراموشی سپرده خواهند شد.

  2. کشاورزی (یا باغداری) با شیوه های مدرن و صنعتی حتی در مقیاس کوچک. فکر کنم براحتی بتونیم بودجه اش رو تامین کنیم. حتی اگه از نظر اقتصادی یه شکست کامل باشه مطمنم عمرمون رو زیاد و زندگی رو شیرین می کنه. قدم زدن رو زمینی که سبزش کردی احساس بی نظیریه.
    تامین آب مشکل بزرگیه اما آدمیزاد با نیروی اندیشه میتونه خیلی کارا بکنه.
    مشکل فرهنگی ما اینکه هیچ وقت نخواستیم از تجارب بقیه استفاده کنیم. از کشورهای همسایه که خوشمون نمیاد و بقیه دنیا رو هم که قبول نداریم. همه چیز رو میخواهیم خودمون تجربه کنیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *