خانه / تحلیل ها / فوتبال یک واقعیت اجتماعی

فوتبال یک واقعیت اجتماعی

چند روز پیش مسابقه فوتبال تیم ملی امید کشورمان مقابل ژاپن بود. من خیلی اهل تماشای فوتبال نیستم اما منزل دوستی دعوت بودیم و ایشان دوست داشتند مسابقه را ببینند و من هم به رسم ادب همراهی کردم.

در ادامه اما علاقمند شدم. تیم ژاپن خیلی منظم حرکت می کرد و به نظر می رسید می دانند برای چه می دوند. در مقابل تیم ایران خیلی خوب می دوید و گه گاه حرکات فردی خیره کننده ای مشاهده میشد اما برآیند کلی حرکت تیم مشخص نبود و بی نظمی خاصی در آن مشاهده میشد.

2

این دوستم از ابتدای بازی مرتب تاکید می کرد که این تیم خیلی خوب است و بالاخره بعد از 40 سال قرار است با بردن ژاپن به المپیک برویم و من ناامیدانه تقریبا مطمین بودم که خواهیم باخت!

نکته جالب این بازی هم شباهت عجیب فوتبال و فرهنگ این دو ملت است. قشر عوام ما بدون اینکه شناخت و دانش کافی از صورت مساله داشته باشد، فقط امیدوار به تغییر است. سالهاست که بدون کوچکترین تغییری در خود فقط امیدوار است. خواص ما هم با ناامیدی و دلسردی فقط نگاه می کنند و گه گاه همین عوام را تحقیر می کنند. هیچ حرکت موثرتری هم از ایشان مشاهده نمی شود.

از آن سو، تیم در میدان هم هدف دیگری را دنبال می کند. بهترین هایش آمده اند خودی نشان دهند تا آینده شان را در دنیای حرفه ای بسازند. تیم سرپرستی هم فکر چک و نگرانی های مالی خود است.

1

آنچه به وضوح دیده میشد، تک تک این نفرات خیلی خوب بودند و سزاوار این شکست نبودند اما وقتی به آنها به عنوان یک تیم نگاه می کردی، قطعا لیاقت این باخت را داشتند. حتی رفتار تماشاچی ما هم همین را نشان میداد. با احساس و شور و حرارت تشویق می کنیم و زمانی که به نتیجه دلخواه نمی رسیم بلافاصله شروع به فحاشی می کنیم!

ما بیش از اینکه ملت نتیجه گرایی باشیم، احساسات خود را دخیل می کنیم. برای ما تحقیر حریف بسیار با اهمیت تر از رسیدن به نتیجه نهایی است. این را بارها در بازی مقابل تیم های عربی ثابت کرده ایم.

بهرحال آرزوی رسیدن به المپیک 44 ساله شد. اگر همین روند را ادامه دهیم، این آرزو برای نسل های بعد هم آرزو خواهد ماند.

5 دیدگاه

  1. تحلیل و کوتاه و زیبایی بود نه فقط از واقعیت های ورزشی که حقایق اجتماعی که عاشق پیشرفت و بهترین بودن است اما همه اینها را آسان می خواهد.

  2. تحلیل و کوتاه و زیبایی بود نه فقط از واقعیت های ورزشی که حقایق اجتماعی که عاشق پیشرفت و بهترین بودن است اما همه اینها را آسان می خواهد.

  3. خیلی جالب بود. کاش می شد کاری کرد برای بهتر شدن اوضاع. من شخصا اگر می دونستم چی درسته از همین امروز قدم در مسیر درست بر می داشتم. مشکل همینه که ما نمی دونیم چی می خوایم. !

    • می گویند اولین قدم در شروع درمان یک بیمار، مرحله پذیرش هست. یعنی بیمار باور کند که مریض هست و نیاز به درمان دارد. ما الان در این مرحله هستیم. متاسفانه اکثریت مردم ایران هنوز به این باور نرسیده اند و تا اکثریت نخواهند، تغییری رخ نخواهد داد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *