بایگانی برای‘تحلیل ها’ دسته

شهریور ۱۲م, ۱۳۸۹

بقول فرخ اگه بعد از برگشتن از سفر نوشتی،نوشتی وگر نه هرگز وقت نمیشه.سعی کردم با وجود گرفتاری زیاد چند خطی درباره سفرمون بنویسم.

اینجا قصد ندارم از حال و هوای سفر بنویسم و شاعری کنم.نه وقتش رو دارم،نه قلمش.سعی می کنم نکاتی رو که دیدم بصورت موردی بنویسم.

ما از رشت رفتیم به سمت رضوانشهر و صومعه سرا و ماسال.مسیر ماسال رو به سمت ییلاق ادامه دادیم.از طاسکوه گذشتیم و به سمت ییلاق خری دولی ادامه دادیم.

این “خری دولی” khariDooli رو از یکی از اهالی پرسیدم.”خری” به معنای خرم و دولی یعنی جایی که آفتاب زود طلوع میکنه و دیر غروب میکنه.گشتم ببینم دقیق به گیلکی چه معنی میده که پیدا نکردم.احتمالن در بخش نظرات دوستان معنی دقیق این کلمه رو خواهند گفت.

این منطقه واقعا زیباست.مسیر تا پایان جاده آسفالت ۲۵ کیلومتر هست.بعدش خاکی میشه و از میانه راه اسالم به خلخال سر در میاره.اگر ماشین بیابونی داشته باشید،ادامه مسیر بسیار جذاب خواهد بود اما با سواری امکان نداره.

این منطقه چند تا هتل چوبی داره.خونه هایی از کلبه بزرگتر اما تمام چوبی.هتل کوهسار متعلق به آقای کوهساری یکی از اونهاست.ما شب را در هتل کوهسار اقامت کردیم.کامل در ابر و مه قرار داشتیم و شبنم تندی می بارید.

اینجا موبایل آنتن نداره و برق نیست…گفتم زیباست برای همین چیزهاست.آقای کوهساری شب دیزل ژنراتورش رو روشن می کنه و هتل برق دار میشه.ساعت یک شب هم خاموشش میکنه تا فردا شب.وقتی برق نیست.موبایل نیست و آب از چشمه بالادست تامین میشه…یک دفعه احساس میکنی داری زندگی میکنی.سکوت کوه و جنگل و تک و تکوک صدای سگ و گاو و مرغ خروس حال و هوایی ایجاد میکنه که یادت میره خونه کجا بوده.

اما یکی از مهم ترین قسمتهای سفر برای من (و احتمالن شما) بخش شکم هست.اینجا گوشت و لبنیات عالی است.کباب گوسفندی که علف خورده و نه نون خشک،قابل وصف نیست.صبحانه با تخم مرغ محلی و پنیری که من تا حالا ندیده بودم،واقعا عالی بود.

فقط من همه چیز خوار یه چیزی خوردم که توی عمرم چنین چیزی به این بد مزه ای نخورده بودم.اشپل ماهی! البته تا حدودی مقصر هم بودم چون ظاهرا به اشتباه خوردم.یعنی من نصف قاشق گذاشتم روی برنجم و خوردم.چشمتون روز بد نبینه…مزه ماهی خام و چرب و خیلی شور! بعد فهمیدم یه مقدار خیلی کمی اش رو باید با مقدار زیادی برنج کته قاطی کرد.بهرحال من قبل از اینکه راهنمایی برسه،خودم رو نابود کردم.

آقای کوهساری از نبود برق گلایه داشت.می گفت هزینه زیادی داره و تازه وقتی هزینه ۵۰۰ میلیونی رو بخشی اش رو خود اهالی تقبل کردند،محیط زیست نصب پایه های برق رو باعث تخریب جنگل دونسته و جلوی اون رو گرفته.گفتم چرا از کابل زیر زمینی استفاده نمی کنید گفت که بالای یک میلیارد هزینه داره.این شده که برق هنوز به بالای ییلاق نرسیده.پس تا برق نرسیده و موبایل نیومده سری به خری دولی ماسال بزنید.

از ماسال رفتیم به سمت اسالم و از جاده زیبای اون به سمت خلخال حرکت کردیم.خلخال آب گرمی داشت که اهالی خیلی ازش تعریف می کردند.می گفتند از اردبیل میان اینجا.ما هم رفتیم.حدود ۲۰ کیلومتر که به سمت اردبیل حرکت کنید این آبگرم رو می بینید.راستش زیاد تعریفی نداشت.شاید نوع آبش خواص درمانی منحصر به فردی داشته باشه.

مسیرمون رو به سمت اردبیل ادامه دادیم.شب رسیدیم اردبیل و رفتیم به دنبال هتل.هتل شیخ صفی رفتیم که خوشمون نیومد.مرکز شهر بود و زیر زمین یا رخت شور خونه رو کرده بودند پارکینگ!

رفتیم هتل سبلان که تمیز بود اما اتاق ها خیلی کوچیک بوند و اتاق دو تخته رو شبی ۷۶ تومن می داد.بنابراین تصمیم گرفتیم بریم سرعین.اونجا قضیه فرق می کرد.پر از هتل و هتل آپارتمان بود با قیمتهای خیلی خوب.مثلن هتل آپارتمان تمیز و مرتب دو خوابه شبی ۴۰ تومن بود.همونجا لنگر انداختیم.

اینجا شهر سرشیر و عسل و آبگرم بود.بر خلاف تصورم بربری درست و درمون پیدا نکردیم.بیشتر سنگکی آزاد پزی بود.انگار ترکهای اینجا با بربری رابطه خوبی نداشنند.آبگرم ایرانیان رو امتحان کردیم.جای بزرگ و تمیزی بود.حتمن سری بهش بزنید.یک روز صبح هم مسیر پیست اسکی الوارس و چشمه گورگور را دنبال کردیم.جاده ای پر پیچ و خم و کوهستانی با مقداری خاکی.چشمه گور گور هم یک ساعتی پیاده روی داره.در کل این دو جا رو اصلن توصیه نمی کنم.مگر به قصد اسکی.راه تابلوهای در هم بر همی داره و گم شدن مسافرین احتمالن ممد حیات و مفرح زاد اهالی منطقه است!

ما مسیر فلشهای راهنما رو دنبال کردیم و از وسط یک روستا،بعد از وسط یک روستای دیگه و یک پل خراب سر درآوردیم!

اما کمی هم از عسل خریدن واسه تون بگم.اول اینکه صنف عسل فروش همگی بقیه رو متهم به تقبل می کنند و از هر کدوم بخری پیش خودت میگی خوب شد اومدم پیش این آقا خویه وگرنه سرم کلاه رفته بود (با لهجه بوشفک بخونید).بعد هم مطمئن میشی که دفعه قبل که عسل خریدی سرت کلاه رفته.

یکی از زنبور دار ها می گفت عسل آویشن و گون این حرفها همش مزخرفه.مگه میشه زنبور رو مجبور کنی بره روی یه گل بشینه فقط؟ اینها همش تقبل هست (اینها رو هم با لهجه اردبیلی بخونید لطفا)

یکی دیگه شون می گفت هر کی میگه زنبورهای ما آب شکر نخورده اند دروغ میگه.اینجا توی سرعین حدود ۲۰۰ تا مغازه عسل فروشی هست…هر کدوم هم حدود یک تن عسل دارند،مگه چقدر گل هست که بشه اینقدر عسل تولید کرد؟همه آب شکر میخورند اما کم و زیادش مهمه.

اینها رو از تجربیات خودم اضافه می کنم.

۱  از زنبور دار های بین راه خرید کنید به شرطی که حداقل ۵ کیلومتر خارج شهر باشند چون زنبور ها برای خوردن آب ممکنه برن سراغ گندآب های شهری.در کل از اینها خرید کنید،هم به تولید کننده واقعی کمک کرده اید و هم به جیبتون.

۲  یا عسل رس کرده (رسوب کرده) بخرید و یا از فروشنده بپرسید که آیا رس میکنه یا نه.رس کردن عسل حالتی است شبیه شکرک زدن مربا.چون مردم ما به اشتباه عسل رس کرده رو با شکرک زده یکی می دونند و اون رو دوست ندارند،زنبوردار ها عسل رو حرارت میدن تا دیگه رس نکنه.اینکار باعث از بین رفتن خواص مفید عسل میشه و کیفیت اون رو پایین میاره.

در نظر داشته باشید عسل بعد از حدود یک ماه در یخچال و حدود یکسال در دمای محیط رس میکنه.پس عسل رس کرده عسل خوبی است.

۳  رفتم گفتم عسل خوب میخوام.فروشنده پرسید که واسه خودم میخوام یا سوقات؟ گفتم چه فرقی داره؟ توضیح داد که عسل خوب واسه سوقاتی کیلویی ۵ تومن داره و عسل خوب واسه خونه کیلویی ۱۰ تومن!

مونده بودم چی بگم.اینهم گوشه ای دیگه از فرهنگ والای ایرانی اسلامی ما.مشخصه که درخواست مکرر مشتری باعث شده که فروشنده به چنین تفکیکی برسه.اونهایی که واسه مون اینقدر عزیز هستند که در سفر به یادشون باشیم،اینقدر عزیز نیستند که همون عسلی که خودمون می خوریم،واسه اونها هم بخریم.این نشون میده سوقاتی خریدنمون هم از روی اجبار و رفع تکلیف و ریاکاری است.

در برگشت کنار ساحل و جنگل گیسوم هم ایستادیم.مسلمان نشنود کافر نبیند…یه چیزی شبیه محلهای دفن زباله بود.فاجعه بود.آب بی نهایت کثیف و بین درخت ها تا چشم کار می کرد زباله ریخته بود.آب چیزی شبیه شیرابه زباله بود! (با کمی اغراق). یک پارچه نوشته بزرگ هم نوشته بود که با روزه خواری در ملاعام به شدت برخورد میشه.دو تا دکه شبیه رستوران هم بود که ما ترجیه دادیم از درشون وارد نشیم و ساحل گیسوم رو ده دقیقه ای ترک کردیم.

در کل جنگلهای شمال به شکل عجیبی مملو از زباله شده و کسی هم به فکر نیست.فقط کافیه برای مدت کمی کنار جاده توقف کنید تا نظرتون نسبت به زیبایی جنگلهای شمال عوض بشه.من کنار جاده پوشک پر از کثافت بچه دیدم.تصور کنید مادر محترمی رو که بچه رو تو ماشین عوض میکنه و پوشک پر از کثافت رو از پنجره بیرون پرت میکنه؟!

کی قراره این چیزها اصلاح بشه نمی دونم.چطور قراره این رفتار ها اصلاح بشه نمی دونم.

نوشته شده در تحلیل ها | ۱ دیدگاه »

مرداد ۱۵م, ۱۳۸۹

۸۹/۳/۸

انفجار دکل بر روی چاه ۲۴ نفت شهر ۴ کشته و ۱۲ نفر زخمی

۸۹/۵/۳

انفجار در پتروشیمی خارک و کشته شدن ۴ نفر و زخمی شدن ۷ نفر

۸۹/۵/۱۳

انفجار در مجتمع پتروشیمی پردیس و کشته شدن ۵ نفر و مجروح شدن۲ نفر دیگر

برای بررسی علل اینگونه حوادث با چند نفر از همکاران اداره ایمنی و آتش نشانی و همکاران بخش های فنی و مهندسی صحبت داشتم ومشکلاتی عنوان شد که بطور خلاصه عبارتند از:

۱ ضعف مدیریت ارشد سازمان

بروز بی انگیزگی میان مدیران ارشد بخاطر زمان بسیار کوتاه دوره مدیریت آنها بطوریکه توانا ترین مدیران را در انجام برنامه ریزی و مدیریت سازمان دچار ضعف می کند. بماند که خط مشی سازمان تعریف شده است و نباید با تغییر مدیریت خللی در آن ایجاد شود. همچنین عدم پاسخ گویی در قبال حوادث.برای نمونه می توان اشاره کرد به انفجار کارخانه تنگ بیجار (دیماه ۸۷) که منجر به نابودی کامل تاسیسات مجتمع تفکیک گاز تنگ بیجار گردید.مدیرعامل وقت شرکت نفت مناطق مرکزی اکنون مدیرعامل شرکت ملی پخش و پالایش فرآورده های نفتی است.

چنین عملکردی در نهایت منجر به این می شود که هر اتفاقی را به گردن تجهیزات و اپراتورهای آنها بی اندازیم و خود به عنوان مدیر ارشد پاسخگو نباشیم و برای حوادث آتی هم پروایی نداشته باشیم.به یاد بیاورید مدیرعامل تویوتا را که بخاطر ضعفی که در خودروهای بفروش رفته آن شرکت مشاهده شده بود، در مقابل دوربین های خبری تا کمر خم شد و عذرخواهی نمود.

۲ عدم توسعه شاخصه های نیروی انسانی

آموزش های فنی نیروی کار کافی نیست و ادارات آموزش به بهانه کمبود بودجه و … نمی توانند آموزش های بدو خدمت و حین خدمت را بطور شایسته ای ارائه دهند.نیروی کار هم که ماشااله در دانشگاه انواع مهارتها را بخوبی فرا گرفته و آماده ورود به صنعت است!!!

تمرکز واحدهای ستادی در تهران و نبود انگیزه کافی از لحاظ مالی یا ارتقاء شغلی در واحدهای صف یا مناطق عملیاتی نیز مزید بر علت گشته تا نیروی کار بعد از مدتی انگیزه ای برای کار در مناطق بد آب و هوا و با شرایط سخت عملیاتی نداشته باشد.از سوی دیگر واحدهای ستادی، وظیفه سرویس دهی به واحدهای عملیاتی را فراموش کرده اند.این واحد ها در عمل  تبدیل شده اند به مکانی برای گذران دوره پایان خدمت و استراحت یا شانسی بزرگ برای برخی نور چشمی های از راه رسیده و بی تجربه.البته در این بین  نباید شایستگی و درایت تعداد زیادی از متخصصین شاغل در واحد های ستادی را نیز از نظر دور داشت.

۳ استفاده از تجهیزات فاقد استاندارد

بخاطر شرایط تحریم،صنعت نفت ما عملا تبدیل شده به فیلد تستی برای تجهیزات چینی تا با آزمون و خطا معایب دستگاه ها و تجهیزات خود را یافته و بعضا درصدد رفع آن برآیند.کمتر تجهیزی یافت می شود که استانداردهای اروپایی و آمریکایی را پاس کرده باشد.زمانی استاندارد سختگیرانه API امریکا در صنعت نفت ما جاری بود.من آماری از حوادث سالهای دور صنعت نفت در اختیار ندارم اما فکر نمی کنم تابحال شاهد کشته و زخمی شدن حدود ۳۴ نفر در کمتر از ۳ ماه بوده باشیم.

۴ عدم اجرای صحیح روشهای اجرایی و سلب اختیار از ادارات ایمنی و آتش نشانی

در بسیاری از مناطق، ادارات ایمنی و آتش نشانی فاقد قدرت اجرایی کافی برای توقف کار ناایمن هستند.اهمیت اقتصادی و تبلیغاتی اجرای پروژه ها گاهی بر انجام کار ایمن ارجحیت یافته و سبب بروز مشکل می شود.در تمام صنعت نفت برای، طراحی،ساخت،نصب،اجرا،پیش راه اندازی و راه اندازی،بهره برداری و از سرویس خارج کردن تجهیزات استاندارد ها و روش های اجرایی (پراسیجرهای) مشخص وجود دارد و در صورتیکه این پراسیجرها به دقت و وسواس انجام شوند،انجام کار ایمن دور از دست نخواهد بود.

توجه به آسیب های اقتصادی و ضربات سنگین روحی و روانی که به پرسنل باقی مانده از حوادث وارد می شود مقوله ی گسترده ای است که نیزمند بحث روان شناسی و تخصصی است.صدمات جبران ناپذیری بر خانواده افراد کشته شده وارد می شود که تا سالهای متمادی، خانواده با آنها دست به گریبان است و خیلی ساده از کنار آن عبور می شود.سیزده خانواده در طول فقط تابستان امسال بی سرپرست شده اند.کاش مجلس محترم حداقل از وزیر محترم نفت در این خصوص سوال می کردند و کاش خود ایشان نه استعفا که دست کم عذرخواهی می کردند و قول برخورد با مسببین حوادث را می دادند.کاش نتایج کارشناسی علل حوادث در اختار سایر ادارات قرار می گرفت تا با نگاه به آنها در صدد کاهش ریسک فعالیت ها باشیم.کاش عبرت می گرفتیم

نوشته شده در تحلیل ها | ۲ دیدگاه »

تیر ۱۵م, ۱۳۸۹

نفت نیوز درباره چاه نفت شهر گزارشی رومنتشر کرد که اظهارات آقای فکور مدیرعامل نفت مناطق مرکزی در جای خود شنیدنی است.

اصل خبر

وی با بیان اینکه هم دانش فنی این کار را داریم و هم نیروهای بسیار نترس و مردانی که در دل آتش تا ۲ متری فلر پیش می‌روند در میان ما حضور دارند تصریح کرد: نزدیک فلر و دهانه چاه جایی است که در صورت قطع آب همه پودر می‌شوند اما ما زمانی که می‌خواهیم عملیات را شروع کنیم این کار را با نام مبارک حضرت زهرا (س) کلید می‌زنیم و جلو می‌رویم و توکل نیروها نیز بسیار قوی است.

مدیرعامل شرکت نفت مناطق مرکزی اضافه کرد: ذره‌ای رعب در دل ما وجود ندارد که به عنوان مثال اگر آتش برگشت یا جهت باد عوض شد چه باید بکنیم کما اینکه ما در ۲ متری فلر چاه سیم بکسل ۲۰۰ ـ ۳۰۰ کیلیویی را ۳ ـ ۲ نفری را نصب می‌کردیم و ترسی در دل هیچ کس وجود نداشت.
وی افزود: صدای آتش در حین عملیات به قدری مهیب است که صدای همدیگر را نمی‌شنویم و تنها با فریاد یا علائم دست و صورت یا هم ارتباط برقرار می‌کنیم.

نزدیک شدن به فاصله دو متری آتشی که از درون چاه زبانه می کشد؟!! البته تاکید شده که توکل افراد بسیار قوی بوده.خدا را شکر.

شجاعت و نترسی شاخصه بعدی است که آمریکاییها واقعا فاقد آن هستند ما در اولویت‌بندی‌ها با وجودی که برای جان خود ارزش قائل هستیم اما نظام را بر جان خودمان ارجح می‌دانیم.

آقای فکور مدیرعامل فکور

تصمیم‌گیری آمریکاییها در این زمینه به شدت محافظه کارانه و مبتنی بر عدم ریسک است اما در این مقوله‌ها انسان‌های شجاع مورد نیاز است که حاضر به ریسک و خطر باشند و تیم‌های عملیاتی ما همه همینطورند چنانکه ما تا ۲ متری دهانه رفتیم و کسی از این مسأله که چه خواهد شد ترسی نداشت کما اینکه به دلیل مصرف بالای اکسیژن آتش، ممکن بود خلاء ایجاد شود و ما را به درون خود بکشد.

اینجا دوباره تاکید می کنند که “ما” تا ۲ متری دهانه چاه رفتیم و ممکن بود چاه “ما” را به درون خود بکشد.کاش مسئولین گینس رو هم خبر می کردید برادر.

BP بر طبق اطلاعات منتشره چند میلیارد دلار برای مهار نشت نفت هزینه کرده‌ است و برآورد آنها به مراتب از هزینه آنها تاکنون بیشتر است اما ما برای مهار این چاه ۱ میلیارد تومان هم هزینه نکرده‌ایم.

مقایسه جالب چاه آب عمیق با چاه خشکی

نوشته شده در تحلیل ها | ۸ دیدگاه »

خرداد ۲۸م, ۱۳۸۹

{………………………………………………………………………..}

{……………………………………………………………………….}

{……………………………………………………………………….}

{………………………………………………………………………}

نوشته شده در تحلیل ها | ۱ دیدگاه »

خرداد ۹م, ۱۳۸۹

نوشته شده در تحلیل ها | ۲ دیدگاه »

خرداد ۹م, ۱۳۸۹

شانا از قول مدیر عملیات خشکی شرکت حفاری شمال، علت حریق در میدان نفت‌شهر را شکست سازند و نشت گاز به سطح زمین اعلام کرد و گفت: با تجهیز و استقرار گروه‌های فنی و عملیاتی در منطقه، عملیات مهار حریق چاه شماره ۲۴ میدان نفت‌شهر به زودی آغاز می‌شود.

حسن کاکی کاروانی در گفت‌وگو با خبرنگار شانا از محل حادثه با تأکید بر این که حادثه میدان نفت‌شهر به‌طور قطع با مسائل فنی و ایمنی ارتباط ندارد، افزود: علت حادثه را باید در رفتار مخزن جست‌وجو کرد.

وی با گزارش از محل حادثه، تصریح کرد: به علت شکستگی در سازند و در لایه‌های بالایی مخزن، گاز از طریق این لایه‌ها به سطح زمین راه پیدا کرده و انفجار صورت گرفته است.

کاروانی یادآور شد: کارکنان دلیر دکل حفاری، پس از مشاهده حادثه، دکل را ترک نکرده و اقدام‌های ایمنی لازم را انجام داده و شیرهای ایمنی و مهار چاه (BOP) ها را بسته‌اند، اما به دلیل شدت حادثه، اقدام‌های آنها مانع از توسعه آتش‌سوزی و انفجار نشده و سرانجام سه نفر از کارکنان به شهادت رسیده و تنی چند نیز مصدوم شدند.

مدیر عملیات خشکی شرکت حفاری شمال با بیان این که گاز از جای جای زمین اطراف دکل بیرون زده و منفجر شده است، اظهار داشت: هم‌اکنون با توجه به نشت نفت از نقاط مختلف، تمام سطح محوطه پیرامون دکل در حال سوختن و محوطه دکل حفاری حدود ۱۴۰ در ۱۷۰ متر است.

به گفته کاروانی، ارتفاع آتش به حدود ۷۰ متر می رسد و دکل در میان دود و آتش است و هم‌اکنون امکان مشاهده و دسترسی به آن وجود ندارد.

پایان خبر شانا

سوال:

اگر گاز خارج از دهانه چاه نشت کرده،BOP قرار بوده چکار کنه؟!وقتی مته هنوز به سازند تولیدی نرسیده و نشت گاز داره کل دکل و افرادش رو به خطر میندازه، بستن بی او پی ها چه کاری بوده؟!

چطور از نقاط مختلف نفت نشت میکنه؟وقتی مته هنوز به کپ راک نرسیده چی باعث انتشار نفت در سطح زمین شده؟

آقای مدیر کاش قبل از اینکه جوونهای مردم رو به کشتن بدی رفتار مخزنت رو بهتر بررسی کرده بودی.می رفتی باهاش حرف میزدی و از اخلاق گندش جویا می شدی.احمقانه ترین جمله ای که یک مدیر میتونه بگه”حادثه میدان نفت‌شهر به‌طور قطع با مسائل فنی و ایمنی ارتباط ندارد”

خبری هم در نفت نیوز منتشر شده و منبع رو شانا عنوان کرده که من نتونستم اصل خبر را در شانا پیدا کنم.

“علت حادثه هنوز به درستی مشخص نشده است

مدیرعامل شرکت حفاری شمال همچنین در باره علت حادثه توضیح داد: نشت گاز از چند روز گذشته محرز و به دنبال آن اقدام‌های لازم نیز انجام شده و نشتی مهار شده بود.

وی ادامه داد: تا روز گذشته (جمعه ۷ خرداد) نشتی مهار شده و چاه ایمن شده بود؛ اما در ساعات اولیه امروز (شنبه ۸ خرداد) گاز از مقاطعی خارج از محل حفاری نشت کرد و منفجر شد.

به گفته خادمی، چنانچه نشت گاز از داخل حفره باشد، قابل کنترل است، اما چنانچه این نشتی در خارج از حیطه کار و حفره‌ها باشد، کنترل و مهار آن بسیار دشوار است.

وی با بیان اینکه حادثه حریق چاه ۲۴ نفت شهر بسیار پیچیده‌تر از حادثه چاه ۲۳ کنگان است، اظهار داشت: گاز در خارج محوطه عملیات حفاری به سطح زمین نشت کرده و منفجر شده و هنوز دلیل آن به درستی مشخص نشده است.

خادمی تصریح کرد: ممکن است لوله جداری یکی از چاه‌ها در عمق‌های پایین پاره شده باشد و گاز به سطح نشت کرده باشد؛ همچنین ممکن است یک بسته گازی محصور شده در لایه‌های نزدیک به سطح زمین، راهی به سطح یافته و منفجر شده باشد که در این صورت گاز تا فردا می‌سوزد و تمام می‌شود.

وی همچنین ایجاد شکستگی در مخزن نفت‌شهر را عاملی محتمل خواند و گفت: ممکن است علت این حادثه، شکستگی مخزن باشد.

مدیرعامل شرکت حفاری شمال با بیان اینکه هم‌اکنون دلایل و ابعاد مختلف حادثه در گروه عملیات مهار چاه ۲۴ نفت‌شهر در دست شناسایی و بررسی است، تأکید کرد: هنوز اطلاعات ما در باره حادثه میدان نفت‌شهر تکمیل نشده و با تکمیل اطلاعات، اطلاع‌رسانی شفاف و به موقع از سوی رسانه‌ها در این زمینه ضروری است.”

پایان خبر نفت نیوز

سوال:

در صورت وجود گسل چطور اداره مخازن متوجه آن نشده بوده؟!

مشخص نیست نفت در محوطه نشت کرده یا گاز؟اگر گاز بوده چرا تمام نشده.بین صحبتهای مدیر خشکی و مدیرعامل حفاری شمال در این مورد تناقض هست.

جا دارد از مدیرعامل نفت و گاز غرب هم گلایه کنیم که در مصاحبه با خبرگزاری جمهوری اسلامی، حتی اشاره ای به کشته شدگان و مجروحان حادثه نکرد و زحمت یک تسلیت خشک و خالی را هم به خود نداد.

نوشته شده در تحلیل ها | ۱۶ دیدگاه »

خرداد ۹م, ۱۳۸۹

دیروز صبح نیم ساعت بعد از حادثه که خبر رو شنیدیم،فضای سنگینی حاکم شد.به فکر همکارامون بودیم.تا ظهر هم نفهمیدیم چند نفر کشته شده.۳ نفر در دم و ۱۳ نفر مجروح با سوختگی.

الان داشتم خبرگزاری های مختلف رو مرور می کردم ،از اراجیفی که اینها به عنوان خبر تحویل میدن چند نمونه ببینید:

پایگاه خبری جوان:

بهرام تیموری، فرماندار شهرستان قصرشیرین با اعلام این خبر گفت: ساعت ۶ و ۳۰ دقیقه صبح دیروز دکل چاه ۲۴ پالایشگاه «نفت شهر» واقع در شهرستان قصر شیرین منفجر شد که بلافاصله امدادگران و آتش‌نشانان به محل حادثه رفتند و از آنجایی که شدت حادثه زیاد بود نیروهای امدادی و آتش‌نشانی شهرستان‌های اطراف در محل حاضر شدند، اما با وجود آن در حالی که ماشین‌های آتش‌نشانی با روش معمول قادر به خاموش کردن آتش نیستند از تهران تقاضای کمک کردیم. وی درخصوص علت وقوع این حادثه گفت: کارشناسان در نظریه مقدماتی خود نشت نفت خام را علت وقوع آتش‌سوزی و انفجار اعلام کردند.
تیموری افزود: از آنجایی که دکل چاهی که دچار آتش‌سوزی و انفجار شده بود از چاه‌های دیگر دور است ، شدت خسارت نیز به شدت پایین است.

خبرگزاری ایرنا و ایسنا اصلن اشاره ای به این حادثه نکرده! حتی کلمه کلیدی “انفجار” و “دکل” رو جستجو کردم و می تونید حدس بزنید که به خلیج مکزیک رسیدم!

خبرگزاری فارسی TRT

نفت شهر در جنوب شهرستان قصر شیرین از توابع استان کرمانشاه واقع شده است و دارای شش چاه مشترک با کشور عراق است. این منطقه در بخش سومار قرار دارد.

ایلنا:

طبق نظراولیه کارشناسان علت این حادثه نشست بوده است

فقط خبر فارس نیوز بد نبود.نمی شد ایراد خاصی ازش گرفت.

اما ماجرا چه بود…

دکل ۱۱۸ NDC متعلق به شرکت حفاری شمال در حال حفاری چاه شماره ۲۴ نفتشهر بود که حادثه رخ داده.این چاه در دماغه شرقی مخزن نفتشهر حفاری شده است.جایی که توان تولید نفت در این قسمت از مخزن بیشتر است.چاه های این بخش بین ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ بشکه در روز تولید دارند و فشاری حدود ۷۰۰ تا ۷۵۰ psi دارند.عمق مخزن نفشهر نیز زیاد نیست.در عمق حدود ۹۰۰ متری cap rock وجود دارد.مساله ای که حفاری در این مخزن را مشکل می سازد،سیل نبودن کپ راک آن است بطوریکه در حفاری سازند گچساران حبابهای گاز مشاهده می شود.

گزارش روز قبل از حادثه دال بر فاصله ۴۰۰ متری از کپ راک بوده است.یعنی گروه حفاری انتظار سازند گچساران را نداشته است.اما می توان فرض کرد که در محل چاه ۲۴ ،کپ راک مقداری بالاتر مشاهده شده و بنابراین زودتر از زمان پیشبینی به کپ راک رسیده اند اما چطور گل شناس دکل و تیم حفاری متوجه حبابهای درون گل برگشتی و کاهش حجم آن نشده اند؟بعید می دانم سهل انگاری در این خصوص صورت گرفته باشد.

آیا حجم گاز ناگهان افزایش یافته؟ اگر اینطور بوده BOP ها (شیر ایمنی دکل) چطور افزایش یا کاهش فشار ناگهانی را دریافت نکرده اند؟

شاید بتوان گفت قوی ترین احتمال،نشت تدریجی گاز از سازند در حال حفاری و  اضافه شدن تدریجی گاز هیدروکربنی سنگین و سکون هوا باعث تجمع تدریجی گاز در طول شب شده و در نهایت صبح با اولین جرقه حادثه رخ داده است.

از طرف دیگر چاه هنوز در حال سوختن است.اگر فقط گاز بوده،نمی بایست بعد از انفجار آتش سوزی در این اندازه مشاهده شود.آیا سر مته به مخزن رسیده بوده؟ یا حجم زیادی از نفت و گاز از کپ راک در حال نشت به دهانه چاه است؟متاسفانه نه چیزی از دکل باقی مانده و نه کسی زنده مانده که بتوان اطلاعات بیشتری گرفت.

از طرف دیگر ساعت وقوع حادثه نیز زمان تعویض شیفت بوده.هنوز نمی دانم شیفت شب سر کار بوده یا شیفت تحویل گروه روزکار شده بوده؟ یا درست زمان تعویض شیفت این اتفاق افتاده.

هر چه که بوده امیدوارم با تحلیل صحیح و فنی حادثه، جلوی حوادث مشابه گرفته شود و شاهد حوادثی از این دست نباشیم.

تعدادی از همکاران زحمتکش مان را از دست دادیم.صمیمانه به خانواده ایشان تسلیت عرض می کنیم و طلب صبر می کنیم.

پی نوشت:

  • سعی می کنم به مرور این گزارش را تکمیل کنم
  • به محض اینکه عکسهای حادثه دستم رسید همینجا قرار میدم.
نوشته شده در تحلیل ها | ۵ دیدگاه »

اردیبهشت ۳۰م, ۱۳۸۹

فیلم Top Gun رو یادتون میاد؟ سال ۱۹۸۶ ساخته شده، البته ما خیلی بعدترها دیدیمش، اما دوستش داشتیم. یادتون هست؟

Image and video hosting by TinyPic

Kelly McGillis و Tom Cruise بازیگر نقش اول زن و مرد  بودند. حالا جالبه که اینجا هر دو رو در کنار هم بعد از ۲۴ سال ببینید. باورتون میشه که این ها همون زوج هستند؟ گذر زمان روی آدمها تاثیرات متفاوتی میزاره!

نوشته شده در تحلیل ها | ۷ دیدگاه »

اردیبهشت ۲۸م, ۱۳۸۹

این مادر و بچه امروز تو کلینیک رویت شده اند!

DSC00672

DSC00673

نوشته شده در تحلیل ها | ۵ دیدگاه »

اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۸۹

17fi13

نوشته شده در تحلیل ها | ۹ دیدگاه »