این مادر و بچه امروز تو کلینیک رویت شده اند!


نوشته شده در سه شنبه, اردیبهشت ۲۸م, ۱۳۸۹ در ۱۱:۱۳ ق.ظ و در دستهی تحلیل ها. میتوانید دیدگاههای این نوشته را پیگیری کنید با RSS 2.0 خوراک. میتوانید دیدگاهتان را بنویسید٬ یا بازتاب بفرستید از سایت خودتان.
استفاده از مطالب اين سايت تنها با ذكر منبع مجاز مي باشد
اردیبهشت ۲۸م, ۱۳۸۹ در ۷:۱۲ ب.ظ
بیشتر توضیح بده
اردیبهشت ۲۸م, ۱۳۸۹ در ۱۰:۰۷ ب.ظ
لا اله الا الله چی میگی همشیره؟ آدم دلش میسوزه بابا آدم دلش میسوزه. مادر بیچاره نه ماه زحمت کشیده این چی چیه؟
اردیبهشت ۲۸م, ۱۳۸۹ در ۱۰:۳۰ ب.ظ
امروز یه خانومی اومد کلینیک با یه بچه کوچیک! من قدغن کرده ام که بچه بیاد تو بخش! میان سر و صدا میکنن نظم بخش و بهم میریزن و از این حرفا…
خانومه ظاهراً همراهی نداشت که بچه رو نگه داره.بهش گفتم عیب نداره بیارش تو ولی بگیر تو بغلت که آرووم بمونه.
خلاصه این بچه اینقدر آرووم توبغل مامانش ماوا گرفت و ملنگ شد که همه بخش در جذبه معنویش غرق شدن.
تها موجود مضطرب این ماجرا مادره بود که از دندانپزشکی کمی وحشت داشت.
کلاً شرایط جالبیه، اینکه یه بچه تو کلینیک دندانپزشکی اینقدر آروم خوابیده و ناظر اتفاقاتیه که معمولاً آرامش بخش نیست!
اردیبهشت ۲۹م, ۱۳۸۹ در ۷:۳۰ ق.ظ
ظاهرن خوابشم گرفته. یعنی اینقدر این دندانپزشکی آرامش بخشه، اینقدر این سر و صداهاش ملودیکه که بچه طفل معصوم رفته تو خماری
اردیبهشت ۲۹م, ۱۳۸۹ در ۱۲:۰۰ ب.ظ
الهی .بله فریده خانم دندان پزشکی کلی آرامش بخشه .چون دکتراش مهربونن. اما بنده خدا مادره نمی دونسته به فکر استرسش باشه یا اینکه بچش خرابکاری نکنه.