وطن ما - مجله وبلاگی گردشگری و زندگی

خانه / سفرنامه / سفرنامه تايلند قسمت اول

سفرنامه تايلند قسمت اول

بانكوك

سعي ميكنم مطالبي رو بنويسم كه ساير دوستان بهشون اشاره نكرده اند يا حداقل من توي گشت و تحقيق اينترنتي ام بهشون برخورد نكردم.فقط اشاره كنم كه واحد پولشون “بت” بود كه معادل ۳۰ تومن در نظر بگيريد.

ما با پرواز ماهان راهي بانكوك شديم.پرواز حدود ۶ ساعت طول كشيد ولي با مهمون نوازي و پذيرايي عالي خدمه پرواز ،مسير طولاني به نظر نيومد.جا داره همينجا ازشون تشكر كنم و خدا قوتي تقديمشون كنم.

تشريفات ورود به فرودگاه هم خيلي سريع در كمتر از نيم ساعت انجام شد و از فرودگاه خارج شديم.ما از تور استفاده كرده بوديم و جلوي در خروجي يه جوون تايلندي منتظرمون بود.فكر ميكنم كلا دو تا تور اصلي توي تايلند به ايراني ها سرويس ميدن يكي هما تور و يكي هم سروش تور (ما با سروش تور بوديم) ملت رو سوار اتوبوس مي كنند و توي هتل هاي مختلف پياده مي كنند.

خدمات تور

بعد از پياده شده از اتوبوس تا آخرين روز كه قرار بود بريم پاتايا ديگه تور ليدرمون رو نديديم.توي اتوبوس كمي از تايلند صحبت كرد و از اينكه نميشه غذاهاشون رو خورد و از خوبي يه رستوران ايراني تعريف كرد.به نظر من كه غذا يكي از جاذبه هاي اصلي سفر هست و مسخره هست كه آدم بياد يه كشور ديگه و بخواد چلومرغ يا كوبيده بخوره!در مورد غذا بعدن مفصل مي نويسم.

بعد تورهاي نيم روز و يكروزه اي رو كه ارائه ميدادند معرفي كرد كه چون قيمت بيشتشون در مقايسه با تورهاي آژانسهاي شهر بيشتر بود،ما از هيچكدوم استفاده نكرديم. توي پكيج تور نوشته بود يك گشت نيمروز رايگان با ناهار كه داستان اونهم جالبه.ناهار رو كه گفت مي بايست از تهران بهتون تيكت مي دادند كه تقريبا به هيچكس نداده بودند.گشت رو هم گفتن مزرعه تمساح كه روز آخر اجرا ميشه.روز آخر گفتن بازديد از معابد هست كه چون ما قبلش خودمون رفته بوديمش از خير اونهم گذشتيم.دو تا سيم كارت تايلند هم بهمون دادند كه دقيقا اندازه همون چند روزي كه اونجا بوديم از اعتبارشون باقي مونده بود و اينقدر اعتبارشون كم بود كه حتي نمي شد به ايران تك زنگ زد و قطع كرد!

بطور كل هر چقدر بتونيد از سيستم ايراني دور بمونيد بيشتر بهتون خوش ميگذره.چه تور ليدر ها و چه هموطناي گلمون.

اما كجاها رو ديديم؟

بازار آخر هفته (شنبه و يكشنبه):توي پارك چاتوچاك برگزار ميشه.بسيار ديدني بود.براي رفتن به اونجا هم خودمون دو نفري رفتيم و از مترو خلوت و خنك بانكوك استفاده كرديم.بليطش هم بستگي به مسير داشت.ما ۷ تا ايستگاه رو طي كرديم و نفري ۵۶ بت داديم.در مجموع قيمت ترنسپورت شهري زياد نبود.قيمت اجناس هم مناسب بود و البته ميشد تخفيف هم گرفت حتي تا ۳۰ درصد.همه چيز بود توي اين بازار.همه تايلند در يك نگاه.ظروف چوبي،پارچه و شلوار جين بد نبود.

معابد:تور نيمروزه معابدي كه ما رفتيم شامل سه تا معبد بزرگ و اصلي بانكوك بود.نفري ۹۸۰ بت هم داديم.واقعن ديدني بود.تورگايدمون از راه و رسم بودا واسمون حرف زد.از حالت چهره بودا،از ظاهر لاغر يا چاق بودا و از حالت دستهاي بودا،از گل نيلوفر و مجسمه هاي سنگي مردان چيني در معابد.

رز گاردن: براي رز گاردن نفري ۱۲۰۰ بت داديم.حدود ۴۵ دقيقه خارج شهر بود.نمايش هاي سنتي تايلند و باغ زيباي اون ارزش ديدنش رو داشت.اون روز عصر اين تور رو فقط ما دو نفر درخواست داده بوديم.بنابراين تور ما چهار نفر بيشتر نبود.راننده (با يه مرسدس كلاس E) و تورگايد و ما دو نفر.با خانم راهنماي تور كلي اطلاعات رد و بدل كرديم.خيلي به ايران علاقه داشت و يه چيزهايي هم مي دونست.مثلن ميگفت خاويار شما خيلي گرونه و ما داريم ماهي خاوياري رو توي ارتفاعات تايلند پرورش ميديم!اصولا محصولات غذايي ايران همه جاي دنيا گرون هستن.زعفران،خاويار،پسته و خرما.توي تايلند خرما رشد نميكنه و خرماي ايراني نسبتا گرون بود.انجير خشك ايران رو هم توي فروشگاهاشون ديدم.

خيلي تلاش ميكرد توضيح بده توي رز گاردن آب رز رو ميگيرند و از عطرش استفاده ميكنند.وقتي بهش گفتم توي ايران بهش ميگيم گلاب…برگشت گفت what did you say? جا خوردم…بعد گفت ما هم بهش ميگيم گولاب…پس اين گولاب ايراني است…ديگه از يه غذايي خيلي تعريف كرد كه بهش ميگفتن Biryani كه باز هم بهش توضيح داديم اسم اين غذا برياني است و اصالتن غذايي اصفهاني.هر چند كه فكر مي كنم برياني تايلندي ها برنج و سبزي سرخ كرده باشه و با اون غذاي اصفهاني تفاوت داشته باشه ولي منشا همون باشه.

غذا:

Pizza hut،KFC و Mc Donald’s نميگذارند گرسنه بمونيد.ما از غذاي پيتزا هات و برگركينگ و KFC خوشمون اومد.پيتزا هات منوي كاملي داشت و غذاش حدود ۳۰۰ بت ميشد. KFC خلاصه تر و ارزونتر بود.برگركينگ هم عالي بود.مثلا يه برگر معمولي با سيب زميني سرخ كرده و نوشابه بزرگ ۱۰۹ بت ميشد.رستوران ژاپني و غذاي ژاپني رو هم امتحان كرديم كه واقعا عالي بود.غذاي تايلندي هم سي فودش خيلي عالي بود.مابقي چون معمولا منوهاشون يا به زبون تايلندي نوشته بود يا اصلا توضيحي در مورد غذا نداده بود،صرفنظر مي كرديم.رستوران ها معمولا اسم غذا رو همراه يه عكس بزرگ از اون و موادي رو كه ازش تهيه ميشه توي منو ارائه ميدن.اينطوري انتخاب خيلي راحته.مثل ايران نيست كه بنويسه مثلن پيتزاي لامبورگيني و وقتي بپرسي چي توش داره طرف نگاه عاقل اندر سفيهي تحويلت بده كه يعني تا حالا نخوردي؟! خب بخور ببين چي توش داره!در ضمن تقريبا همه جا نوشيدني غير الكلي با غذا سرو مي شد.توي پاتايا ميگو و خرچنگ و بقيه جونورهاي دريايي رو زنده يا تازه جلوي رستوران داشتند.انتخاب ميكردي و مي انداختنش توي آب جوش و بعد هم باربكيو!فكرشو بكنيد ميگوي ۳۰ سانتي با پوست و سر و كله كه بايد سر ميز تميز و خورده بشه.امتحان كرديم.عالي بود.خرچنگ هم بد نبود اما نسبت به دردسر خوردنش گوشت كمي داشت!ميگوي خام رو هم توي سالاد خورديم.واقعا خوشمزه بود.

چند تا نكته:

sd سيگار كشيدن در جايي كه نوشته بود ممنوع واقعن ممنوع بود.تمام مكانهاي عمومي سيگار كشيدن ممنوع بود.توي اين ۸ روز بوي سيگار بهمون نخورد.

j,d توي بانكوك به هيچ وجه صداي بوق نشنيديم.حتي اگه راننده اي توي جاي شلوغ مسافر سوار ميكرد يا با كسي صحبت مي كرد،راننده هاي پشت سرش همه آروم منتظر مي موندند.ترافيكشون تاحدودي شلوغ بود ولي ساكت.اما پاتايا باوجوديكه ترافيك نداشت،تاكسي ها براي مسافر بوق ميزدن.لازم به توصيف نيست كه درست مثل ايران بود فقط موقع رد شدن از خيابون بر خلاف ايران سرعتشون رو كم مي كردند تا شما عبور كنيد.

ls مسلمونهاي تايلند از احترام زيادي برخوردار بودند و مردمي آرام و صلح طلب به نظر مي رسيدند (اينها رو تورگايد رز گاردن مي گفت).يه منطقه جالبي هم توي مركز شهر بانكوك بود كه يه معبد چيني،مدرسه كاتوليك ها و يك مسجد ديوار به ديوار هم ساخته شده بودند.خيلي جالب بود.مقايسه كنيد با تهران كه حتي مسجدي واسه اهل سنت نداريم (اگه اشتباه نكرده باشم)

j j, توي بزرگراه هاي وسط شهر از راننده ها عوارض اخذ مي شد و اگه تاكسي بود مسافر بايد عوارض رو علاوه بر كرايه پرداخت كنه.اينجا رو از ما پيشي گرفته بودند.

فعلن تا اينجا رو داشته باشيد تا بخش بعدي رو آماده كنم.

قسمت دوم

قسمت آخر

Be Sociable, Share!