پنج شنبه , آبان ۱ ۱۳۹۹
خانه / مهندسی شیمی/نفت / به کجا چنين شتابان ؟! (اپيزود دوم)

به کجا چنين شتابان ؟! (اپيزود دوم)

اپيزوداول همون قضيه ثبت نام امتحان TOEFL و خیل عاشقان بود.

يه  زمانی Apply که مي کردی به دانشگاههای آمريکا استاد مي گفت:

We have to evaluate your application material

It is a pool of applicant. We have recieved more than 120 application  and there is just 6 positions available

که می شد به عبارت از هر 6 تا يکي. حالا اين نروژ فسقلی 2 تا Position گذاشته بود من Apply کردم، ببينيد چه خبره!:ديگه Pool رو رد کرده Ocean of the applicant شده

——————————————————————–

2 PhD stipendiatstillinger – IVT 68/08

 

Date: 06.11.08              Our ref: 2008/14532/212.2

 

 

Dear Sir/Madam,

APPLICATION FOR A POST AS RESEARCH FELLOW AT THE DEPARTMENT OF PETROLEUM ENGINEERING AND APPLIED GEOPHYSICS – IVT 68/08

We thank you for your application for the above mentioned post.

We have received 81 applications.

As soon as the decision has been made you will be informed about the result.

Yours faithfully,

Greta E. Bjarnøe
Faculty of Engineering Science and Technology
Høgskoleringen 6
N-7491 Trondheim

 

——————————————————————–

مطلب پیشنهادی

lisbon

لیزبن (Lisbon)

جغرافیا پرتقال را امروز با فوتبال و کریس رونالدو می شناسند. این کشور حدود ۱۰ …

14 دیدگاه

  1. يه تريپ مامان بزرگي بيام…ننه جون قسمت باشه كه بري…ميري…حالا ميخواد پونصدتا نميدونم چي چي كشن داشته باشن 😀
    اينهم يه تريپ عمو و دايي كه فكر ميكنه معني زرنگي همه جاي دنيا مثه ايران خودمونه…دايي جون زرنگ باش،اينجور اگه سر به زير باشي هيچ چي نميشي،بايد گرگ باشي :bandit: بگو من سه چهار سالي هست دكترا گرفته ام…بگو ايران شركت دارم و 30 40 تا مهندس زير دستم كار ميكرده…بخدا كارت سه سوته درست ميشه…اصلا ميخواي يه رفيقي دارم اونور آبه،سفارشت رو بهش بكنم؟!

  2. يه تريپ مامان بزرگي بيام…ننه جون قسمت باشه كه بري…ميري…حالا ميخواد پونصدتا نميدونم چي چي كشن داشته باشن 😀
    اينهم يه تريپ عمو و دايي كه فكر ميكنه معني زرنگي همه جاي دنيا مثه ايران خودمونه…دايي جون زرنگ باش،اينجور اگه سر به زير باشي هيچ چي نميشي،بايد گرگ باشي :bandit: بگو من سه چهار سالي هست دكترا گرفته ام…بگو ايران شركت دارم و 30 40 تا مهندس زير دستم كار ميكرده…بخدا كارت سه سوته درست ميشه…اصلا ميخواي يه رفيقي دارم اونور آبه،سفارشت رو بهش بكنم؟!

  3. مهدي جون

    ساده ای رفيق

    به شما قول ميدم از اين 81 نفر حداقل 41 نفر! يعنی اکثريت مطلق، ايراني هستند.

    نيازی به توصيه دايي و خاله نيست، همين حالا هم خيلي از دوستان زحمت مي کشن و يک سري فعاليت های تخيلي رو هم تحت عنوان تجارب کاری و مقالات منتشر شده ارائه مي کنند

    تصور کنيد که اون پروفسور چقدر ذوق زده مي شه از ديدن اين همه محقق تراز اول

  4. با توصیه‌های مهدی کلی‌ خندیدم. ولی‌ اعتراف می‌کنم که این حرفت در مورد اقیانوس درخواست‌ها برای دکترا کمی‌ تا قسمتی‌ درسته. حتا استاد‌های ما هم از این همه درخواست از ایران حیرت کرده بودند. استاد من میگفت فکر می‌کنه که بچه‌های نفت ایران دچار ه اپیدمیه مدرک خواهی‌ شدند. البته خبر نداشت که اکثر عزیزان بعد از پ.اچ.تی. دیگه به ایران بر نمیگردند.

  5. با توصیه‌های مهدی کلی‌ خندیدم. ولی‌ اعتراف می‌کنم که این حرفت در مورد اقیانوس درخواست‌ها برای دکترا کمی‌ تا قسمتی‌ درسته. حتا استاد‌های ما هم از این همه درخواست از ایران حیرت کرده بودند. استاد من میگفت فکر می‌کنه که بچه‌های نفت ایران دچار ه اپیدمیه مدرک خواهی‌ شدند. البته خبر نداشت که اکثر عزیزان بعد از پ.اچ.تی. دیگه به ایران بر نمیگردند.

  6. یک جورایی وضعیت خرابتر از این صحبتهاست
    در تمامی حوزه ها
    به نظرم اصلاح کردن در وضعیت فعلی
    با رویه ای که خاتمی همیشه می گه امکان پذیره
    در واقع تلاش و صبر زیاد می خواد
    سرعت اثر بخشی کمی خواهد داشت
    و …
    به قول افشین قطبی پلیر این بازی باید بهترین انرجی رو با خودش بیاره!
    من که می دونم این توان رو فی الحال ندارم
    فقط به قول حاج کاظم آژانس شیشه ای برا صبر همه کسایی که احساس وظیفه می کنند و می خوان تو این راه قدم بذارند یک یا علی میگم!

  7. یادم میاد یکی از بچه های آموزشکده که اسمش فقط یادم میاد کامران بود
    و در بیشه هم کفتار نام داشت می‌گفت:
    99 درصد خوشبختی آدم به اینه که کجا به دنیا میاد و بچه کی هست
    .
    به نظر نظریه خوبیه
    این همه تلاش
    همه اش واسه اون 1 درصد!
    .
    یکی از دوستان خاطره ای از یک کارخونه دار مولتی میلیاردر تعریف می کرد
    که پسرش همیشه تو کارخونه که میومد ول می گشت و کاری به وضعیت اداره اونجا نداشت
    و تنها دغدغه اش خرید گوشی موبایل و دختر بازی بود
    می گفت پدره یک بار تو خط دید پسره رو که دوباره رفته گوشی خریده
    داد و بیداد که پسر خجالت بکش
    من بابام راننده تاکسی بوده
    با بدبختی قرون قرون گذاشتم رو هم تا اینجا رو سر پا کردم
    حالا تو میری پول رو میریزی تو جوب!
    .
    می گه پسره برگشت و خیلی آروم بهش گفت:
    تو بابات راننده تاکسی بوده قد راننده تاکسی زندگی کردی
    من بابام میلیاردره قد یک بچه میلیاردر خرج می کنم.
    .
    می گن باباهه یک کم نگاش کرد و راهش رو کشید و رفت.
    .
    درسته هر کدوم از ما ممکنه با زور و زحمت به جایی برسیم
    اما ما همون بچه راننده تاکسیه هستیم
    که کند و کالمون دریده تا به اونجا برسیم
    و تازه وقتی به جایی رسیدیم باید کم کم غزل خداحافظی رو زیر لب زمزمه کنیم
    ما کجا و …….
    .
    یکی از دیگر دوستان می گفت پدر بزرگش همیشه نصیحت می کرده اگه یک خوشه انگور دارید که کمیش خرابه
    همیشه از دونه بهترهاش شروع به خوردن کنید
    چون همواره این احساس همراه شما خواهد بود که :
    شما دارید در اون لحظه بهترین دونه ای که موجود هست رو می خورید.
    من کلا اعتقاد به فشار آوردن تو جوونی جهت زندگی بهتر (صد البته احتمالی) در سنین بالاتر رو ندارم (البته اخیرا به این اعتقاد رسیدم)
    لهذا سعی می کنم که شرایط زندگیم رو اونجوری که هست بپذیرم
    تواناییهام و ناتوانیهام رو قبول کنم
    سطح اتنتظاراتم رو از محیط اطرافم رو بر اساس واقعیت قرار بدم
    و از اونی که هستم
    شرایطی که دارم
    سعی کنم لذت ببرم
    حتی اگه این لذت در حد دود کردن یک نخ سیگار باشه!

  8. یادم میاد یکی از بچه های آموزشکده که اسمش فقط یادم میاد کامران بود
    و در بیشه هم کفتار نام داشت می‌گفت:
    99 درصد خوشبختی آدم به اینه که کجا به دنیا میاد و بچه کی هست
    .
    به نظر نظریه خوبیه
    این همه تلاش
    همه اش واسه اون 1 درصد!
    .
    یکی از دوستان خاطره ای از یک کارخونه دار مولتی میلیاردر تعریف می کرد
    که پسرش همیشه تو کارخونه که میومد ول می گشت و کاری به وضعیت اداره اونجا نداشت
    و تنها دغدغه اش خرید گوشی موبایل و دختر بازی بود
    می گفت پدره یک بار تو خط دید پسره رو که دوباره رفته گوشی خریده
    داد و بیداد که پسر خجالت بکش
    من بابام راننده تاکسی بوده
    با بدبختی قرون قرون گذاشتم رو هم تا اینجا رو سر پا کردم
    حالا تو میری پول رو میریزی تو جوب!
    .
    می گه پسره برگشت و خیلی آروم بهش گفت:
    تو بابات راننده تاکسی بوده قد راننده تاکسی زندگی کردی
    من بابام میلیاردره قد یک بچه میلیاردر خرج می کنم.
    .
    می گن باباهه یک کم نگاش کرد و راهش رو کشید و رفت.
    .
    درسته هر کدوم از ما ممکنه با زور و زحمت به جایی برسیم
    اما ما همون بچه راننده تاکسیه هستیم
    که کند و کالمون دریده تا به اونجا برسیم
    و تازه وقتی به جایی رسیدیم باید کم کم غزل خداحافظی رو زیر لب زمزمه کنیم
    ما کجا و …….
    .
    یکی از دیگر دوستان می گفت پدر بزرگش همیشه نصیحت می کرده اگه یک خوشه انگور دارید که کمیش خرابه
    همیشه از دونه بهترهاش شروع به خوردن کنید
    چون همواره این احساس همراه شما خواهد بود که :
    شما دارید در اون لحظه بهترین دونه ای که موجود هست رو می خورید.
    من کلا اعتقاد به فشار آوردن تو جوونی جهت زندگی بهتر (صد البته احتمالی) در سنین بالاتر رو ندارم (البته اخیرا به این اعتقاد رسیدم)
    لهذا سعی می کنم که شرایط زندگیم رو اونجوری که هست بپذیرم
    تواناییهام و ناتوانیهام رو قبول کنم
    سطح اتنتظاراتم رو از محیط اطرافم رو بر اساس واقعیت قرار بدم
    و از اونی که هستم
    شرایطی که دارم
    سعی کنم لذت ببرم
    حتی اگه این لذت در حد دود کردن یک نخ سیگار باشه!

  9. سلام همشهری
    از اینکه منت گذاشتی و بهم سر زدی ممنون
    و بازم بابت نظرت سپاسگذارم
    راستش یه گزارش در مورد موضوع پیشنهادی شما تهیه کردیم
    اما در مورد پرسنل و تحریریه و برنگارای مورد نیاز برای تهیه گزارشات مشابه مشکل داریم
    گزارشات و اخبار مربوط به اراک و بخصوص مدیریت شهری را در این آدرس قرار می دهیم:
    http://news.arak.ir
    اگه تمایل به همکاری داشتید حتما خبرمون کنین
    منتظر خوندن نظرات مفید و سازنده شما هستیم
    جدا از آشناییت خوشوقت شدم
    ایام به کام

  10. اينجا جاي برادر حميد خاليه؛حميد جان اگه هنوز نفس ميكشي (نفس در هواي قفس ميكشي) يه سري به رفيق رفقا بزن.

  11. برادر مازيار اون آواتار رو چطور گذاشتي؟باهاله!

  12. در مورد مطلبی که مازیار گفته که حال را دریابید:

    من موافق نیستم، یه عزیزی می گفت آخر کار آدمها مهمه، یعنی این که وقتی جا افتادی تو زندگی و سن و سالی ازت گذشت، وقتی توانی برات باقی نمونده درمونده و گرفتار نباشی

    این که حالامون سخت بگذره تا فردامون ساخته بشه واقعا اونقدرهاهم بد نیست، یه حس غرور شیرینی آخرش میمونه

    می دونید، مثالش حال کردن شب امتحانه یا فیلم دیدن وقتی هزار تا کار نکرده داری. در لحظه لحظه اون حال و هول یه نگرانی از کارها و درسهای مونده بجا میمونه. اما اگه کار رو انجام بدی و قالش رو بکنی دیگه به هیچ کار دیگه ای هم که نرسی خواب شیرینی خواهی کرد، رها از حس تلخ عدم رضایت از خود.

  13. خوب فرخ راست میگه
    بیشتر از سختی کشیدن
    منظورم ریالی بود
    خرج نکردن پولهایی که الان در قیاس با 1 متر آپارتمان خیلی ناچیزه
    اما همیشه سعی میکنیم جمع کنیم شاید حقوق تا آخر سالمون
    بشه دوزار و ده شاهی
    .
    همیشه وقتی به برادرم فکر می‌کنم
    این حس برام تازه می‌شه
    اون الان داره درس می‌خونه
    تو جایی که از بودن توش لذت می‌بره
    اگرچه از لحاظ مالی عقب می‌مونه
    اما لحظاتی رو تو این سن و سال می‌گذرونه
    که یادش خواهد موند
    و البته رشد هم داره می‌کنه

    با تلاش برای تعالی موافقم
    خصوصا با اون مثالهایی که زدی حرفی باقی نمی مونه
    همه مون همه اون استرسها رو با تمام وجود حس کردیم
    و وقتی نوشته ات رو میخونه آدم
    خیلی سریع اون احساس رو بازیابی می کنه

  14. مهدی جان
    کامنت وضع خرابتر از این حرفهاست واسه مطلب خودت در خصوص بی جی دوم هست
    اشتباهی اینجا زدمش

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *