شنبه , شهریور ۲۹ ۱۳۹۹

آواتار

قبل از شروع فیلم فکر کردم…عینک روی عینک را چه کنم؟ به خودم قول دادم لنز های یکبار مصرف را حتما امتحان کنم. چشم هایم خیلی برایم مهم اند. کلی هوایشان را دارم. مثلا هر چند ماه حتما عینکم را عوض میکنم. چشم هایم اگر چه مجبورند از پشت شیشه ببینند اما مجبور نیستند یک عینک را سالها تحمل کنند.

فیلم که شروع شد سینما هنوز در حال پر شدن بود. صحنه هایی از فضا و هواپیماهای غول پیکر و عجیب و صدای گرفته یک سرباز. کل داستان روایت سربازی آمریکایی است از سفرش به یک سرزمین ناشناخته. روایتی که بی شباهت به فیلم های بزرگی چون “نجات سرباز رایان” یا حتی “تایتانیک” نیست. شخصی خواسته یا نا خواسته درگیر ماجراجویی عده ای از آدم بدها میشود. فیلم به نیمه نرسیده میتوان پایانش را واگو کرد. یک اکشن درام آمریکایی با همه خصوصیت های هالیوود. پر از کشش و تنش و عشق و خیانت. از لحاظ داستان و شخصیت پردازی هیچ موفقیتی برای این فیلم قایل نیستم. تنزل شخصیت پردازی تا جایی است که از چهره آدم های فیلم میشود حدس زد از آدم خوب هاست یا از آدم بدها، زنده میماند یا به زودی کشته میشود، عاشق است، خیانتکار است و …داستان فیلم هم علیرغم تلاش فراوان نویسنده، از کشش لازم برخورذار نیست. حرف های جدیدی برای گفتن هست ولی قالب داستان متاسفانه نوآور نیست و تکرار مکررات است.

صحنه پردازی فیلم اما بی نظیر است. ایده ایجاد یک دنیای متفاوت و بسیار متنوع و رنگارنگ ایده درخور تحسینی است. دنیایی که همه چیزش به هم متصل است. همه دست در دست هم و ریشه در ریشه هم دارند. شبکه پیچیده ای از انرژی ای ناشناخته که خود میسازد، میپروراند و خود پس میگیرد. بعضی از صحنه شگفت آورند و بعضی دیگر وصف ناپذیر. یک دنیا زیبایی و رنگ در هم تنیده شده اند و به واقع سرزمین عجایب را ساخته اند.

از موجودات عجیب و غریب هم زیاد استفاده شده. اگر اهل فیلم دیدن باشید حتما یاد هیولای پرنده هری پاتر، حیوانات ماقبل تاریخ ژوراسیک پارک یا گرگ بد هیکل 300 و یا حتی سگ های آهنی انیمیشن چوبین خواهید افتاد. انگار نویسنده خواسته همه را یکجا در دنیای خیالیش زنده کند.

فیلم کاملا سه بعدی ساخته نشده. بسیاری از صحنه ها دو بعدی اند. اینرا با برداشتن عینک از چشمتان میتوانید بفهمید. البته خود فیلم به دو شکل معمولی و سه بعدی ارائه شده تا در همه سینما ها  قابل پخش باشد ولی کارگردان اصرار عجیبی روی مدل سه بعدی داشت (این را در یکی از مصاحبه هایش با شبکه خبری تی وی موند شنیدم). به نظرم انیمیشن های سه بعدی جذابیت خیلی بیشتری نسبت به فیلم های سه بعدی دارند. خودتان باید قضاوت کنید.

مطمئنم فیلم را خواهید دید و لذت خواهید برد. شخصا لحظات دلپذیری را در سالن سینما سپری کردم ولی موقع خروج از سالن کمی دلخور بودم. انتظار خیلی بیشتری داشتم که متاسفانه برآورده نشد. شاید هم ایراد از من است. زیاد سخت میگیرم. با این همه منتظر می مانم. راستش را بخواهید از این همه دیجیتال خسته شده ام. دلم لک زذه برای دیزنی های دوبعدی. آثار نابی مثل شاه شیر یا تارزان. دلم لک زده برای پدرخوانده ای دیگر. منتظر میمانم تا کارلیتوی دیگری بیاید و زیر باران، با چشمانی پر از اشک، معشوقه اش را دست در دست نامردمان ببیند. تا فارست گامپی دیگر و گلادیاتوری دیگر.

منتظر میمانم.

مطلب پیشنهادی

lisbon

لیزبن (Lisbon)

جغرافیا پرتقال را امروز با فوتبال و کریس رونالدو می شناسند. این کشور حدود ۱۰ …

3 دیدگاه

  1. البته اون عینک هم واسه ات موند دیگه…هیچی هیچی هم نبوده!

  2. امشب دیدمش
    هنوز تو شوک احساسی فیلمم و نمیتونم از مغزم استفاده کنم. خیلی با احساس بود. فوق العاده…

  3. امروز هم نامزد 9 تا اسکار شد. احتمال داره بهترین کارگردانی رو ببره ولی بعید میدونم برنده بهترین فیلم بشه. باید منتظر ماند و دید….

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *