شنبه , شهریور ۲۹ ۱۳۹۹
خانه / تحلیل ها / آمریکا در هاییتی

آمریکا در هاییتی

آمریکا در هاییتی چه میخواهد؟ ورود نیروهای آمریکایی به هاییتی با چه هدفی است؟ کمک های انسان دوستانه یا کنترل این کشور استراتژیک؟
هیچ کس منکر نیاز به نیروهای پلیس و ارتش برای کنترل مرکز هاییتی و جذب و پخش کمک های انسان دوستانه در آن کشور نیست. کسی هم نسبت اهداف انسان دوستانه نیروهای سازمان ملل و دریایی آمریکا شک ندارد. اما با توجه به سوابق برخورد آمریکا با این کشور سئوال مهم اینست که نیروهای آمریکایی چه اهداف دیگری را در این کشور زلزله زده دنبال میکنند؟
از زمان اعلام دکترین مونرو (وزیر امور خارجی آمریکا) در سال 1823 توسط ایلات متحده، آمریکایی ها پیوسته به دنبال سلطه جویی و همگون کردن سیاسی و فرهنگی کشورهای آمریکای لاتین بوده اند. آمریکا تلاش کرده تا دست نیروهای خارجی را تا جایی که ممکن است از این منطقه کوتاه کند. نمونه اش جلوگیری از نفوذ اتحاد جماهیر شوروی در دوران جنگ سرد است.
آمریکا در طی دو قرن گذشته همواره از نیروی نظامی خود استفاده کرده تا دولت های مورد نظر خود را در در کشورهای لاتین نصب کند. خیلی از این کشورها مثل جمهوری دومینکن، پاناما، ونزوئلا، نیکاراگوئه، مکزیکو، ال سالوادور و کوبا حمله و تصرف نظامی و آمریکا را تجربه کرده اند.
هاییتی اما اهمییت ویژه ای برای ایالات متحده داشته است. نیروی دریایی ایالات متحده هاییتی را بین سالهای 1915 تا 1934 به تصرف خود داشت. هدف از آن تصرف خلع رژیم مردمی به رهبری چارامان پرالت بود. آمریکا یا این دخالت نظامی 20 ساله نشان داد که حرف آخر را در منطقه چه کسی خواهد زد. در طول این بیست سال، حدود 3250 نفر از مردم هاییتی توسط نیروهای آمریکا کشته شدند و بعد از اشغال نیز آمریکا متهم به ایجاد یک سیستم مالی فاسد در این منطقه شد. با همه اینها، آمریکایی ها هیچ تلاشی برای از بین بردن فقر عمومی که ریشه اش به زمان مستقل شدن هاییتی در سال 1804 برمیگشت، به کار نبردند.
آمریکایی ها همچنین برای حفظ موقعیت در منطقه کاراییب به هاییتی نیاز مبرم داشتند. با تداوم جنگ سرد و پیروزی بزرگ فیدل کاسترو در کشور همسایه کوبا در سال 1960، اهمیت هاییتی بیشتر از پیش شد. آمریکا شاهد حضور دیکتاتوری و خونین پدر و پسر دووالییر بین سالهای 1950 تا 1986 در هاییتی بود. در دوران دووالییر ها، تعداد زیادی از مردم هاییتی کشته شدند و تعداد فراوانی به کشورهای کانادا و آمریکا مهاجرت کردند.
بعد از دیکتاتوری دووالییر ها، نوبت به انتخابات دموکراتیک هاییتی رسید. در سال 1990، کشیش سابق ژان برتراند آریستید به پیروزی چشم گیری دست یافت. او از جناح چپ بود و بیشترین طرفدارانش فقرا و حاشیه نشینان بودند. با این همه، برای اکثر مردم هاییتی، پیروزی او دریچه ای بود برای امیدواری. در اواخر سال 1991، آریستید توسط توسط کودتای نظامی رائول سدراس خلع شد. او مردمی نبود و حکومتش به موج جدیدی از مهاجرت به آمریکا دامن زد. به بهانه کمک های انسان دوستانه، رئیس جمهور بیل کلینتون (فرستاده ویژه سازمان ملل در هاییتی زلزله زده امروز) نیروهای آمریکایی را وارد هاییتی کرد. درگیری نظامی اتفاق نیفتاد و آمریکا با نظامیان هاییتی به توافق رسید. آریستید دوباره به رهبری گماشته شد تا اینبار اجرا کننده اهداف آمریکا در منطقه باشد.
آریستید اما چنین نکرد. او در مقابل خواسته های آمریکا ایستاد. او برای مثال درخواست آمریکا برای خصوصی کردن صنعت برق و مخابرات هاییتی را نپذیرفت زیرا معتقد بود با این کار فقرا فقیر تر خواهند شد و ثروتمندان آمریکایی ثروتمند تر. اما ایستادگی در مقابل خواسته های جرج بوش هزینه دار بود.
اینبار و در سال 2004 آریستید با همکاری نیروهای آمریکایی ربوده شد و به مناطق مرکزی آفریقا فرستاده شد. به دنبال آن سازمان ملل تصمیم گرفت نیروهایش را به سرپرستی برزیل به منطقه بفرستد و صلح پایداری ایجاد کند. بعد از این دخالت سازمان ملل و دز سال 2006، انتخابات جدیدی در هاییتی صورت گرفت و بر خلاف خواست آمریکا، یکی از همراهان آریستید، رنه پروال به رهبری رسید.

شاید به خاطر همه این گذشته سوال برانگیز باشد که عده ای نگران حضور فراگیر نیروهای آمریکا در هاییتی هستند. بهتر اینست که باراک اوباما هر چه زودتر زمان خروج نیروهایش از جزیره هاییتی را اعلام کند یا بعد از زمین لرزه طبیعی، باید منتظر یک زمین لرزه مردمی در هاییتی باشیم.

خلاصه و ترجمه از VOXY

مطلب پیشنهادی

lisbon

لیزبن (Lisbon)

جغرافیا پرتقال را امروز با فوتبال و کریس رونالدو می شناسند. این کشور حدود ۱۰ …

یک دیدگاه

  1. بالاخره شکی نیست که تغاری بشکند ماستی بریزد… جهان گردد به کام کاسه لیسان
    کیهان میگه آمریکا خودش زلزله ایجاد کرده تا بیاد تو منطقه.آمریکا هم میگه مثل مادر ترزا آماده خدمت رسانی به همه مصیب زدگان دنیا است.
    فکر کنم واقعیت برآیند اینها باشه.هم کمک می کنند تا افکار عمومی داخل و خارج کشورشون رو به نفع خودشون تغییر بدن و هم حضور فیزیکی شون رو توی حیاط خلوتشون محکم تر کنند.
    آمریکا بزرگترین قدرت روی زمین هست و طبیعی است که بیشتر اثرگذاری رو همه جای دنیا داره.
    یاد کلاس دکتر شادی افتادم.میگفت روزی 19 میلیون بشکه نفت مصرف می کنند و انرژی برابر است با کار و کار برابر است با نیرو ضربدر جا به جایی!یعنی نیروی زیاد در همه جای دنیا!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *