پنج شنبه , آبان ۲۴ ۱۳۹۷
آخرین مطالب:
خانه / مهاجران / دیوانه از قفس پرید

دیوانه از قفس پرید

از پس هفت سال درد و انتظار

شاید هیچ کس درک نکنه تو این هفت سالی که درسم تموم شد و کار می کردم چقدر درد کشیدم و چقدر انتظار این روزها رو کشیدم. منم شاید هیچ وقت درک نکنم که رضوان تو این مدت چی کشیده.

هر روزی که از خواب بیدار شدم سرشار از یاس و بی انگیزیگی بودم، هر روز که این مسیر خونه تا شرکت رو رفتم از این همه شلوغی و بی شعوری راننده ها و بی فرهنگی مردم و آشغال هایی که تو جوی آب ولیعصر رو آب می رفتن حالم بد شده، هر روزی که سرکار بودم تو دفتر از اینکه کار اصلی مونو نمی کنیم و بجای اینکه کار مهندسی مخزن بکنیم کارمون شده نامه نوشتن و اطلاعات دادن به این ور اونور حالم بد شده، هر روزی که تو ترافیک رفتیم و اومدیم خجالت کشیدم از اینکه این همه تو شلوغی رضوان رو بردم و آوردم، روزی نبوده که از شنیدن اخبار درد نکشم و از دیدن روال اشتباه زندگی جامعه که داره رو به نابودی میره درد نکشم و خیلی چیزای دیگه از این دست …

بالاخره داره تموم میشه، نه اینکه به مدینه فاضله! (ما خودمونو بکشیم هم از این اصطلاحاتی که تو مخمونه جدا نمیشیم و ازشون استفاده خواهیم کرد) بریم اما امیدوارم اونجا شرایط محیطی اونقدر مناسب باشه که تنها دغدغه خودمون باشیم و ذهنمون و تفکرمون. از همین حالا میدونم دوری سخته و نبودن در کنار دوستان و فامیل لذت بخش نیست و هیچ جا خونه خود آدم نمیشه اما مطمئنم تجربه بزرگی برای ادامه راه زندگیمونه، کی میدونه تو فرداها چی می گذره فقط باید تلاش کرد و به یاد داشت که “پیرو قلب خود باشید”.

نروژ

داریم میریم نروژ، یه شهر کوچولو تو شمال نروژ به اسم Harstad، اونجا Statoil دفتری داره که تعدادی از شمالی ترین میادین نفت و گازش از اونجا مدیریت میشن. میرم که به عنوان یه مهندس مخزن از این به بعد بفهمم وظایفم چیه و چی کار باید بکنم و چه چیزهایی باید بلد باشم.

توی پست های بعدی سلسله کارهایی که تو این مدت کردیم شرح می دم شاید به درد بقیه هم بخوره و با روال کار آشنا بشن.

مطلب پیشنهادی

لاسکو، میراث تاریخی هنر پارینه سنگی

هوا سردتربود. نمای اطراف رودخانه Vézère در جنوب فرانسه با آنچه امروزمیبینیم تفاوت های چشمگیری …

7 دیدگاه

  1. سلام با تشکر از سایت خوب شما
    من چند وقت دیگه میخوام برم چین میخواستم اطلاعاتی در مورد هتل ها و جاهای دیدنی آن بدانم.
    از بین هتل ماریوت سیتی وال و دبل تری هیلتون کدوم بهتره و یا هایت
    در ضمن کدوم آژانس رو پیشنهاد میکنید ممنون

  2. فرخ جان مراقب دادن اطلاعات حساس باش. به قول فرنگی ها کیپ ایت کوایت… کیپ ایت فر یورسلف.

  3. اول. گفتی نمی دونی رضوان چی کشیده؟ منظورت رو نمی فهم. از دست تو چی کشیده یا از دست کشورش؟ امیدوارم منظورت اولی باشه. اینطور که شما از زندگی تو وطن تعریف می کنید امثال من چه نتیجه ای باید بگیرند؟ انصاف داشته باشید. من هنوز هم یه خواهر و یه برادر و یه مامان و بابا اونجا دارم. تو این لیوان لعنتی یه کم آب هم هست نه؟
    دوم. چرا هفت سال پیش برگشتی؟ تصور دیگه ای از وطن داشتی؟ یا برنامه ای واسه زندگیت؟ دو روی سکه رو نشون بده. قضاوتش با خواننده.

  4. همونطور که بهت گفتم هم ناراحتم (از دید کوتاه مدت) و هم خوشحال (از دید بلند مدت).
    تو قلب پاکی داری و من مطمئن هستم اونجا بالاخره آرامش رو خواهی یافت.
    به امیر:
    من فکر می کنم فرخ خودش میدونه قراره چه چیزهایی رو به اشتراک بگذاره.این “بقول تو حساس” از دید هر کس متفاوت هست.اگه قرار بود همه آدم ها این کار رو بکنند دنیا بخشی از زیبایی اش رو از دست می داد.گاهی احساس دوست داشتن و دوست داشته شدن و خیلی چیزهای دیگه موقعیت های حساسی رو از آدم میگیره ولی دلت رو شاد میکنه.

  5. مهدی جان، ممنون از قوت قلبی که می دی. ما زیاد در این باره با هم صحبت کردیم؛ تقریبا هر بار که به هم رسیدیم. هیچ وقتم معلوم نشد بالاخره باید رفت یا موند! حالا باید عملی امتحان کنیم.

    امیر جان، چشم من فقط روال کار رو میگم و سعی می کنم قضاوت نکنم.

  6. فرخ جان بسلامتی
    فقط می تونم بگم که دوریتون خیلی سخته. اگرچه دیر به دیر همدیگه رو می دیدیم.
    مثل دوری از سیاوش و امیر و …
    براتون ارزوی سلامتی و موفقیت دارم.
    مطمئن هستم با پشتکاری که تو داری موفق میشی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *