سه شنبه , مرداد ۱ ۱۳۹۸
آخرین مطالب:
خانه / كتاب / نوبل ادبیات، موراکامی و حس شرقی

نوبل ادبیات، موراکامی و حس شرقی

اکتبر ماهی هستش که جوایز نوبل یکی یکی اعلام میشن. بر خلاف تمامی رشته ها که تاریخ اعلام نتایج از قبل مشخص میشه، برنده نوبل ادبیات بدون تاریخ مشخص شده قبلی اعلام میشه.

حدس و گمانه زنی های قبلی هم یک بخش از هیجان هرساله است که معمولا هم درست از آب در نمیاد.

امسال موراکامی (Haruki Murakami) ژاپنی رو خیلی ها شانس اول نوبل ادبیات می دونن.

من که خیلی دوست دارم این پیش بینی ها درست از آب دربیاد. سه تا از کتابهاش رو تا حالا خوندم:

و چهارمی

هم تو نوبته که بعد از اتمام Confederation of Dunces  و The Shah بخونمش.

ایدئولوژی موراکامی و نگاهش به زندگی رو دوست دارم و ازش لذت می برم.

برام جالبه که تعاریفش از جامعه و فرهنگ ژاپن چقدر برای ما ایرانی ها قابل درکه. البته که صد در صد با فرهنگ و تاریخ ما یکی نیست اما خیلی برامون ملموس و قابل درکه. رفتار آدمهای مختلف رو در طول داستان می تونید کاملا درک کنید.

توضیح جهان بینی موراکامی و تعریفش از زندگی راحت نیست و شاید براداشت هر کدوم از خواننده ها متفاوت باشه. بد نیست یه کم در مورد کتابهاییش که تا حالا خوندم بنویسم:

[singlepic id=136 w=320 h=240 float=center]

1Q84: داستان دختری که سال 1984 با انتخاب یه پلکان بدون اینکه بفهمه قدم به دنیایی موازی دنیای معمولش میزاره که اسمش رو 1Q84 میزاره. اینجا تقریبا همه چیز مثل 1984 اما چیزهای کوچک و بزرگی هم هست که یه کم! فرق داره. خلاصه که داستان زندگی در دنیاهای موازی و تاثیر هر انتخاب ما در ادامه راه زندگی مون در خلال یه داستان نسبتا طولانی تعریف میشه. برای من حدود یکسال خوندنش طول کشید.

اگه به چنین دیدگاهی از زندگی باور یا علاقه دارید می تونید بخونیدش. به نظرم رمان متفاوتی هستش که شما رو به فکر کردن وامیداره.

The Elephant Vanishes: مجموعه ای از داستانهای کوتاهه موراکامی با همون مفاهیم و درک از زندگی که خوندنش برای کسانی توصیه میشه که وقت و حوصله رمان طولانی رو ندارن. بعضی از داستان ها در این مجموعه واقعا محشرن و هر کدوم هم متفاوت و پر از ایده های ناب.

Norwegian Wood: به نسبت بقیه نوشته های موراکامی گفته میشه که این یکی به رمان معمولی که میشناسیم نزدیک ترینه. یه رمان سرراست که گفته میشه در بین کارهای موراکامی از همه بیشتر بین خواننده های ژاپنی شناخته شده است. برای من زیباییش به این بود که شما در خلال داستان اصلی کلی داستان های کوچک و بزرگ از شخصیت های جانبی که وارد داستان میشن می شنوید که به نوع خودش جالبه. با این حال که داستان سرراست و فارق از نگرش های عمیق متفاوت موراکامی به زندگی هستش اما هنوز هم رد پای تفکرش رو میشه تو داستان دید. از این یکی فیلمی هم ساخته شده که ندیدم اما رتبه IMDB خیلی بالایی نداشت. به هر حال مطمئنم مثل همیشه فیلم به خوبی کتاب از کار در نیومده.

مطلب پیشنهادی

نروژ و کار به عنوان «پرستار کودک»

به عنوان “پرستار کودک [۱]” در نروژ کار کنید تا مهارت های زبان نروژی خود …

8 دیدگاه

  1. این کتابها به انگلیسی نوشته شده اند یا ترجمه شده اند؟
    شاه رو تا کجا خوندی؟چطوره؟

  2. کتاب شاه رو که هنوز شروع نکردم.

    این کتابها رو من ترجمه انگلیسی شون رو خوندم و تا جایی که فهمیدم، “کافکا در ساحل” و “جنگل نروژی” ترجمه فارسی شدن. اما به شخصه ترجمه انگلیسی رو پیشنهاد می کنم.

  3. کافکا در ساحل رو دیده ام اما اون یکی رو نه. من فکر کنم ترجمه ترجمه است بهرحال متن اصلی نمیشه حالا بهر زبانی. در این مورد خاص تو هر دو رو دیده ای؟ یا اینکه بحث محدودیت های مترجم های داخلی است؟

  4. مهدی جان
    ترجمه خوب رو میشه تشخیص داد. مترجم هایی که این کتاب ها رو به انگلیسی ترجمه کردن شناخت خیلی خوبی از موراکامی داشتند و بعضی شون قبلا داستان های کوتاهش رو ترجمه کرده بودن. تو خوندن متن ترجمه شده به انگلیسی هم این رو حس می کنی که ترجمه چقدر خوب و قشنگ انجام شده.
    بعضی جاها می بینی که از لغت فرانسوی استفاده کردن. یعنی مترجم اونقدر کارش درست بوده که فهمیده اینجا کلمه انگلیسی برای بیان این مفهوم نیست و ناگزیر از لغت فرانسوی استفاده کرده.
    مترجم های خوب زیادی تو ایران داریم اما واقعا من که شناخت چندانی ندارم که کدومشون خوبن. بجز اون اساتیدی که همه میشناسیمشون (نجف دریابندری و لیلی گلستان و ..) بخاطر اینکه بازار کتاب اون رونقی رو که باید نداره مترجم ها هم خوب معرفی نمیشن.
    حالا به همه اینها شما سانسور رو هم اضافه کن تا از خوندن ترجمه فارسی پشیمون بشی.

  5. دوست دارم با هم تبادل لینک کنیم…
    آیا می شود؟

  6. زمان اعلام برنده امسال مشخص شد:
    پنجشنبه٬ دهم اکتبر

  7. خیلی وقته که کتاب دست نگرفتم. بعد از کیمیا یه سری عادت ها جاشون عوض شده یا به کلی از بین رفتند. باید تلاش کنم برگردم به دیفالت امیر قبل از کیمیا.

  8. یافتم …. یافتم
    خیلی وقت بود که دنبال عبارتی می گشتم که بشه کارهای موراکامی رو تحت اون عبارت دسته بندی کرد. عبارت “تخیلی” یا همون “Fiction” منظورم رو بیان نمی کرد. حال اما می دونم چطوری بگم.
    نوشته های موراکامی برداشتی ادبی از “فیزیک کوانتوم” هستش. شاید برای همینه که تخیلی که تو داستان هاش هست از جنسیه که از “فیزیک کلاسیک” یا همون واقعیت معمول باورپذیرتر و دلنشین تره.
    تازگی “کافکا در کناره” یا همون “Kafka on the shore” رو تموم کردم.
    همیشه برام جالب بود که چطور بعضی ها همه کتاب های یه خواننده رو می خونند و نوشته هاش رو دنبال می کنن. حالا اما احساس می کنم با نوشته های موراکامی ارتباطی برقرار کردم که از دنبال کردن نوشته هاش لذت می برم.
    مثل هم صحبتی با یه دوست قدیمی می مونه که خیلی راحت و روان طنز پشت پرده حرف هم رو می فهمید. روح حرف هم رو درک می کنید و ازش لذت می برید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *