پنج شنبه , آبان ۱ ۱۳۹۹
خانه / مهندسی شیمی/نفت / یک دانشجوی خوب

یک دانشجوی خوب

دیشب در واحد تصفیه هیدورژنی گازوئیل اتفاق جالبی افتاد

قضیه از این قرار بود که درصد گاز سولفید هیدوروژن در گاز گردشی واحد بالا رفته بود. حدود ساعت 10 شب کارمند اتاق کنترل گفت که شیر کنترل تخلیه گاز به فلر مشکل دارد و اگر بیشتر از 8 درصد باز شود باعث ایجاد سرج (نوسان) در کمپرسور می شود و از دست دادن کمپرسور مساوی از دست دادن واحد 53 هزار بشکه ای بود. مانده بودم چه کنم که یکی از بچه ها پیشنهاد داد از مسیر نمونه گیری گاز که یک خط 3/4 اینچی بود تخلیه به فلر را انجام دهیم.

مسیر اصلی 16 اینچ قطر داشت و قرار بود 86 بار فشار هیدروژن را به فلر که فقط نیم بار فشار داشت تخلیه کند و این یعنی افت فشار 85 بار که با تجربه ای که داشتم منجر به افت دمای بسیار شدید می شد و حدس زدم با توجه به وجود ناخالصی در گاز گردشی و قطر کم مسیر، در مدت کوتاهی مسیر یخ زده و چک شده و غیرقابل استفاده می شود. در این کش و قوس بودم که یکی از کارمندان تازه استخدام واحد (دانش آموخته مهندسی شیمی دانشگاه اراک) گفت که با توجه به اینکه بیشتر از 90 درصد سیال گاز گردشی هیدروژن است و ضریب ژول تامسون در گاز هیدروژن بر خلاف همه گازها منفی است، باعث می شود که به هنگام افت فشار دمای گاز بالا برود و مشکل یخ زدن منتفی است. یاد کلاس درس دکتر نجیبی افتادم و درس ترمودینامیک که 14 سال پیش پاس کرده بودم با نمره 17.5  .یادش بخیر این درس را خیلی دوست داشتم و خوب کار کرده بودم اما دیگر کمتر به کارم آمده بود تا امروز و این نکته کاملا فراموش شده بود. دیدم درست میگه. شروع کردیم به تخلیه 3 هزار متر مکعب بر ساعت و بدون هیچ مشکلی پرج سیستم انجام شد.

داشتم فکر می کردم استادی که به این دانشجو ترمودینامیک یاد داده، باید با وجدان آسوده بخوابد که همین یک دانشجو حقوق یک عمر خدمت او را حلال کرد. بچه جان درست درس بخون!

 

مطلب پیشنهادی

lisbon

لیزبن (Lisbon)

جغرافیا پرتقال را امروز با فوتبال و کریس رونالدو می شناسند. این کشور حدود ۱۰ …

5 دیدگاه

  1. آفرین. این یه نمونه عالیست برای نشون دادن اهمیت رابطه یه سیستم آموزشی درست و صنعت.

  2. خیلی لذت بردم. حالا ببین همه مهندس جوان تا جذب شده را چطور یک سیستم اداری می تواند فسیل و بی انگیزه کند!

  3. برای این بنده خدا چند اتفاق خواهد افتاد در سالهای آتی
    – شرایطی پیش بیاید که جذب شرکت های خارجی شود که با توجه به بسته بودن محیط پالایشگاه و کمی ارتباطات این گزینه احتمال کمی دارد
    – دچار بی انگیزگی و روزمرگی شده و بی تفاوت بیاید و برود و سی سال خدمت کند و بازنشسته شود. این هم بعید است چون با استعداد است و اگر بی توجهی ببیند سریع واکنش نشان می دهد.
    – دچار بی انگیزگی شده اما تا رسمی شدن صبر می کند و بعد انرژی خود را صرف راه اندازی کسب و کار دوم در خارج از پالایشگاه می کند. “آب باریکه” را نگه می دارد به توصیه عمه و دایی یا اینکه بعد از چند سال بطور کامل شرکت را رها می کند. گزینه سوم محتمل تر است!

  4. اگه اجازه میدادن استعداد ها و نخبه ها وارد سیستم اداری و کاری بشن و لیاقتشونو در کار نشون بدن، الان ایران گلستان بود. عالی بود این تجربت مهدی جان.

  5. منم ی استاد ترمو دینامیک دارم فرمول pv=zrtرو با چهار بار نگا رو جزوه‌ش مینویسه.
    هیچی از ترمودینامیک نمیدونم البته استادم هم نمیدونه?
    این استاده رو هیچوقت حلالش نمیکنم…
    فقط الکی پول میگیره.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *