سه شنبه , مرداد ۱ ۱۳۹۸
آخرین مطالب:
خانه / تحلیل ها / تجربه بارداری در غرب

تجربه بارداری در غرب

دیروز برای یکی از کلاس های رانندگی با معلمم که جوانی 30 سالست در راه بودیم و سخت مشغول فراگیری قوانین سفت و سخت

رانندگی در کشور نروژ.

معلم “یان” گفت که برای تعطیلات تابستانی راهی آمریکاست و از من پرسید که برنامه ما برای تعطیلات چیه. من که در ماه شش بارداری هستم منمن کنان گفتم: من نمیتونم برم سفر.

پرسید چرا؟

گفتم چون باردارم.

معلم “یان” خیلی خوشحال شد و کلی تبریک گفت و پرسید که نوزاد کی به دنیا میاد. وقتی گفتم سه ماه دیگه  چنان متعجب و هیجان زده شد و بارها ازم پرسید که دستش انداختم یا نه و اینکه چطور تو این یک ماه تعلیم رانندگی اصلا نفهمیده که من باردارم.

من با خجالت و حیای مخصوص خانوم های ایرانی لبخند میزدم و “یان” مرتب تکرار میکرد که خیلی عالی و هیجان انگیزه که سه ماه دیگه صاحب یه کودک میشم.

اون که همیشه سختگیرانه و کمی با بدخلقی اشتباهاتم را در رانندگی گوشزد میکرد، از این به بعد خیلی نرم و مهربان شده بود. آخر رانندگی هم برام یه بستنی خرید و گفت: فکر کردم بارداری . شاید بستنی دوست داشته باشی…..

 

این برخورد عجیب و دور از انتظار معلمم منو ساعت ها به فکر فرو برد. فکر کردم چطور این موضوع در ذهن ما ایرانی ها مثل یه اتفاق عجیب و غریب که باید تا حد امکان امکان کتمان بشه ، جا افتاده. فکر کردم:

اینجا بارداری یعنی انجام مهمترین مسئولیت اجتماعی

مادر بودن یعنی ساختن پایه های جامعه فرد

شکم بزرگ داشتن زیبایی و ارزش و قدرت یک زن رو نشون میده.

دلیلی برای پنهان کردن بارداری نیست. دلیلی برای پوشیدن لباس های گشاد وجود نداره. همون کاری که من تو این مدت میکردم و خیلی ها نمیفهمیدن من باردارم.

باردار بودن یعنی همه جا مقدم بودن. صف اول بودن. نیاز به انتظار کشیدن در صف های طولانی نداشتن.

اینجا مادر باید در کمال آرامش نوزاد کوچکش رو در درونش پرورش بده بدون اینکه نگران از دست دادن شغلش باشه.

زایمان و تمام مخارج اون حتی در صورت نیاز به عمل های جراحی سنگین یک سکه هم خرج نداره.

تو به عنوان مادر میتونی کمک هزینه زایمان دریافت کنی.

یک سال حقوق بگیری و در خانه به بازی و پرستاری از کودکت بپردازی.

پدر باید دو ماه بیکار باشه و با فرزند تازه متولد شدش وقت بگذرونه تا ارتباط عاطفی لازم بینشون ایجاد بشه.

 

من خوشحالم که فرزندم تو همچین شرایطی به دنیا میاد. و امیدوارم این آرامش که حق مسلم تمام زنان باردار دنیاست، روزی نصیب تمام زنان مهربان و فداکار وطنم هم بشه.

 

 

مطلب پیشنهادی

نروژ و کار به عنوان «پرستار کودک»

به عنوان “پرستار کودک [۱]” در نروژ کار کنید تا مهارت های زبان نروژی خود …

یک دیدگاه

  1. تجربه داشتن فرزند، پدر شدن، مادر شدن، غریب ترین و دلنشین ترین و سنگین ترین تجربه زندگی است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *