جمعه , آذر ۲۳ ۱۳۹۷
آخرین مطالب:
خانه / گلايه ها / گمشده در راهرو ها

گمشده در راهرو ها

چند سالی است ادارات دولتی به هم نان قرض می دهند تا درآمدسازی کرده باشند. برای باز شدن موضوع از یک مثال استفاده می کنم.

پیش از این برای انجام امور شرکت ها نظیر ثبت صورتجلسات، مستقیم به اداره ثبت شرکت ها رجوع میشد. حالا اما ابتدا به وبسایت مربوطه رجوع می شود. بعد چند ساعت پر کردن صفحات مختلف حالا باید همه را پرینت بگیری ببری تحویل پست بدهی تا آنها ببرند تحویل اداره ثبت شرکت ها بدهند (حتی اگر دو اداره پشت به پشت هم در یک خیابان باشند!)

سوال اینجاست که اینهمه اضافه کردن بروکراسی اداری (قبلا کاغذبازی بود الان وب بازی و کاغذ بازی) چه سودی برای جامعه دارد؟ کدام هزینه سر بار را کاهش می دهد؟ اگر قرار است از ترافیک شهری و رفت و آمد کم کند… که نمی کند! فقط مسیر به سمت اداره پست تغییر می کند. جالب است که اداره پست پول یک پاکت اضافه بعلاوه هزینه ارسال آن پاکت اضافه را می گیرد که اگر بر حسب احتمال مدارک شما مشکل داشت آنرا به نشانی شما برگشت دهند! یعنی بابت یک احتمال، پول قطعی گرفته می شود!

20160829_105859

فرم ها و درخواست مدارک همگی تکراری است. برای هر کاری کپی شناسنامه و کارت ملی می خواهند. یعنی اگر دو صورتجلسه به فاصله یک روز ارسال کنید باز هم آنها را می خواهند. در نهایت اینکه چک لیستی وجود ندارد تا اگر از این طومار بلند خواستنی ها چیزی از قلم افتاد، به یاد شما بیاورد.

مشابه این رویه ها بسیار است. راهنمایی و رانندگی، نظام وظیفه، سوء پیشینه و …

این شکل اشتغال زایی و درآمد سازی بررره ای هیچ ارزش افزوده ای برای جامعه ندارد. کاش یاد می گرفتیم دولت الکترونیک را درست پیاده سازی کنیم یا دستکم برگردیم به همان دولت کاغذی. این شکل “الکتروکاغذی” بدترین حالت ممکن است.

2 دیدگاه

  1. تجربه من از کار با سیستم “برید”:
    در راستای دولت الکترونیک و کاهش مصرف و گردش کاغذ و همچنین امکان دنبال کردن مسیر نامه ارسالی این سیستم برای همه از مهندس و کارمند ساده تا مدیران عامل نصب شد.
    ایده این بود که کارمند شماره 1 از سازمان الف که نامه رو تهیه میکنه بعد از امضا اسکن بشه و بره تو سیستم از آنجا به بعد مثل سیستم ایمیل امکان دنبال کردن نامه برای فرستنده؛ گیرنده ها ؛ اضافه کردن پیغام یا همون پاراف کردن بدون نیاز به نوشتن فیزیکی رو نامه بلکه گذاشتن پیام اتوماتیک و گردش رو ادامه دادن بود تا نامه برسه به دست کارمند شماره 2 در سازمان ب که باید جواب و اطلاعات درخواستی رو تهیه کنه و روال برعکس همین مسیر.
    پس قرار فقط یک بار این نامه رو کاغذ چاپ بشه بقیه گردش ها الکترونیک باشه.
    حالا چه اتفاقی در عمل میافته:
    مهندس 1 نامه رو دستی مینویسه و میده دست منشی میره میشینه تو اتاقش تا تایپیست هروقت فرصت کرد نامه رو تایپ کنه و پرینت اول رو بگیره بعد از چندبار رفت برگشت ؛ که بستگی به تسلط نامه نگاری این کارمند دار بالاخره نسخه اول آماده میشه
    بعد حرکت عمودی نامه در سازمان شروع میشه تا رییس های مربوطه به ترتیب تا جایی که لازمه سطح امضا بالا بره نامه رو میبینند و احتمالا یکی دو کلمه یا جمله جابجا میکنن. خلاصه دردسرتان ندم بعد از چندین راند دفت و برگشت و پرینت مجدد نامه آماده میشه؛ امضا میشه و اسکن میشه تا حیاط الکترونیک رو شروع کنه.
    میره به سازمان ب و اینجا حالا حرکت عمودی از بال به پایین با پاراف های مربوطه که کی کار رو انجام بده طی میشه تا نامه برسه به دست کارمند 2.
    قرار بود پیام ها الکترونیک باشه اما مدیران روسا و حتی کارمندان به دلایل مختلف اعم از مشغله کاری؛ آشنا نبودن با سیستم کاری یا براحتی ترجیح لمس کاغذی مسیر دیگه ای رو در پیش میگیرن.
    مدیران و روسا که همون اول یوزرنیم و پسوورد سیستم رو میدن به منشی مربوطه ایشان هم قشنگ و تمیز نامه ها رو پرینت میکنه میاره رییس پاراف میکنه منشی میبره اسکن میکنه و میفرسته برای بعدی. این روند تا کارمند ادامه داره.
    حالا تازه معلوم شده که کارمند 1 چه اطلاعاتی از کارمند 2 لازم داره. خوب تا حالا بود سازمان یک دست سازمان دو رقص؛ حالا میشه برعکس.
    اگه صلاح دیده بشه که نامه جواب داده بشه این روند دوباره از این سازمان به اون سازمان تکرار میشه. اگر قرار به جوب ندادن باشه که مشمول زمانش میکنن.
    یادم باشه یه بار داستان فایل های پرزنتیشن و مسیر آنها رو هم تا مقصد براتون بگم.
    حالا حساب کنید چند بسته کاغذ ؛ چقدر تیونر پرینتر و … مصرف شده.
    میشد بجای همه این کارها مثل جوامع مترقی از ایمیل استفاده کرد از کارمند 1به 2 و با رعایت سلسله مراتب سازمانی روسا رو هم ضمیمه مکالمه الکترونیک کرد.

    • باید حساسیت نسبت به این مسائل در جامعه زیاد شود. صرف این منابع، هزینه از جیب مالیات دهنده است. حالا که مرتب درگیر این سوال هستند که چه کسی مالیات می دهد و چه کسی نمی دهد، باید سوال کنیم چرا مالیاتی که می دهیم اینطور حیف و میل می شود؟ همه انسانها آموزش پذیر هستند (دستکم آنهایی که کار اداری انجام میدهند) سطوح مختلف سازمانی در ایران به شدت نیاز به آموزش دارد. گاهی کارمندان دولتی یم پرسش ساده از خود را توهین تلقی می کنند. به بهانه اینکه حقوقشان کافی نیست با مراجعین بد رفتاری می کنند. هیچکدام قابل توجیح نیست. خلاصه اینکه صرف منابع از جیب مردم و بیت المال با هر دیدگاهی قابل قبول نیست. امیدوارم روزی برسد که این مسائل رنگ سیاسی نگیرد و فرهنگ اداری و سازمانی این مملکت در مسیر ارتقاء قرار گیرد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *